مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

 

لب تشنه بود، تشنه ی يك جرعه آب بود
مردي كه درد هاي دلش بي حساب بود

پا مي كشيد گوشه ی حجره به روي خاك
پروانه وار غرق تب و التهاب بود

از بسكه شعله ور شده بود آتش دلش
حتي نفس نفس زدنش هم عذاب بود

در ازدحام و هلهله ی نا نجيب ها
فرياد استغاثه ی او بي جواب بود

يك جرعه آب نذر امامش كسي نكرد
هر چند آب دادن تشنه ثواب بود

آخر شبيه جد غريبش شهيد شد
آري دعاي خسته دلان مستجاب بود

غربت براي آل علي تازگي نداشت
در آن ديار كشتن مظلوم باب بود

 

اما فداي بي كفن دشت كربلا
آلاله اي كه زخم تنش بي حساب بود

هم نعل تازه بر بدنش ردّ پا گذاشت

هم داغديده ی شرر آفتاب بود


موضوعات مرتبط: امام جواد(ع)
[ سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 13:3 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

http://s5.picofile.com/file/8121871542/1_4_.jpg

 

این­ها به جای اینکه برایت دعا کنند

کف می زنند تا نفست را فدا کنند

یا جای اینکه آب برایت بیاورند

همراه ناله­ی تو چه رقصی به پا کنند

باید فرشته ها، همه با بال­های خود

فکری برای چشمِ پر اشک رضا کنند

هر چند تشنه ای ولی آبت نمی دهند

تا زودتر تو را ز سر خویش وا کنند

این قدر پیش چشم همه دست و پا مزن

اینها قرار نیست به تو اعتنا کنند

بال فرشته های خدا هست پس چرا؟

این چند تا کنیز تو را جابجا کنند

حالا که می­برند تو را روی پشت بام

آیا نمی­شود که کمی هم حیا کنند

تا بام می­برند که شاید سر تو را

در بین راه، با لبه­ای آشنا کنند

حالا کبوتران پر خود را گشوده اند

یک سایبان برای تنت دست و پا کنند

 

شاعر:علی اکبر لطیفیان

 


موضوعات مرتبط: امام جواد(ع)
[ سه شنبه نهم شهریور ۱۳۹۵ ] [ 11:44 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب