مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

 

لطفا دانلود کنید؟

اشعارولادت حضرت علی اصغر علیه السلام


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 19:9 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

امشب که مدینه رنگ دیگر دارد

یک باغ گل و شکوفه تر دارد

گل خنده شادی است به لب های حسین

چون در بر خود علی اصغر دارد

************

امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین

شیرخوار اکبری را در بغل دارد حسین


هم چو گردون اختری با جلوه های سرمدی


هم چو دریا گوهری را در بغل دارد حسین


غرقه در امواج شادی گشته آن دریای نور

زمزمی یا کوثری را در بغل دارد حسین


جان هر جانانه را بگرفته در دامن رباب


دلبر هر دلبری را در بغل دارد حسین


یاد مادر می کند زینب چو امشب بنگرد


خود حسین اصغری را در بغل دارد حسین


خود خدای عشقبازان، این سفیر کوچکش


ای عجب پیغمبری را در بغل دارد حسین


پیر کنعان گو ننازد بر جمال یوسفش


یوسف زیباتری را در بغل دارد حسین


گر که از گهواره شد آغاز اعجاز مسیح


نک مسیح دیگری را در بغل دارد حسین


هم رسالت، هم امامت از فروغش منجلی است


احمدی یا حیدری را در بغل دارد حسین


در رگ و شریان او جاری بود خون خدا


از فضایل مظهری را در بغل دارد حسین


عروه الوثقای عالم تاری از قنداقه اش


از شفاعت محشری را در بغل دارد حسین


تا شود گل های سرخ کربلا را عندلیب

مرغ قدسی پیکری را در بغل دارد حسین


این پسر مُهر شهادتنامه انصار اوست


خاتم معجزگری را در بغل دارد حسین


شاهد فردای عاشورا بود در دامنش


یا شفیع محشری را در بغل دارد حسین


عرصه گاه حق و باطل چون شود دشت بلا


بهر آنجا داوری را در بغل دارد حسین


موج خونش چون کند تضمین فتحی جاودان


طفل نه، سرلشکری را در بغل دارد حسین


با زبان بی زبانی راز گوی خلقت است


یاور نوآوری را در بغل دارد حسین


تشنه کامی جوشن و خون گلو شمشیر اوست


بوالعجائب یاوری را در بغل دارد حسین


آل عصمت هر یکی خود کارساز عالمند


کارساز دیگری را در بغل دارد حسین


ای "مؤید" هر چه خواهی نک از آن مولا بخواه


که امشب از جان بهتری را در بغل دارد حسین

*************** 

امشب هواي پاکي آئينه دارم

با عشق گويا الفتي ديرينه دارم

امشب که مست باده اشراق هستم

در مي پرستي شهره آفاق هستم

امشب درونم آتشي از عشق بر پاست

مجنونم و قلبم اسير نام ليلاست

ليلاي قلب من نگاري آسماني است

نامش هميشه بين دلها جاوداني است

او مست عشق است و دلي آگاه دارد

در سينه خود عشق ثار ا... دارد

سيماي او آيينه تمثال مولاست

در آسمانها کوکب اقبال مولاست

انگشتهاي کوچکش دارد چو اعجاز

از کار عالم مي کند صدها گره باز

اين شيرخواره از تبار بوتراب است

او اصغر است و طفل دلبند رباب است

او غنچه شش ماهه سرخ بهار است

بر سينه زهرا مدال افتخار است

لالايي خوابش مناجات حسين است

او قبله آمال و حاجات حسين است

قنداقه او از حرير ياس باشد

گهواره جنبانش عمو عباس باشد

چشمان او روياي شبهاي مدينه است

گهواره اش دستان پر مهر سکينه است

گر چه دل از عالم ربوده خنده او

شد آبهاي اين جهان شرمنده او

گرچه نم لبهاي او آب حيات است

شرمنده از لبهاي او آب فرات است

او تشنگي را اين چنين تفسير کرده

نام عطش را بر لبش تحرير کرده

او محسن کرببلاي قلب مولاست

خونش گواه غربت فرزند زهراست

او کربلايي اصغر اين عالمين است

قبرش به روي سينه زخم حسين است

**************************

من که قلب شکسته اي دارم

دل در خون نشسته اي دارم

رام هر کس نمي شود دل من

صيد کرکس نمي شود دل من

دل خود را به غم محک زده ام

تا دم از صاحب فدک زده ام

خالق اکبر است يار دلم

با علي اصغر است کار دلم

آنکه سوز غمش جگر سوز است

روز ميلاد او دل افروز است

لحظه هاي خوش بهاران است

شهر قرآن ستاره باران است

از زمين تا بهشت پل زده اند

دسته گل روي دسته گل زده اند

شهد رحمت به جام مي ريزند

دوستان را به کام مي ريزند

شاد باش ولادت اصغر

انبياء و ارادت اصغر

پور زهرا که عشق سرمستش

علي ديگر است در دستش

باز قرآن کوچکي دارد

ناز پرورده کودکي دارد

کودکي را که هست در سُعدا

شاهد عشق سيد الشهدا

گوهر اشک شوق سفت حسين

سجده ي شکر کرد و گفت حسين

اين پسر منتهاي عشق من است

شاهد کربلاي عشق من است

اينکه آئينه ي علي باشد

شادي سينه ي علي باشد

عکس و آئينه هر چه گوياتر

چونکه کوچکتر است زيباتر

جلوه ي جزء و کل تماشائي است

غنچه در باغ گل تماشائي است

لوح خلقت به نام اين اصغر

دُبّ اکبر غلام اين اصغر

کودک ناز و در صلابت شير

سينه ي مادر از لبش پر شير

در جبينش فروغ عصمت و عشق

گل ياس بلوغ عصمت و عشق

بزم عصمت از او عجب عالي است

جاي زهرا در اين ميان خالي است

تا که با خنده در برش گيرد

بوسه از روي اصغرش گيرد

از حسين اين کلام خوش باشد

هر چه يزدان مرا پسر بخشد

به علي بسکه عشق دارم من

نامشان را علي گذارم من

وين بود سومين علي او را

که بود يادگار عاشورا

هست بند قماط پابستش

رشته ي کائنات در دستش

بند قنداقه اش اگر بر پاست

کهکشان سپهر خوبيهاست

خون خون خداست در رگ او

رشته ي رحمت است هر رگ او

راه آزادي و شهامت را

که نگهبان بود امامت را

از دو ششماهه يافته است ثبات

مکتب از خونشان گرفته حيات

خون محسن شروع بسم ا...

خون اصغر ختامه ي اين راه

اي بهار اميد ما اصغر

آيت اکبر خدا اصغر

اکبر استي ولي به نام، اصغر

اصغري ليک در مقام، اکبر

علي اي ياس لاله پوش حسين

طاير  وسدره روي دوش حسين

گشته نائل ز فيض حق جوشي

سر دوش پدر به سر دوشي

اي سلام نماز عشق حسين

روح راز و نياز عشق حسين

کارهاي خدائيت دادند

دست مشکل گشائيت دادند

اي اسير تو هر نبي و ولي

دستهاي تو کوچک است ولي

کارسازي چو کار ساز کند

عقده هاي بزرگ باز کند

سينه ها را جلا تو مي بخشي

دردها را دوا تو مي بخشي

نام تو رمز لاله ي ياس است

عاشق تو نگاه عباس است

موید

**************************

فاش می‌گویم که حیرانِ علی اصغرم
لحظه‌های عمر مهمانِ علی اصغرم

چون نفس در سینه‌ می‌پیچد،‌ نسیمِ عطرِ او
سرخوشم یارب غزل‌خوانِ علی اصغرم


اسمعیل عشق اویم، مسلخم هر مجلسش
کشته دیدار و قربانِ علی اصغرم


گر چه در دنیا به کامم هست شهد زندگی
این همه مدیونِ چشمانِ علی اصغرم


دیگران من را به نام خاک پایش خوانده‌اند
در پناه عشق و عنوانِ علی اصغرم


در شب میلاد او با نغمه‌های یا حسین
فکرِ آن لب‌های خندانِ علی اصغرم


گر که او خود تشنه‌ی کرب و بلای عاشقیست
تشنه‌ام عطشانِ بارانِ علی اصغرم

*******************

ای علی اصغرکه نامت دلرباست

پنجه های کوچکت مشکل گشاست

اصغری اما به معنا اکبری

نور چشم زاده پیغمبری

تو به پیران درس عزت داده ای

درس عزت را ز غیرت داده ای

کودک سرمست از کوثر تویی

افتخار آل پیغمبر تویی

تو زبون ترکرده ای حکام را

توبقا بخشیده ای اسلام را

عشق و ایمان را نتایج گشته ای

تا ابد باب الحوائج  گشته ای

شیعه را چون کار معضل میشود

مشکلش با دست تو حل میشود

ای صغیر بهتر از صدها کبیر

سید{خوشزاد}را دستی بگیر

*********************

فضای عالم دل ها به حال آمده است
در آسمان ولایت هلال آمده است


به پاس عصمت پنجاه و هفت سال حسین
ز کردگار برایش مدال آمده است


علی اکبر اگر بُد مثال پیغمبر
حسین فاطمه را هم مثال آمده است


گلی که عطر دل انگیز فاطمه با اوست
علی جمال و محمد خصال آمده است


ز دیدنش شکفته گل، در گل عباس
ز بوسه اش دل زینب به حال آمده است


اگر جمال و جلال خدای می جویی
بیا که عین جمال و جلال آمده است


به رنگ و بوی بهشتی ز کشور گل ها
یگانه غنچه باغ کمال آمده است


الا که تشنه فیضی به وادی غم ها
بیا که چشمه آب زلال آمده است


اگر چه می شود از تیر قطع رگ هایش
از او میان قلب و خدا اتصال آمده است

**********************

 

 

 


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 19:1 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

دو چشم آسمان مست قمر شد

دل شب آرزومند سحر شد

دو عالم جملگی در انتظارند

خریدار رخ ماه نگارند

دو چشم فاطمه روشن شد امشب

دوباره یا علی آمد به هر لب

رباب آید به دستش غنچه ای ناز

پرستویی که دارد شوق پرواز

همان طفلی که عشق عالمین است

به روی دست بابایش حسین است

به دلها دلبری دیگر دمیده

ز دامان رباب اصغر رسیده

نه اصغر اکبری زیباتر آمد

ز گلها غنچه ای رعناتر آمد

حرم سرمست رخسار کریمش

بیاید کعبه پابوس حریمش

حریم محرمانش محفل عشق

همیشه آرزومندش دل عشق

هر آنکه وصف رخسارش شنیده

برای دیدن او پر کشیده

اگر آن قبله من رخ نماید

دو صد کعبه طوافش را نماید

جمالش مسجد الاحرام ناز است

حرم بر خاک او مست نماز است

دل مستانه را تاراج کرده

خود از شوق سفر معراج کرده

عروج او ز دشت لاله ها بود

پس از او کار مادر ناله ها بود


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:45 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

ای آنکه دل از بابا بردی به تماشایی

با نام تو در دلها گردیده چه غوغایی

اسم تو شفا باشد مهر تو ولا باشد

همچون تو کجا باشد در گنبد مینایی

جام می نابی تو در عشق کتابی تو

بر دل چو بتابی تو خورشید دل مایی

ای عشق عجین ما ای مذهب و دین ما

بر حلقه نگین ما تو گوهر والایی

دل ها همه سرمستت جان ها همه پا بستت

چشم همه بر دستت از بهر تمنایی

ای دارو ندار عشق یاد تو بهار عشق

بی نام تو کار عشق افتد چه به رسوایی

ای طفل رباب اصغر آرام دل مادر

آیا شود ای دلبر رخ بر همه بگشایی


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:41 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

از شوق شادي مرغ طبعم پرگـشـوده

در وصـف مـيــلاد عــلـي اصـغـر سـروده

دارد عـروس فـاطـمه يك گل بــدامن

چـشـم حـسـيــن از ديـدنـش گرديده روشن

اصـغـر بـدامـان پـدر مــاوا گـــرفـــتـه

گــوئـي كــه بــر دامــن گـل حـمـرا گـرفـته

بــابــا تــبـسـم مي كـند بر شـيـرخواره

مــادر بــرخــســار پـــســر دارد نـــظـــاره

آل عـلـي زيـن غنچه نورسـته شـادان

غرق سرور و شادي و عيش اند و خندان

بــر مـادر اصـغـر هـمه تبريك گويـند

نـوزاد او را هـمـچـو گـل يـك يـك بـبويند

از مـقـدم ايــن كـودك فرخـنده، زيـنب

در جـان نـشـاط تـازه دارد خـنــده بــر لـب

ايـن كـودك نــوبــاوه در مــاه مـحرم

رســوا نـمـايــد دشـمــن دين را به عـالم

ايــن كــودك نـوبـاوه در آغـوش بابا

آزرده گــردد حـنـجـرش از ظــلــم اعـــدا

ايــن كـودك نـوبـاوه در روز قــيامت

از ظــلـم و جـور حــرمـلـه دارد شكايت

ايــن كـودك نــوبــاوه بـر درگـاه داور

دارد مـقـامـي از شـهـيـدان جـمله برتر

ايــن كــودك نوباوه با دستان كوچك

از كار مردم عقده ها بگشوده بي شك

از تير دشمن غرقه خون شد پيكر او

مـظـلـومـي خـون خـدا شـد حـنـجـر او

ايـن كــودك نــوبـــاوه سـبـط پـيـمـبــر

دارد «حـيـاتي»‌ را نظر در روز محشر


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:36 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

من که قلب شکسته اي دارم

دل در خون نشسته اي دارم

رام هر کس نمي شود دل من

صيد کرکس نمي شود دل من

دل خود را به غم محک زده ام

تا دم از صاحب فدک زده ام

خالق اکبر است يار دلم

با علي اصغر است کار دلم

آنکه سوز غمش جگر سوز است

روز ميلاد او دل افروز است

لحظه هاي خوش بهاران است

شهر قرآن ستاره باران است

از زمين تا بهشت پل زده اند

دسته گل روي دسته گل زده اند

شهد رحمت به جام مي ريزند

دوستان را به کام مي ريزند

شاد باش ولادت اصغر

انبياء و ارادت اصغر

پور زهرا که عشق سرمستش

علي ديگر است در دستش

باز قرآن کوچکي دارد

ناز پرورده کودکي دارد

کودکي را که هست در سُعدا

شاهد عشق سيد الشهدا

گوهر اشک شوق سفت حسين

سجده ي شکر کرد و گفت حسين

اين پسر منتهاي عشق من است

شاهد کربلاي عشق من است

اينکه آئينه ي علي باشد

شادي سينه ي علي باشد

عکس و آئينه هر چه گوياتر

چونکه کوچکتر است زيباتر

جلوه ي جزء و کل تماشائي است

غنچه در باغ گل تماشائي است

لوح خلقت به نام اين اصغر

دُبّ اکبر غلام اين اصغر

کودک ناز و در صلابت شير

سينه ي مادر از لبش پر شير

در جبينش فروغ عصمت و عشق

گل ياس بلوغ عصمت و عشق

بزم عصمت از او عجب عالي است

جاي زهرا در اين ميان خالي است

تا که با خنده در برش گيرد

بوسه از روي اصغرش گيرد

از حسين اين کلام خوش باشد

هر چه يزدان مرا پسر بخشد

به علي بسکه عشق دارم من

نامشان را علي گذارم من

وين بود سومين علي او را

که بود يادگار عاشورا

هست بند قماط پابستش

رشته ي کائنات در دستش

بند قنداقه اش اگر بر پاست

کهکشان سپهر خوبيهاست

خون خون خداست در رگ او

رشته ي رحمت است هر رگ او

راه آزادي و شهامت را

که نگهبان بود امامت را

از دو ششماهه يافته است ثبات

مکتب از خونشان گرفته حيات

خون محسن شروع بسم ا...

خون اصغر ختامه ي اين راه

اي بهار اميد ما اصغر

آيت اکبر خدا اصغر

اکبر استي ولي به نام، اصغر

اصغري ليک در مقام، اکبر

علي اي ياس لاله پوش حسين

طاير  وسدره روي دوش حسين

گشته نائل ز فيض حق جوشي

سر دوش پدر به سر دوشي

اي سلام نماز عشق حسين

روح راز و نياز عشق حسين

کارهاي خدائيت دادند

دست مشکل گشائيت دادند

اي اسير تو هر نبي و ولي

دستهاي تو کوچک است ولي

کارسازي چو کار ساز کند

عقده هاي بزرگ باز کند

سينه ها را جلا تو مي بخشي

دردها را دوا تو مي بخشي

نام تو رمز لاله ي ياس است

عاشق تو نگاه عباس است

موید

 

 


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:18 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

امشب هواي پاکي آئينه دارم

با عشق گويا الفتي ديرينه دارم

امشب که مست باده اشراق هستم

در مي پرستي شهره آفاق هستم

امشب درونم آتشي از عشق بر پاست

مجنونم و قلبم اسير نام ليلاست

ليلاي قلب من نگاري آسماني است

نامش هميشه بين دلها جاوداني است

او مست عشق است و دلي آگاه دارد

در سينه خود عشق ثار ا... دارد

سيماي او آيينه تمثال مولاست

در آسمانها کوکب اقبال مولاست

انگشتهاي کوچکش دارد چو اعجاز

از کار عالم مي کند صدها گره باز

اين شيرخواره از تبار بوتراب است

او اصغر است و طفل دلبند رباب است

او غنچه شش ماهه سرخ بهار است

بر سينه زهرا مدال افتخار است

لالايي خوابش مناجات حسين است

او قبله آمال و حاجات حسين است

قنداقه او از حرير ياس باشد

گهواره جنبانش عمو عباس باشد

چشمان او روياي شبهاي مدينه است

گهواره اش دستان پر مهر سکينه است

گر چه دل از عالم ربوده خنده او

شد آبهاي اين جهان شرمنده او

گرچه نم لبهاي او آب حيات است

شرمنده از لبهاي او آب فرات است

او تشنگي را اين چنين تفسير کرده

نام عطش را بر لبش تحرير کرده

او محسن کرببلاي قلب مولاست

خونش گواه غربت فرزند زهراست

او کربلايي اصغر اين عالمين است

قبرش به روي سينه زخم حسين است

 

 


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:17 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

فاش می‌گویم که حیرانِ علی اصغرم
لحظه‌های عمر مهمانِ علی اصغرم
چون نفس در سینه‌ می‌پیچد،‌ نسیمِ عطرِ او
سرخوشم یارب غزل‌خوانِ علی اصغرم
اسمعیل عشق اویم، مسلخم هر مجلسش
کشته دیدار و قربانِ علی اصغرم
گر چه در دنیا به کامم هست شهد زندگی
این همه مدیونِ چشمانِ علی اصغرم
دیگران من را به نام خاک پایش خوانده‌اند
در پناه عشق و عنوانِ علی اصغرم
در شب میلاد او با نغمه‌های یا حسین
فکرِ آن لب‌های خندانِ علی اصغرم
گر که او خود تشنه‌ی کرب و بلای عاشقیست
تشنه‌ام عطشانِ بارانِ علی اصغرم

 


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:16 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

ای خدا دلبرم آمد      گل و تاجِ سرم آمد

علیِ اصغر مولا          ساقی و ساغرم آمد

یا علی یا علی اصغر (3)

شیعه آزاده‌ی عشقش     همه دلداده‌ی عشقش

او چو شمع و همه شیعه         شده پروانه‌ی عشقش

یا علی یا علی اصغر (3)

آمدی ای نوبهارم          برده‌ای صبر و قرارم

کرده‌ام نذر قدومت           همه‌ی دار و ندارم

یا علی یا علی اصغر (3)

ای که همراز حسینی         عشقِ طناز حسینی

کربلا لحظه‌ی آخر           طفلِ سرباز حسینی

یا علی یا علی اصغر (3)

 

*************************

*************************

 

دیگه غم سر اومده    علی اصغر اومده   علی اصغر اومده

 

شیعه‌ها لحظه‌ی گل شکفتنه،

 

دیگه غم سر اومده

آسمون و رنگِ شادی بزنید،

 

علی اصغر اومده

صنما پیش رخش زانو زدند،

 

همشون به شور و شین

روی لب‌های همه گل می‌کنه،

 

گلِ ذکرِ یا حسین   گلِ ذکرِ یا حسین   گلِ ذکرِ یا حسین

شاه عالم داره این شقایق و،

 

تو بغل بو می‌کنه

علی اصغرِ حسین با چشمِ خود،

 

داره جادو می‌کنه

تو جهان قند و عسل، نقل و نبات،

 

دیگه معنا نداره

عاشقِ علیِ اصغرِ حسین،

 

غم و غوغا نداره     غم و غوغا نداره     غم و غوغا نداره

 

بیایید تا وقت سختِ جون دادن

 

، عاشقِ اون بمونیم

بیایید توی کلاس درسِ عشق،

 

درسِ اصغر بخونیم

ای خدا به سینه‌ی خسته‌ی ما،

 

امشب و صفا دادی
آ

خرین فدایی کربلا رو،

 

هدیه به مولا دادی

کاشکی می‌شد همه  امشب تا سحر،

 

از قفس رها باشیم

توی  خواب و بیداری، پر بزنیم،

 

همه کربلا باشیم     همه کربلا باشیم   همه کربلا باشیم

 

 

**********************

********************

 

اا... اکبر ، مگر دوباره ، ز کعبه حيدر آمد

يا روي دست ، عروس زهرا ، علي اصغر آمد

عرشيان آواره ي او:

 

رشک مه رخساره ي او:

 

قبله ام گهواره ي او:

 

خوش آمدي مولا


يک طرف مادر ، يک طرف اکبر ، گرفته در آغوشش

دلبر دلهاست ، از بسکه زيباست ، رقيه شد مدهوشش

سرّ اکبر خدايي:

 

زينت عرش علايي:

محسن کرببلايي:

خوش آمدي مولا

 


موضوعات مرتبط: حضرت علی اصغر(ع)
[ چهارشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:13 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب