|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
آن باده ای خوش است که نذرسبوشود آن غصه ای خوش است که آه گلو شود اصلا به یک دوقطره نباید بسنده کرد آن چشمه،چشمه است،که یک روز"جو" شود وقتی دلم شکست،گرومیگزارمش خوب است،آبروی جگر،"آب رو" شود عشاق راه دربدر ناله ی هم اند مستانه ناله کن که دلی زیروروشود ما در حسینیه به خداوند می رسیم ذکر"حسین" جلوه کند ذکر"هو"شود روزی اگر بناست که قربا نی ام کنند اینکاربهتراست به ابروی اوشود باید که سجده کرد خدا، یا حسین را فردا که باخدای خودش روبروشود آقایی کریم اجازه نمی دهد تا اینکه دست ما به صف حشرروشود ***
این گریه ی برای توعین طهارت است عابد چرامعطل آب وضو شود هرکس که سربه زیر توشد سربلند شد بی آبروکنارتوبا آبروشود
روی پر جبریل بودم که مرا برد گفتم نجف می خواهم... اما کربلا برد جبریل هم در قرب عرشی اش نبرده است حظّی که بال فطرس از بام شما برد گفتم تو ربّ مایی و گفتند کفر است دنیای بی جنبه مرا در انزوا برد ما جای خود دارد، سلیمان ها گدات اند هر که رسید از سفره ات آب و غذا برد دارم خجالت می کشم از خواهش کم الطاف تو چه آبرویی از گدا برد! آدم توسل کرد و ما را توبه دادند پس آدمیت بود که نام تو را برد بیچاره من که سنگ قبرت هم نبودم بیچاره آن که سنگ آورد و طلا برد دور و برت دیدم عجب وضعیتی بود مردی زره برد و قبا برد و عبا برد با این بساطی که درآورده ست لشگر باید که جمعت کرد و بین بوریا برد
1392 علي اكبر لطيفيان موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ ] [ 7:43 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
چه سایه سار پر از لطف و رحمتی داری! به جمع سایه نشینان عنایتی داری غبار تربت تو با دم مسیح یکی ست عجب دوای عجیبی چه تربتی داری! در آن جمال علی وار و نور زهرایی عجب شکوه و جلالی چه هیبتی داری! به عشق تو همه عالم شده حسینیه چقدر مجلس روضه، چه هیئتی داری! بدون این که عتابم کنی، عطا کردی چقدر خوب و کریمی چه عادتی داری!
چقدر بنده نوازی چقدر آقایی! چقدر حضرت آقا شبیه زهرایی!
کبوتر دل من پر زده به سوی حرم مگر که اوج بگیرد دوباره روی حرم خدا کند که بیایم دوباره پا بوست خدا کند که نمیرم در آرزوی حرم اگر چه خیر ندیدی تمام عمر ز من وجود من زده لطمه به آبروی حرم ... ... تو را دوباره قسم می دهم به عبّاست تصدّقی سرِ حضرتِ عموی حرم بده اجازه شبی باز زائرت باشم و روی خاک بیافتم به روبروی حرم
منی که خاک توام دلبر ثریّایی تویی در اوج، که آقا شبیه زهرایی
در اعتکاف نشستم به پای چشمانت منی که بوده دلم مبتلای چشمانت هزار بار بگردان مرا به دور سرت فقط به خاطر درد و بلای چشمانت اشاره ای نه، نگاهی نه، من دلم راضی ست به یک بهم زدن پلک های چشمانت تو آمدی و علی و پیمبر و زهرا شدند زائر کرب و بلای چشمانت تو یک نگاه کن آقا ببین که بعد از آن هزار بار بمیرم برای چشمانت علی تو را بغلت کرد و مات روی تو شد صدا زد ای گل بابا فدای چشمانت
و خیره ماند روی چشم های رویایی به اشک شوق صدا زد شبیه زهرایی
تمام محو تماشا شد عالم ایجاد دمی که قابله قنداقه را به زهرا داد مدینه سبز شد و خانه سبز و دنیا سبز و با حضور تو شد این جهان حسین آباد شب تولدت آقا تولد گریه ست شبی که پرده ز چشمان مادرت افتاد تو را گرفت غریبانه بین آغوشش به روی دست شریفش تو را تکان می داد و دید لحظه ی تلخ غروب عاشوراست شکست بین گلوی شریف او فریاد )هوا ز باد مخالف چو قیرگون می شد حسین فاطمه از اسب بر زمین افتاد(
و دید جسم تو را که میان صحرایی به سینه می زد و می گفت: عشق زهرایی (محمد ناصري) برگرفته از پايگاه وزين"حسينيه"
موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 11:50 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
عشق را در سحر نگاه كنيد ذكر ِ خود را اِله اِله كنيد
گاه تصوير ِ ماه در چاه است دلِ ما را محيطِ ماه كنيد
عاشقان را بنا نبود اصلاً اين همه سال زابراه كنيد
سر ِ عاشق شدن فلك شده ام نكند مثل من گناه كنيد
اگر عاشق شديد يك روزي بنشينيد و آه آه كنيد
عاشقان را بعيد ميدانم بتوانيد سر به راه كنيد
هيچ دنبال عاشقي نرويد حال و روز ِ مرا نگاه كنيد
برده آورده اند تا بخرند سر و رويِ مرا سياه كنيد
اشتباهاً مرا پذيرفتند پس بياييد اشتباه كنيد
بنويسيد خويش را سائل بعد از آن كار ِ پادشاه كنيد
بدنم را شبي كه من مُردم لحظه اي رو به قتلگاه كنيد
كفنم را در آوريد و سپس گريه بر بورياي شاه كنيد
در دهانم همين كه تربت رفت بنشينيد و آه آه كنيد
شب بي گريه من نميخواهم بعدِ مُردن كفن نميخواهم (علي اكبر لطيفيان)
بيشتر از حدِّ انتظار ِ فقير است آنچه كه در بين ِ كوله بار ِ فقير است
پيش ِ تو افتادنم مقام ِ بلندي است گاه زمين خوردن اعتبار ِ فقير است
داد زدم خانه يِ تو را بشِناسم روزيِ يك شهر در هوار ِ فقير است
خير ببيند خودش و ايل و تبارش هر كه به دنبالِ كار و بار ِ فقير است
بين ِ كرم خانه جايِ اهل كرم نيست بيشتر ِ وقتها كنار ِ فقير است
گريه يِ من باز كرد قفل ِ كرم را ريخت و پاش ِ كريم كار ِ فقير است
بيشتر از التماس كردنِ سائل سفره يِ تو چشم انتظار ِ فقير است
پشتِ در ِ خانه ات مُعَطّلِمان كن آبرويِ رفته اعتبار ِ فقير است
اهل ِكرم هر كجايِ شهر كه باشند هر شب جمعه سر ِ مزار ِ فقير است (علي اكبر لطيفيان)
با همین سوز که دارم بنویسید حسين هرکه پرسید ز يارم بنویسید حسين
ثبت احوالِ من از ناحیه يِ ارباب است همه ی ایل و تبارم بنویسید حسين
خانه ی آخرتم هست قدمگاه حبیب بر سر سنگ مزارم بنویسید حسين
هرکه پرسید چه دارم دگر از دار جهان همه يِ دار و ندارم بنویسید حسين
هیچ شعری ننویسید به روی کفنم با گِل ِ تربتِ یارم بنویسید حسين
من دلم را ز شکیبایی زینب دارم همه يِ صبر و قرارم بنویسید حسين
تا نپرسند ز من هيچ سؤال آن دو ملك به رويِ سينه ي زارم بنويسيد حسين
گلشن و باغ و بهشتم بخدا روضه ی اوست همه يِ باغ و بهارم بنویسید حسين (شاعرش را نميشناسم)
برگرفته شده از وبلاک منم غلام قمرم موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 11:37 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
عشق را در سحر نگاه كنيد ذكر ِ خود را اِله اِله كنيد
گاه تصوير ِ ماه در چاه است دلِ ما را محيطِ ماه كنيد
عاشقان را بنا نبود اصلاً اين همه سال زابراه كنيد
سر ِ عاشق شدن فلك شده ام نكند مثل من گناه كنيد
اگر عاشق شديد يك روزي بنشينيد و آه آه كنيد
عاشقان را بعيد ميدانم بتوانيد سر به راه كنيد
هيچ دنبال عاشقي نرويد حال و روز ِ مرا نگاه كنيد
برده آورده اند تا بخرند سر و رويِ مرا سياه كنيد
اشتباهاً مرا پذيرفتند پس بياييد اشتباه كنيد
بنويسيد خويش را سائل بعد از آن كار ِ پادشاه كنيد
بدنم را شبي كه من مُردم لحظه اي رو به قتلگاه كنيد
كفنم را در آوريد و سپس گريه بر بورياي شاه كنيد
در دهانم همين كه تربت رفت بنشينيد و آه آه كنيد
شب بي گريه من نميخواهم بعدِ مُردن كفن نميخواهم (علي اكبر لطيفيان)
بيشتر از حدِّ انتظار ِ فقير است آنچه كه در بين ِ كوله بار ِ فقير است
پيش ِ تو افتادنم مقام ِ بلندي است گاه زمين خوردن اعتبار ِ فقير است
داد زدم خانه يِ تو را بشِناسم روزيِ يك شهر در هوار ِ فقير است
خير ببيند خودش و ايل و تبارش هر كه به دنبالِ كار و بار ِ فقير است
بين ِ كرم خانه جايِ اهل كرم نيست بيشتر ِ وقتها كنار ِ فقير است
گريه يِ من باز كرد قفل ِ كرم را ريخت و پاش ِ كريم كار ِ فقير است
بيشتر از التماس كردنِ سائل سفره يِ تو چشم انتظار ِ فقير است
پشتِ در ِ خانه ات مُعَطّلِمان كن آبرويِ رفته اعتبار ِ فقير است
اهل ِكرم هر كجايِ شهر كه باشند هر شب جمعه سر ِ مزار ِ فقير است (علي اكبر لطيفيان)
با همین سوز که دارم بنویسید حسين هرکه پرسید ز يارم بنویسید حسين
ثبت احوالِ من از ناحیه يِ ارباب است همه ی ایل و تبارم بنویسید حسين
خانه ی آخرتم هست قدمگاه حبیب بر سر سنگ مزارم بنویسید حسين
هرکه پرسید چه دارم دگر از دار جهان همه يِ دار و ندارم بنویسید حسين
هیچ شعری ننویسید به روی کفنم با گِل ِ تربتِ یارم بنویسید حسين
من دلم را ز شکیبایی زینب دارم همه يِ صبر و قرارم بنویسید حسين
تا نپرسند ز من هيچ سؤال آن دو ملك به رويِ سينه ي زارم بنويسيد حسين
گلشن و باغ و بهشتم بخدا روضه ی اوست همه يِ باغ و بهارم بنویسید حسين (شاعرش را نميشناسم)
برگرفته شده از وبلاک منم غلام قمرم موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ سه شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 11:37 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
مه منوّر شعبان مه رسول خداست ***************** خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست
************************************* ************************************** ای همه پیغمبران! کنید از جا قیـام
************************************** *********************************** با مراد عاشقان همراه شد خاکیان را بخت امشب گشته یار می رسد پایان هجر و انتظار شد زمین مأوای پرچم دار عشق پایگاه و مرکز پرگار عشق این شب مسعود چون گردد سحر می شود نور خدایی جلوه گر لطف یزدان سایه بر خاک افکند نقش رحمت را به آب و گل زند کرده محراب زمین آغوش باز چون که آیدشمع خلوتگاه راز مظهر احسان خلاق ودود می گذارد پا به اقلیم وجود آن که شدبرخاقت عالم سبب می نهد پا در مسیر روز وشب آسمان در پیش پایش خم شده قامت او محور عالم شده اوبود محبوب ذات کردگار ماسوای را اوست تاج افتخار ازجلال نام "ثارالله"او صدسلیمان بندۀ درگاه او تا قیامت پرچمش دراهتزاز عالمی بردرگهش دارد نیاز نام اوبر عشفق عنوان می دهد یاد اوآرامش جان می دهد اوست نورچشم زهرا وعلی این حسین است وبود جان نبی از زبانش بسکه شیرین کام شد جان احمد باحسین ادغام شد خوش در آغوش نبی بگرفته جای حضرت جبریل گوید لای لای انّ فی الجنة نهراً من لبن لعلی ٍولزهرا،وحسین ٍوحسن
**************************** موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۱ ] [ 10:42 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
امشب همه عالم پراز شور حسین است چشم ملایک روشن از نور حسین است سینای دل یک شعله از طور حسین است قلب رسول الله مسرور حسین است خورشید ثاراللهیان امشب درخشید چشم همه آزادگان را نور بخشید امشب عجب شوری دل دیوانه دارد امشب یم رحمت به کف دردانه دارد امشب محمد در بغل ریحانه دارد امشب علی قرآن به روی شانه دارد امشب زهم وا شد گل لبخند زهرا آمد به دنیا نازنین فرزند زهرا این مشرق الا نوار رب المشرقین است این جان عالم این امام العالمین است این عین حق یعنی علی رانورعین است این شمع جمع آل پیغمبر حسین است دیدار روی خالق سر مد مبارک قرآن به روی سینه ی احمد مبارک این کیست مصباح الهدافلک نجات است شویندۀلوح تمام سیئات است این کام خشکش خضرراعین الحیوةاست این هستی ما درحیات ودرممات است دارو ندار انبیا هست خداوند چشم خدا روی خدا دست خداوند نام حسین اول به قلب ما نوشتند آنگه گل ما را به مهر او سرشتند آنکه بذر حب او در سینه کشتند نه عاشق حور و نه دنبال بهشتند فردای محشر چشمشان سوی حسین است حوروقصروخلدشان روی حسین است ای روح پاک انبیا پروانه ی تو قلب همه خوبان عالم خانه ی تو کوه غم خلق جهان بر شانه ی تو عقل و خرد دیوانه ی دیوانه ی تو بگذار تا آشفته ی موی تو باشم دیوانه ی زنجیری کوی تو باشم این جرم های بی شمارم یابن زهرا این چشم های اشک بارم یابن زهرا بردرگهت امیدوارم یابن زهرا تنها تویی دار وندارم یابن زهرا من هرکه هستم"میثم "کوی شمایم آلوده ام امــا ثــناگـوی شـمایم حاج غلام رضا سازگار ****************** ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی **** شگفتـا در جمـال او جمـال کبریا بینم امیرالمؤمنین جدّ و علی شـد نـام نیکـویش علی ای نفْس پیغمبر! پیمبر بین، پیمبر بین **** وجـودش از وجـود رحمۀ للعالمیـن گوید سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او امیرالمؤمنین زهـرا پیمبر دوستش دارد **** نبی را نورعین است این چراغ عالمین است این چـه قرآنـی که بـا قـرآن توانی کرد تفسیرش «کرامت»خشتی از کویش«دعا»دائم دعاگویش **** جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی **** تو تـا صبـح قیامت نـور دادی خلق عالم را ******************* آدم نــه فقــط بــر در او بــرد تــوسّل تا صبـح قیـامت بـه سـر نیـزه عیان است *********************
موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۱ ] [ 10:40 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
منكه هستم سائلى بر خوان انعام شما
موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 19:54 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
روز ازل که خلقت ما را نوشته اند مارا به نام حضرت دریا نوشته اند کار جنون ببین که چه با ما نکرده است مارا غبار مقدم لیلا نوشته اند برروی بالهای تمام فرشتگان از سرگذشت عاشقی ما نوشته اند یوسف کجاست تا سر خود را فدا کنیم مارا ز دودمان زلیخا نوشته اند گیرم نوشته اند که ماهم کسی شدیم تنها به خاطر دل زهرا نوشته اند روز ازل مقابل اسم کسی که گفت یک یا حسین نام مسیحا نوشته اند همچون تورا نه این که دوعالم ندیده است مثـل تو را به خـاک خـدا هم ندیده اسـت آن جلوه ای که تورا آفریده است در پیش خویش قبله نما آفریده است آیینه را گرفت خودش را نظاره کرد یعنی خدا دوباره خدا آفریده است حتی تمام بود و نبودی که هست ونیست محض گل جمال شما آفریده است یک کعبه رابرای خودش خلق کرده است شش گوشه را به نیّت ماآفریده است تا قبله را برای همیشه نشان دهد در قلب خاک کرببلا افریده است مردم خدا شنیده و لیکن ندیده اند ما دیده ایم انچه که مردم ندیده اند شب با قنوت شبت روشنا گرفت اصلاً تمام عرش در این سایه جا گرفت ازآن زمان که دورسرت چرخ می زند خورشیدوآسمان وزمین هم بها گرفت این حسن رابگوکه خداازکجا کشید؟ این عشق راببین که درین سینه جاگرفت این دل کجا و آن همه الطافتان کجا دست مرا عنایت آن خاک پا گرفت چون فطرسیم گرچه به زنجیر می شویم شـــکر خدا که پای شما پیر می شویم تو انتهای جادۀ قالوا بلی شدی زهرا شدی،علی شدی ومصطفی شدی روزی که هر فرشته به آدم به سجده رفت ای سرّ ناگشودۀ حق برملا شدی در سایه سار جلوه ات عباس قد کشید یعنی چقدر بی حد وبی انتها شدی ما قسمت همیم و با عمر روزگارما درد مند عشق و تودارالشفا شدی دیدی که بی کسیم و نداریم دلخوشی همسایۀ صمیمی چشمان ما شدی تا زنده ایم پای شما گریه می کنیم در آرزوی کرببلا گریه می کنیم
موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 19:50 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
عید است و جهان روضۀ رضوان حسین است آدم نــه فقــط بــر در او بــرد تــوسّل تا صبـح قیـامت بـه سـر نیـزه عیان است
در ولادت حضرت امام حسین- استاد سازگار
موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 19:46 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست البشارةلیلۀ میلاد مصباح الهداست بر سر دوش نبی،شمس ولایت جلوه گر پیش روی فاطمه(س)،مرآت حسن ابتداست فاطمه(س)آورده فرزندی که در قدر و جلال هم محمد(ص)هم امیرالمؤمنین هم مجتبی(ع)ست چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین(ع) کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست گام گام مقدمش،رشک گلستان بهشت عضو عضو پیکرش،اوراق صنع کبریاست این همان مصباح دست غیب رب العالمین این همان قرآن روی قلب ختم الانبیاست چشم نه،لب نه،جبین نه،حنجر و رخسارنه پای تا غرق در گلبوسه های مرتضی(ع)ست با وجود آنکه نبود رحمت حق را حدود این نمای رحمت بی حد ذات کبریاست سبط احمد(ص)،نجل حیدر(ع)،آرزوی فاطمه(ع) خون قرآن،اصل ایمان،قلب دین،روح دعاست قطره ای از بحر لطفش چشمۀ آب حیات ذره ای از خاک کویش درد عالم را دواست وصف او باید کسی گوید که قرآن آورد مدح او باید کسی گوید که او را خونبهاست هر چه می بینم جمالش را،نبی پا تا به سر هر چه می خوانم ثنایش را،علی(ع)سرتا به پاست هر سری تقدیم جانان گشت،خاک پای او هر دلی جای خدا گردد،بر او صحن و سراست هر چه از او خواست ذات پاک حق تقدیم کرد در عوض او از خدای خویش بگرفت آنچه خواست من نمی گویم،نمی گویم،خدا باشد حسین(ع) لیک گویم گر خدایی از خدا خواهد،رواست خواهر مظلومۀ او مادر آزادگی است تا قیامت بر همه آزاد مردان مقتداست اصغری دارد که ذبح اکبرش خوانند خلق دختری دارد که دست بسته اش مشکل گشاست مادری دارد که در قرآن،خدا مداح اوست مدح او تطهیر و قدرو فجر و نورو«اهل أتی»ست قامتی دارد،قیامت گوشه ای از سایه اش صورتی دارد که در چشم محمد(ص)دلرباست بازویی دارد چو بازوی امیرالمؤمنین(ع) هیبتی دارد که گویی خود علی(ع)مرتضی ست روز محشر ذکرکل انبیا یا فاطمه(س)است فاطمه(س)گوید خداوندا حسین(ع)من کجاست؟ او بود فلک نجات و لنگرش دخت علی(ع) این نباشد کفر اگر گویم خدایش ناخداست شهریار کشور دل ها«حسین بن علی(ع)» زادۀ ام البنین(ع)فرماندۀ کل قواست آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا گر خدا بخشد به یک موی حبیب او به جاست گر چه حتی روز محشر چشم زهرا(س)سوی اوست هر شب او واقعه،هر روز او روز جزاست اینکه خندانیم و گریانیم در میلاد او می کند ثابت،گل ما از زمین کربلاست آنکه سر سازد نثار دوست،از عالم سراست کشتۀ محبوب را گر کشته پنداری خطاست مرگ در بستر بود بر عاشق صادق حرام این معما را کسی داند که با ما آشناست شور ما شور شهادت،شوق ما شوق وصال زخم ما یاری رحمت،خون ما آب بقاست من ز خون دل نوشتم بر جبین آسمان هر که فانی در ره حق نیست،پایانش فناست قبر:کعبه،رکن:مقتل،تربت عشاق:حجر مضجع من«مروه»و ایوان عباسم«صفا»ست گو یکی گردند خلقت از برای قتل من قامتم تنها برای خالق یکتا دوتاست آب را بر روی ما بسته نمی داند عدو حنجرماتشنۀ آب دم تیغ بلاست وصل جانان ازدم شمشیرمی آید به دست این همان معنای رمز«البلاءللولا»ست «میثم»این مصراع را با خط خون باید نوشت رأس ما از تن جداشد،دوست کی از ما جداست؟ حاج غلام رضا سازگار
موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) [ یکشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 19:45 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |