|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
اي رخ تو مطلع الانوار حُسن خال لبت نقطه ي پرگار حُسن بزم وفا را رخ ماه تو شمع خوبي خوبان جهان در تو جمع اي شجر علم و حيا را ثمر وي پسر شير خدا را پسر اشبه مخلوق به پيغمبري يوسف ليلا عليِ اکبري آينه ي صبر و کمال حسين نور دل فاطمه را نور عين خِلقت و خُلقت چو رسول انام تربيت آموخته از دو امام قافله سالار شهادت حسين روح مناجات و عبادت حسين گفت نظر بر رخ اکبر کنم ياد چو از روي پيمبر کنم پاک تر از جان ملک جان توست خون خدا در رگ و شريان توست نخل وجودت به کرم بارور قصه ي حُسنت همه جا مشتهر شاخ و بنت از شجر طيبات برگ و برت معدلت و مکرمات حضرت سجاد امام اُمم گفت فدايت پدر و مادرم هر که تو را مدح و ثنا گفته است درّ سخن در صفتت سُفته است بعد حسين آن به دو عالم امام بر تو فرستاده درود و سلام باغ شرف از نفست گل کند عشق به نام تو توسل کند حُسن حَسن آيه ي زيبايي ات علم علي شاهد دانايي ات هر که بديد آن رخ چون ماه را کرد زيارت نبي ا... را گوهر پرورده ي درياي عشق يوسف و بازار تو صحراي عشق فاطميان را تو شکوه ابد هاشميان را تو گل سر سبد آينه ي لم يزلي يا علي جان حسين بن علي يا علي صبح قيامت اثر کربلا روز وفا روز شهادت بلا چون ورق سرخ سحر باز شد با نفس گرم تو آغاز شد خواست مؤذن که صلا بر دهد نغمه ي تکبير اذان سر دهد گفت حسينش بنشين مرحبا اي پسرم خيز علي جان بيا خيز و تو امروز اذان ساز کن دفتر ايثار مرا باز کن وه که اذان تو در آن جا چه کرد با دل ذريه ي زهرا چه کرد ليلي حُسن قدمت مست ناز اهل نظر را نظرت کارساز خلقت تو نورٌ علي نور شد يک نظرت بارقه ي طور شد بود عصايي که به دست کليم با همه اعجاز کريم و رحيم شاخه اي از نخله ي طور تو بود و آن يد بيضاش ز نور تو بود طور مناجات تو شمشير بود و آن شجر طور تو از تير بود اي لبت از مُهر عطش داغ تر وز عرق شرم رخت باغ تر جان تو پرورده ي جان حسين بر دهنت جاي لبان حسين اي که تو را عشق زبردست کرد بوسه ي گرم پدرت مست کرد عرشي و گرديده نگون روي خاک جان جهان با بدن چاک چاک اي قلم از شرح کمالت خجل با تو فتاده است سر و کار دل قبله ي اميد دلم روي توست کعبه ي شش گوشه ي من کوي توست اي شده مدفون به جوار پدر وي به حسين از همه نزديک تر جلوه ي اخلاص سراپاي توست زير قدم هاي پدر جاي توست اي سر من خاک قدمهاي تو مُهر دلم مِهر و تولاي تو با نظر لطف ثنايم بخوان باز سوي کرببلايم بخوان اي به جگر گوشه ي زهرا جگر باز نگيري ز «مؤيد» نظر ******************** الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی **** شگفتـا در جمـال او جمـال کبریا بینم امیرالمؤمنین جدّ و علی شـد نـام نیکـویش علی ای نفْس پیغمبر! پیمبر بین، پیمبر بین **** وجـودش از وجـود رحمۀ للعالمیـن گوید سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او امیرالمؤمنین زهـرا پیمبر دوستش دارد **** نبی را نورعین است این چراغ عالمین است این چـه قرآنـی که بـا قـرآن توانی کرد تفسیرش «کرامت»خشتی از کویش«دعا»دائم دعاگویش **** جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی **** تو تـا صبـح قیامت نـور دادی خلق عالم را ******************** امشب به زمين خُلد مخلد شده پيدا ناديده رخ خالق سرمد شده پيدا در بيت ولا روي محمد شده پيدا با خلق بگوئيد که احمد شده پيدا حق داده به شاه شهدا دسته گل امشب تبريک بگوئيد به ختم رسل امشب ***** آئيد که از کعبه علي جلوه نموده فرزند حسين بن علي چهره گشوده دل از پدر و زينب و عباس ربوده پيداست در او جلوه ي پيغمبر و آلش گلبوسه گرفته حسن از ماه جمالش ***** حورا ز بهشت آمده بر خدمت ليلا انداخت گل از وجد و شعف طلعت ليلا لبخند زند فاطمه بر صورت ليلا با آمنه گوئيد عروست پسر آورد سر تا بقدم مثل تو پيغامبر آورد ***** خورشيد حسين بن علي جلوه گري کرد بيرون شد و بر نسل جوان راهبري کرد طفلي که به مخلوق دو عالم پدري کرد بر خلق صفا داد صفا داد صفا داد هر درد شفا داد شفا داد شفا داد ***** پيران همه مرهون عنايت به جوانيش تا آن سوي عالم اثر لطف نهانيش صد باغ بهار است به يک برگ خزانيش او قلب نبي عشق علي جان حسين است جانش نتوان گفت که جانان حسين است ***** ليلا زده از پنجه ي دل شانه به مويش با خنده گشودند همه ديده به سويش ازبوسه ي عباس گل انداخته رويش تا ديد پدر طلعت نوراني او را بوسيد سر و صورت و پيشاني او را ***** اين است که بوسند سر و رو ، شهدايش اين است که جان همه عالم بفدايش اين است که گفته است معاويه ثنايش نامش علي و اشبه مردم به رسول است ريحانه ي ريحانه ي زهراي بتول است ***** پيوسته فرستاده ز کنعان صلواتش هم محو کمال آمده هم محو صفاتش آثار محمد متجلي است ز ذاتش يعقوب اگر صورت زيباش ببيند از شوق دگر در بر يوسف ننشيند ***** امشب شب عيد است همه مدح بخوانيد عيدي خود از يوسف زهرا بستانيد از جام طهورا همگان را بچشانيد با شادي و با خنده و با زمزمه امشب تبريک بگوئيد به زهرا و به زينب ***** وي موکب دل را سر کوي تو اقامت اسلام ز زخم بدنت يافت سلامت زيباست بر اندام تو ديباي امامت لطفي که به سوي حرمت راه بپوئيم ميلاد ترا پيش تو تبريک بگوئيم ***** تو مثل عمو چشم و چراغ شهدائي تو زنده به عشقي و در اين راه فدائي تو خون خدا و پسر خون خدائي با عشق تو ز آغاز سرشته گِلِ ميثم تو در دلي و هست مزارت دِلِ ميثم
******************************** محيط فضل و کمال احمد شاعر: استاد سازگار *************************** سر و باغ پدر اكبر شام يلداى جعد مويت را صبح پيشانيت سحر اكبر پور مهتاب ليل ليلى را قرص تو شد قمر اكبر رفتنت كبك و آمدن طاووس همه اطور تو هنر اكبر خوى تو مصطفى رخت احمد پاى تا سر پيامبر اكبر وصف خلق تو انك لعلى شجر پاك را ثمر اكبر هيبت غرش تو در ميدان بدرد دل ز شير نر اكبر نيست حاجت تو را به جوشن و خود چون على سينه ات سپر اكبر نام تو نام حيدر و بايست آن پدر را چنين پسر اكبر حشمتت بود آل هاشم را مايه فخر و زيب و فر اكبر هر دو بازوى ابرويت داده دست قدرت به يكديگر اكبر زين كمان و ز تير مژگانت كرد اهوى دل حذر اكبر وه بنازم ضرب شست تو را دل نرست آخر از خطر اكبر بهر خون خدا، شهيد كرببلا تو بدى پاره جگر اكبر آنكه داغ تو بر دلش بنهاد جايگاهش دل سقر اكبر تا بقاى باقى قيوم باشدش لعن مستمر اكبر نذر قربانى تو جان كردم كن قبول و نما نظر اكبر
از دامان ليلا گلى بر آمد شبيه حضرت پيغمبر آمد از بهر عابدين ، برادر آمد به به به به على اكبر آمد از آغوش ليلا سر زد سپيده از بيت ثار الله سحر دميده فرزند على ، على افريده نخل نجل نبى را ثمر آمد به به به به على اكبر آمد شمس از نور رويش رفته به سايه كوثر ز لعل او باشد كنايه روشنى بخش شمس و قمر آمد به به به به على اكبر عليه السلام آمد داده بر حق حسين بدر الدجا را شبه روى دلجوى مصطفى را صف شكن عرصه كربلا را لشكر كربلا را افسر آمد به به به به على اكبر آمد خنده كند نوزاد، همچو كوكب بر روى عمه اش حضرت زينب نور دل زينب اطهرآمد به به به به على اكبرآمد
****************** ******************** شب است و خانه ي ثار الّه و چراغ هداست خدا عجب پسري داده بر امام حسين که پاي تا به سر آيينه ي رسول خداست علي است نام و علي جلوه و علي آئين علي جلال و علي صورت و علي سيماست تمام، چشم شده باغبان گلشن وحي نگاهش از همه جانب به لاله ي ليلاست تمامِ نور بود ذرّه، روي او خورشيد تمام حُسن بود قطره، حُسن او درياست خدا به يوسف زهرا دوباره يوسف داد چه يوسفي که سراپاي، يوسف زهراست هر آنکه ديد جمال ورا به حيرت گفت محمد است؟ علي است؟ يا که سيدالشهداست محمد است علي؟ يا حسين يا حسن است به پنج تن قسم اين حُسن کلّ پنج تن است
موضوعات مرتبط: حضرت علی اکبر(ع) [ پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۱ ] [ 10:31 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
اکبر که رخش جلال سرمد دارد ******************** خواهي که ببيني رخ پيغمبر را بنگر رخ زيباي علي اکبر را در منطق و خُلق و خوي او مي بيني با ديده ي جان محمدي ديگر را ************************ آن گل که از او جهان معطر باشد سر تا به قدم شبه پيمبر باشد خواهي که گل محمدي را بويي فرزند حسين ، عليِ اکبر باشد
موضوعات مرتبط: حضرت علی اکبر(ع) [ شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 22:57 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
اي رخ تو مطلع الانوار حُسن خال لبت نقطه ي پرگار حُسن بزم وفا را رخ ماه تو شمع خوبي خوبان جهان در تو جمع اي شجر علم و حيا را ثمر وي پسر شير خدا را پسر اشبه مخلوق به پيغمبري يوسف ليلا عليِ اکبري آينه ي صبر و کمال حسين نور دل فاطمه را نور عين خِلقت و خُلقت چو رسول انام تربيت آموخته از دو امام قافله سالار شهادت حسين روح مناجات و عبادت حسين گفت نظر بر رخ اکبر کنم ياد چو از روي پيمبر کنم پاک تر از جان ملک جان توست خون خدا در رگ و شريان توست نخل وجودت به کرم بارور قصه ي حُسنت همه جا مشتهر شاخ و بنت از شجر طيبات برگ و برت معدلت و مکرمات حضرت سجاد امام اُمم گفت فدايت پدر و مادرم هر که تو را مدح و ثنا گفته است درّ سخن در صفتت سُفته است بعد حسين آن به دو عالم امام بر تو فرستاده درود و سلام باغ شرف از نفست گل کند عشق به نام تو توسل کند حُسن حَسن آيه ي زيبايي ات علم علي شاهد دانايي ات هر که بديد آن رخ چون ماه را کرد زيارت نبي ا... را گوهر پرورده ي درياي عشق يوسف و بازار تو صحراي عشق فاطميان را تو شکوه ابد هاشميان را تو گل سر سبد آينه ي لم يزلي يا علي جان حسين بن علي يا علي صبح قيامت اثر کربلا روز وفا روز شهادت بلا چون ورق سرخ سحر باز شد با نفس گرم تو آغاز شد خواست مؤذن که صلا بر دهد نغمه ي تکبير اذان سر دهد گفت حسينش بنشين مرحبا اي پسرم خيز علي جان بيا خيز و تو امروز اذان ساز کن دفتر ايثار مرا باز کن وه که اذان تو در آن جا چه کرد با دل ذريه ي زهرا چه کرد ليلي حُسن قدمت مست ناز اهل نظر را نظرت کارساز خلقت تو نورٌ علي نور شد يک نظرت بارقه ي طور شد بود عصايي که به دست کليم با همه اعجاز کريم و رحيم شاخه اي از نخله ي طور تو بود و آن يد بيضاش ز نور تو بود طور مناجات تو شمشير بود و آن شجر طور تو از تير بود اي لبت از مُهر عطش داغ تر وز عرق شرم رخت باغ تر جان تو پرورده ي جان حسين بر دهنت جاي لبان حسين اي که تو را عشق زبردست کرد بوسه ي گرم پدرت مست کرد عرشي و گرديده نگون روي خاک جان جهان با بدن چاک چاک اي قلم از شرح کمالت خجل با تو فتاده است سر و کار دل قبله ي اميد دلم روي توست کعبه ي شش گوشه ي من کوي توست اي شده مدفون به جوار پدر وي به حسين از همه نزديک تر جلوه ي اخلاص سراپاي توست زير قدم هاي پدر جاي توست اي سر من خاک قدمهاي تو مُهر دلم مِهر و تولاي تو با نظر لطف ثنايم بخوان باز سوي کرببلايم بخوان اي به جگر گوشه ي زهرا جگر باز نگيري ز «مؤيد» نظر
موضوعات مرتبط: حضرت علی اکبر(ع) [ شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 22:54 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
الگوی شجاعت و ادب،اکبر ********************
شب است و خانه ي ثار الّه و چراغ هداست خدا عجب پسري داده بر امام حسين که پاي تا به سر آيينه ي رسول خداست علي است نام و علي جلوه و علي آئين علي جلال و علي صورت و علي سيماست تمام، چشم شده باغبان گلشن وحي نگاهش از همه جانب به لاله ي ليلاست تمامِ نور بود ذرّه، روي او خورشيد تمام حُسن بود قطره، حُسن او درياست خدا به يوسف زهرا دوباره يوسف داد چه يوسفي که سراپاي، يوسف زهراست هر آنکه ديد جمال ورا به حيرت گفت محمد است؟ علي است؟ يا که سيدالشهداست محمد است علي؟ يا حسين يا حسن است به پنج تن قسم اين حُسن کلّ پنج تن است
******************* از دامان ليلا گلى بر آمد شبيه حضرت پيغمبر آمد از بهر عابدين ، برادر آمد به به به به على اكبر آمد از آغوش ليلا سر زد سپيده از بيت ثار الله سحر دميده فرزند على ، على افريده نخل نجل نبى را ثمر آمد به به به به على اكبر آمد شمس از نور رويش رفته به سايه كوثر ز لعل او باشد كنايه روشنى بخش شمس و قمر آمد به به به به على اكبر عليه السلام آمد داده بر حق حسين بدر الدجا را شبه روى دلجوى مصطفى را صف شكن عرصه كربلا را لشكر كربلا را افسر آمد به به به به على اكبر آمد خنده كند نوزاد، همچو كوكب بر روى عمه اش حضرت زينب نور دل زينب اطهرآمد به به به به على اكبرآمد *************************** اى قدت همچو نيشكر اكبر سر و باغ پدر اكبر شام يلداى جعد مويت را صبح پيشانيت سحر اكبر پور مهتاب ليل ليلى را قرص تو شد قمر اكبر رفتنت كبك و آمدن طاووس همه اطور تو هنر اكبر خوى تو مصطفى رخت احمد پاى تا سر پيامبر اكبر وصف خلق تو انك لعلى شجر پاك را ثمر اكبر هيبت غرش تو در ميدان بدرد دل ز شير نر اكبر نيست حاجت تو را به جوشن و خود چون على سينه ات سپر اكبر نام تو نام حيدر و بايست آن پدر را چنين پسر اكبر حشمتت بود آل هاشم را مايه فخر و زيب و فر اكبر هر دو بازوى ابرويت داده دست قدرت به يكديگر اكبر زين كمان و ز تير مژگانت كرد اهوى دل حذر اكبر وه بنازم ضرب شست تو را دل نرست آخر از خطر اكبر بهر خون خدا، شهيد كرببلا تو بدى پاره جگر اكبر آنكه داغ تو بر دلش بنهاد جايگاهش دل سقر اكبر تا بقاى باقى قيوم باشدش لعن مستمر اكبر نذر قربانى تو جان كردم كن قبول و نما نظر اكبر
موضوعات مرتبط: حضرت علی اکبر(ع) [ شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 22:46 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
امشب به زمين خُلد مخلد شده پيدا ناديده رخ خالق سرمد شده پيدا در بيت ولا روي محمد شده پيدا با خلق بگوئيد که احمد شده پيدا حق داده به شاه شهدا دسته گل امشب تبريک بگوئيد به ختم رسل امشب ***** آئيد که از کعبه علي جلوه نموده فرزند حسين بن علي چهره گشوده دل از پدر و زينب و عباس ربوده پيداست در او جلوه ي پيغمبر و آلش گلبوسه گرفته حسن از ماه جمالش ***** حورا ز بهشت آمده بر خدمت ليلا انداخت گل از وجد و شعف طلعت ليلا لبخند زند فاطمه بر صورت ليلا با آمنه گوئيد عروست پسر آورد سر تا بقدم مثل تو پيغامبر آورد ***** خورشيد حسين بن علي جلوه گري کرد بيرون شد و بر نسل جوان راهبري کرد طفلي که به مخلوق دو عالم پدري کرد بر خلق صفا داد صفا داد صفا داد هر درد شفا داد شفا داد شفا داد ***** پيران همه مرهون عنايت به جوانيش تا آن سوي عالم اثر لطف نهانيش صد باغ بهار است به يک برگ خزانيش او قلب نبي عشق علي جان حسين است جانش نتوان گفت که جانان حسين است ***** ليلا زده از پنجه ي دل شانه به مويش با خنده گشودند همه ديده به سويش ازبوسه ي عباس گل انداخته رويش تا ديد پدر طلعت نوراني او را بوسيد سر و صورت و پيشاني او را ***** اين است که بوسند سر و رو ، شهدايش اين است که جان همه عالم بفدايش اين است که گفته است معاويه ثنايش نامش علي و اشبه مردم به رسول است ريحانه ي ريحانه ي زهراي بتول است ***** پيوسته فرستاده ز کنعان صلواتش هم محو کمال آمده هم محو صفاتش آثار محمد متجلي است ز ذاتش يعقوب اگر صورت زيباش ببيند از شوق دگر در بر يوسف ننشيند ***** امشب شب عيد است همه مدح بخوانيد عيدي خود از يوسف زهرا بستانيد از جام طهورا همگان را بچشانيد با شادي و با خنده و با زمزمه امشب تبريک بگوئيد به زهرا و به زينب ***** وي موکب دل را سر کوي تو اقامت اسلام ز زخم بدنت يافت سلامت زيباست بر اندام تو ديباي امامت لطفي که به سوي حرمت راه بپوئيم ميلاد ترا پيش تو تبريک بگوئيم ***** تو مثل عمو چشم و چراغ شهدائي تو زنده به عشقي و در اين راه فدائي تو خون خدا و پسر خون خدائي با عشق تو ز آغاز سرشته گِلِ ميثم تو در دلي و هست مزارت دِلِ ميثم ************** سپهر مجد و جلال احمد شاعر: سازگار ****************** الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی **** شگفتـا در جمـال او جمـال کبریا بینم امیرالمؤمنین جدّ و علی شـد نـام نیکـویش علی ای نفْس پیغمبر! پیمبر بین، پیمبر بین **** وجـودش از وجـود رحمۀ للعالمیـن گوید سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او امیرالمؤمنین زهـرا پیمبر دوستش دارد **** نبی را نورعین است این چراغ عالمین است این چـه قرآنـی که بـا قـرآن توانی کرد تفسیرش «کرامت»خشتی از کویش«دعا»دائم دعاگویش **** جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی **** تو تـا صبـح قیامت نـور دادی خلق عالم را
موضوعات مرتبط: حضرت علی اکبر(ع) [ شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 22:44 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
میـلاد علــیاکبــر آمـد الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست این روح مطهر حسین است الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست عباس علی است بیقرارش الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست بابا شده محو و مات رویش الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست قرآن حسین و خط و خالش الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست در باغ حسین شاخۀ یـاس الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست ای نسل جوان که بیقرارید الله الله این لالۀ لیلاست- یا یوسف زهراست
*******************
می وزد عطر بهشتی ازگلستان ولایت
ماه لیلا جلوه گر شد درشبستان ولایت
غنچه ی لیلا شکوفا شد به گلزار حسینی
می زند لبخند شادی گل به بستان ولایت
اکبر زیبای لیلا پرده از چهره گشاید
روی او روی محمد بوی او بوی محمد
خلق او خلق عظیم و خوی او خوی محمد
وسف طاها علی جان مقدمت بادا مبارک
او بود در خلق و خوی اشبه الناس رسول 2
بانگاهی عاشقانه قبله جان حسینی
یوسف آل عبائی قبله دلهای مائی
ای علی دوم عشق حیدر کرببلائی
سرو بستان حسین ای علی اکبر توئی 2
در دو عالم ای علی جان جز تومن دلبر ندارم
می زند آتش بجانم ای علی اکبر غم تو
عالمی بادا فدای عمر کوتاه و کم تو
****************************
گل لیلا به جمالت صلوات به جبین وخط وخالت صلوات یا علی اکبر خوش آمدی مولا 2 ** ** ** ** تو همــــان کتاب حسن احـــمـدی تو همــــــان وجه خدای سرمـدی تـــــو همـــــــــــان آینۀ محــمدی به جمال بی مثــا لت صلـــــوات به جبین وخط و خــالت صلوات یا علی اکبر خوش آمــــدی مولا 2 ** ** ** ** ای ولــــــیّ حق وفـــرزند علــی جدّ ه ات فاطمه جدّ تــــــو علی چــــــهره ات آینـــــۀ لم یزلـــی به چنین قـــدر وجلالت صلـــوات به جبین وخط وخالت صـلـــــوات یا علـــی اکبر خــــوش آمدی مولا2 ** ** ** ** شب میـــــــــلاد تو دل نور گــرفت ملک از شوق وشعف شور گــرفت لب خــــندان دل مسرور گـــــرفت به سرور وشورو حالت صلــــوات به جبین وخط وخــالت صلـــــوات یا علـــی اکبر خــــوش آمدی مولا2 ** ** ** ** ای رخت شمـــــــع رۀ هـــاشمیان آفتـــــــاب سپــــــــۀ هــــاشمیــــان گفت عبــــــّـاس مــــــۀ هاشمـــیان به دو ابــــروی هـــلالت صلــوات به جبین وخط وخالت صـلـــــوات یا علـــی اکبر خــــوش آمدی مولا2 ** ** ** ** ای همــــه عشق مـــن وتاب وتـــبم ای ثنـــــایت سخـــن روز وشبـــــم گـــــل لبخند وصــــــالت به لـــــبم به گلستـــــــــان وصالت صلـــوات به جبین وخط وخالت صـلــــــوات یا علـــی اکبر خــــوش آمدی مولا2 ** ** ** ** به جمـــال تـــو قـــمر مبهوت است بـــه دعــــای تــو سحـرمبهوت است بـــــه کمـال تــــوپــدر مبهوت است بـــه تــو واوج کمـــالت صلـــــوات به جبین وخط وخــالت صـلـــــوات یا علـــی اکبر خــــوش آمدی مولا2 ** ** ** **
****************************
دل و دلدار همه ياعلي اکبر ، يار و غمخوار همه يا علي اکبر شب ميلاد توست ، دل من ياد توست ، بفداي رخ ماهت علي اکبر دل من خانه ات شده ديوانه ات بنشينم سر راهت علي اکبر علي اکبر حسين(3) يا علي اکبر چشم امّيد همه خيره به سويت ماه تابان حسين ، جان و جانان حسين ، کن نگاهي به من اي باغ بهارم روح امّيد همه ، گل عشق فاطمه ، عشق و مهر تو بود دار و ندارم علي اکبر حسين(3) يا علي اکبر گل زيباي سر هر چمني تو دل ديوانه ي من خانه ي عشقت شده ام سائل ميخانه ي عشقت بخدا عاشق ديدار توأم من
نظري کن که گرفتار توأم من مهري و مهتابي ، پسر اربابي ، راحت جان حسين شبه پيمبر بهتر از ياس تويي ، مثل عباس تويي ، به همه خلق جهان سيّد و سرور علي اکبر حسين(3) يا علي اکبر
****************************
موضوعات مرتبط: حضرت علی اکبر(ع) [ شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 22:37 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |