|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها يك جرعه آب نذر امامش كسي نكرد آخر شبيه جد غريبش شهيد شد غربت براي آل علي تازگي نداشت
اما فداي بي كفن دشت كربلا هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت هم داغديده ی شرر آفتاب بود موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 13:3 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
اینها به جای اینکه برایت دعا کنند کف می زنند تا نفست را فدا کنند یا جای اینکه آب برایت بیاورند همراه نالهی تو چه رقصی به پا کنند باید فرشته ها، همه با بالهای خود فکری برای چشمِ پر اشک رضا کنند هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند تا زودتر تو را ز سر خویش وا کنند این قدر پیش چشم همه دست و پا مزن اینها قرار نیست به تو اعتنا کنند بال فرشته های خدا هست پس چرا؟ این چند تا کنیز تو را جابجا کنند حالا که میبرند تو را روی پشت بام آیا نمیشود که کمی هم حیا کنند تا بام میبرند که شاید سر تو را در بین راه، با لبهای آشنا کنند حالا کبوتران پر خود را گشوده اند یک سایبان برای تنت دست و پا کنند
شاعر:علی اکبر لطیفیان
موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 11:44 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
![]() « روزی دزدی را به نزد معتصم عباسی(لعنه الله علیه) آوردند و دزدی وی اثبات شده بود و در نتیجه باید بر وی حد جاری می شد. معتصم عباسی علمای بزرگ اهل تسنن را فرا خواند تا طریقه اجرای حد بر این دزد را شرح دهند. عده ای از آنان گفتند: باید از مچ ، دست وی قطع شود تا حد بر وی جاری شود. عده ای از آنان هم گفتند: باید از آرنج دست وی قطع شود تا حد بر وی جاری شود. معتصم عباسی وقتی این اختلاف بین علمای اهل تسنن را دید، پنداشت که هم اکنون بهترین فرصت است که علم و مقام ««امام جواد علیه السلام»» را در جلوی چشم همگان زیر سوال ببرد. بدین سبب از امام جواد علیه السلام خواست در مورد جاری شدن حد بر روی این مرد که دزدی نموده است اظهار نظر کنند. * امام جواد علیه السلام با لحنی رسا و مطمئن فرمودند: مگر قرآن نخوانده اید که خداوند متعال می فرماید: المَساجِدُ لِالله محل های سجده(در نماز) برای خداست و باید این فردی که دزدی نموده و دزدی اش ثابت شده است باید چهار انگشت وی قطع گردد تا حد پروردگار بر وی جاری شده باشد * ( کف دست از جمله محل هایی که در نماز باید کاملا با زمین تماس داشته باشد) حاضران همه متحیر این علم و مقام امام جوادِ نوجوان شدند. معتصم عباسی اینبار هم نتوانتست مقام عظیم امام جواد علیه السلام را زیر سوال ببرد و با ناراحتی دستور داد تا بر دزد به طریقی که امام جواد علیه السلام فرموده اند: حد را جاری کنند.
موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 10:25 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
![]() يا جواد الائمه ادركني خون شد از غم دلِ خدا جويم درد بسيار و نيست دارويم ميفشانم سرشك و ميگويم يا جواد الائمه ادركني
سينه اي پُر شرار دارم من دل و جاني فكار دارم من دو جهان با تو كار دارم من يا جواد الائمه ادركني
روزگارم ز غم تباه شده قلبم از معصيت سياه شده راهِ من منتهي به چاه شده يا جواد الائمه ادركني
خسته و دلشكسته و زارم گره افتاده است در كارم جز به كويت كجا پناه آرم؟ يا جواد الائمه ادركني
اي كه روح عبادتي مارا عذر خواهِ قيامتي مارا جانِ زهرا عنايتي مارا يا جواد الائمه ادركني
تشنه ام تشنه بر من آب بده گنهم را ببر ثواب بده به گداي درت جواب بده يا جواد الائمه ادركني
دردِ من را دوا كني چه شود؟ حاجتم را روا كني چه شود؟ قسمتم كربلا كني چه شود؟ يا جواد الائمه ادركني
عزت عالمين ميخواهم نجف و كاظمين ميخواهم طوفِ قبر حسين ميخواهم يا جواد الائمه ادركني
من كه چون شمع بر فروخته ام از غم غربت تو سوخته ام چشم بر رحمتِ تو دوخته ام يا جواد الائمه ادركني
همسرت كرد نامراد تورا ساخت مسموم از عناد تورا اي كه خوانده پدر جواد تورا يا جواد الائمه ادركني سيدرضا مويد
موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ] [ 8:33 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست در چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست ما خُمِّ شراب از جگر غوره گرفتیم در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم در بین سحرها ، سحری بهتر از این نیست ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست حق داشت بنازد پدر پیر مدینه در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست گفتند جواد است سر راه نشستیم در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست گفتند سلامی بده و زائر او باش دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست پس زائر یاریم توکلت علی الله ما عبد نگاریم توکلت علی الله ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند در طرز شهادت شهدا فرق ندارند کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند ایام طفولیت تو عین بزرگی است در معجزه، ایام خدا فرق ندارند از رحمت تو دور نبودند،سیاهان وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند پایین سرسفره تو نیز چو بالاست در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند ما کار نداریم رضا یا که جوادی در مذهب ما آینه ها فرق ندارند تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی یکبار دگر نیز محمد شده باشی بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو لب تشنه شدن ازمن و دریاشدن از تو در راه عصای تو بیان کرد: امامی! اعجاز عصا از تو و موسی شدن از تو در مهد به اثبات خودت سعی نمودی در کودکی ات این همه والا شدن از تو چهل سال پدر – چشم به راه پسرش بود حالا یکی یک دانه ی بابا شدن از تو چشمان موفق به امید تو نشسته است پس دست شفا از تو و بینا شدن از تو تا زائر سرو قد و بالای تو باشد جانم پسرم از پدر و پاشدن از تو بگذار قدم های تو را خوب ببیند در قامت تو جلوه ی محبوب ببیند هستند کریمان دو عالم سرخوانت یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت اصلا حرم شاه خراسان حرم توست هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت انگار که گهواره تو عرش زمین بود وقتی پدر پیر تو می داد تکانت تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است هستم اگر امروز مسلمان اذانت یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید صدبار نمی رفت به قربان زبانت! از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است براین پدرت حق بده باشد نگرانت در راه مبادا قدمت خار ببیند آن صورت چون برگ تو آزار ببیند یک روز می آید که می افتد بدن تو لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو یک روز می آید که می افتی و کنیزان در خانه برقصند کنار بدن تو ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ... آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو هرچند کلام تو در آواز شود گم اما نزند هیچ کسی بر دهن تو (علي اكبر لطيفيان) موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 11:11 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
هر كه دل بُرد،دلبر ما نيست هر كه نازي فروخت،ليلا نيست هر كه هويي كِشَد مسيحا نيست هر كسي با تو نيست با ما نيست دلبر محض، غير مولا نيست
كيست مولا و فيه نور ِاله قد تجلي بنورهي الله گه خدا آينه ست و مولا گاه وسط و ابتدا و آخر راه ذره اي فرق بين آنها نيست
عاشقان دف به كف ز حيراني صف كشيدند بر غزل خواني تا فِتد بر كه فال قرباني رحمت حق به قوم نصراني نزد آن شيعه كز تو شيدا نيست
مستم از عشق و خُم به دوش تويي نُهمين بحر باده جوش تويي پسر سلسله فروش تويي حق تعالاي هر سروش تويي ورنه جبريل مرد اينها نيست
اي پدر خوانده ي پياله و خُم هو تويي اي عزيز يازدهم اي امير عمارت مردم تو به "نحنُ "بناز و من "انتم" كه كتابت به شرح آتاني است
اربعيني به شيشه مِي بوده كس نداند كه تاك كِي بوده مِهر يا اين كه تير و دِي بوده چون عروس علي ز ري بوده نيمي از اين شراب ايراني است
شه به بزم جلوس مي آيد منكر او عبوس مي آيد جان سلطان طوس مي آيد يا انيس النفوس مي آيد جان دهيدش ، گهِ تماشا نيست
جلوات تو مشرق سحر است خلوات تو فيض خونجگر است سكنات تو مو به مو پدر است حركات تو حيدري دگر است لمعات تو كم ز زهرا نيست
اي غروب بهانه را مرعات گريه كم كن بخور ز آب فرات يافتي چون ز تشنگي تو نجات به علي اصغر و لبش صلوات بهتر از اين به آب معنا نيست
جگرش را به روي دست گرفت پسرش را چنان كه هست گرفت گردن نازكش شكست گرفت بوسه ي تير تا نشست گرفت معني، اين غير داغ مولا نيست (محمد سهرابي) موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 11:10 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
[ پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ] [ 23:39 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
[ پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ] [ 23:22 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
اینها به جای اینکه برایت دعا کنند *************************** یارب به سینه تاب نمانده ز یاد تو شرمنده ام که یار ندارد جواد تو موسی به طور بهر مناجات میرود من مانده ام به حجره دربسته یاد تو باب المرادم و اجلم مژده میدهد آقا بیا که فاطمه داده مراد تو مادر بگو به همسر نامهربان من باید چگونه جلب کنم اعتماد تو وقتی امام تشنه ز دل ناله میزند آبی رسان که میرسد آخر به داد تو اطراف محتضر که کسی کف نمیزند چندان وفا نمانده به لبخند شاد تو محشر جواب مادر مارا چه میدهی این بغض و کینه نیست شفیع معاد تو دور امام هلهله کردن روا نبود گویا به اهل کوفه رسیده نژاد تو حتی کسی نبود که گرید به حال من بابا بیا که جان بسپارد جواد تو جد غریب! بال کبوتر نخواستم باشد جواد گریه کن خانه زاد تو ***محمود ژولیده*** --------------------------------------------- طائر عرشم ولى پر بستهام یاد دلدارم ولى دلخستهام
غربت هیچ کسی مثل تو مولا نشود گره بی کسی تو به خدا وا نشود نیست یک خواهر غمدیده پرستار شما هیچ کس همقدم زینب کبری نشود به لب تشنه ی تو آب گوارا نرسید مقتلت گر چه به جانسوزی صحرا نشود پسر ضامن آهو، تو جوانمرگ شدی مثل تو هیچ کسی وارث زهرا نشود جگر سوخته از زهر تو را طعنه زدند جگر سوخته با خنده مداوا نشود قدرت زهر چه بوده که ز پایت انداخت گفت با خنده دگر ابن رضا پا نشود جان فدای پسرت حضرت هادی که سه روز دید تشییع تن خسته مهیا نشود ***جواد حیدری*** از پشت درب بسته کسی آه می کشد
موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ] [ 23:17 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
سلام من به نور عین زهرا سلام من به غربت حریمش سلام من به قلب بیقرارش سلام من به غربت نگاهش سلام من به حال احتضارش دلش به دام عشق مبتلا بود به حال مرگ فتاده محتضر بود درون حجره بسکه ناله ها زد قتلگهش میان مسکنش بود سیلی کین به چهره شرف زد درون حجره قلب لاله میسوخت شروع به پایکوبی از جفا کرد دل ببرد به راه کاظمینم همان سرا که زائری ندارد دو یاس خسته در نهاد دارد عاشق پر بسته کاظمینم خدا کند رسم به کوی یارم سید محمد میرهاشمی گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه يوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم در بهار زندگى از عمر خود گرديده محروم آه و واويلا كه آخر همسر ناقابل او از شرار آتش زهر شعله ها زد بر دل او فاطمه اولاد خود را در بلا پيوسته بنگر قتله گاهش را ميان حجره در بسته بنگر همچو جدش تشنه لب در بين حجره دست و پا زد هر كنيزى ناله بر مظلومى ابن الرضا زد
******************* اي انس و جان گداي تو يا حضرت جواد شد مرثيه سراي تو يا حضرت جواد شاعر : استاد سازگار ************************ آنکه عمري داغ زهرا شعله زد بر پيکرش هر که مي گردد«وفائي» از وفا خاک درش وفایی ********************** آبرومندان عالم آبرو مند تواند ************************ ولى خدا يا جواد الائمه محيط سخا، يا جوادالائمه چه گويم به وصفت كه فرموده آن را به قرآن خدا، يا جوادالائمه به كشتى ايمان در امواج طوفان تويى ناخدا، يا جوادالائمه چه در هفت گردون، چه در هشت جنت تويى مقتدا، يا جوادالائمه سماواتيان راست مدح تو، بر لب به صبح و مساء، يا جوادالائمه بود نقش خاك ره كاظمينت رخ اولياء، يا جواد الائمه ز شاهيست عارم كه در آستانت گدايم گدا، يا جوادالائمه بود بى ولاى تو طاعات عالم سراسر هبا، يا جواد الائمه اگر بود واقف زعلمى كه داده تو را كبريا، يا جوادالائمه نه بگشودى اندر برت پور اكثم لب خويش را، يا جوادالائمه گرم سر جدا گردد از تن، نگردد دل از تو جدا، يا جوادالائمه به غير از خدا هر كه گويد ثنايت بود نارسا يا جوادالائمه خدا داد پاسخ به هر بينوا كو تو را زد صدا، يا جوادالائمه به بازار محشر ولاى تو آدم به روز جزا، يا جوادالائمه ثناى تو گويم عصا از تو جويم به هر دو سرا، يا جوادالائمه رهايى به مهر تو خواهم كه گشتم اسير هوا، يا جواد الائمه خوش آن ملتجى را كه در آستانت كند التجاء، يا جوادالائمه جوادى ، جوادى ، گدايم، گدايم عطا كن ، عطا يا جوادالائمه بخوان جانب كاظمينم و ز آنجا ببر كربلا، يا جوادالائمه بمانم ، بميرم سپس زنده گردم به مهر شما، يا جوادالائمه به جان پيمبر به زهراى اطهر به بابت رضا يا جوادالائمه مرا تا ابد از صف دوستانت مگردان جدا، يا جوادالائمه تهى دستم و هستيم هست، تنها گناه و رجا، يا جوادالائمه قدم گشته خم ، پا فرو مانده در گِل ز بار خطا، يا جوادالائمه
********************** زهر به جان زد شررم اي پدر ريخت به دلها شررم اي پدر شاعر :استاد سازگار ********************** ********************* حــتــی خـدا هـم در غـم تـو این چنین است تــو نــالــه مـی کردی صـدا بیرون نمی رفت گــویــا کــه ایـن دیوار ها دیــوار چـیـن است یــا نــه صـــدای ســـاز و آواز اســت انــگــار ابــن الــرضــا بـر خـاک حـجـره بر زمین است کــار خــودش را مــی کــنــد زهــر هــلاهــل از زهــر ام الـفـضـل قـلـبـت آتــشــیــن است ای نــا بــکــار بــی حــبــا ایـن بـود رسـمـش مـزد امــامــت بــر شـمـا آیـا هـمـیــن است ؟ بـر خـود مـپـیـچ ای آنـکـه عـالـم ریزه خوارت مولا کشی رسم است رسم مشرکین است بـر روی بـام خــانــه ات جــسـمــت فــتــاده تـنـهـا کـبـوتـر ها به جسمت همنشین است مـولا ظــفــر را هـم کـمـی دریـاب ... دریاب در جـمـع احـبـاب شـمـا او کـمـتـرین است *************** ************************** **********************
موضوعات مرتبط: امام جواد(ع) [ پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ ] [ 23:14 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |