سلام من به نور عین زهرا
جواد ، ماه کاظمین زهرا
سلام من به غربت حریمش
به کاظمین و صاحب کریمش
سلام من به قلب بیقرارش
که سوخته ز یار نابکارش
سلام من به غربت نگاهش
به چشم های منتظر به راهش
سلام من به حال احتضارش
به لحظه های سخت انتظارش
دلش به دام عشق مبتلا بود
در انتظار مقدم رضا بود
به حال مرگ فتاده محتضر بود
منتظر هم پدر و پسر بود
درون حجره بسکه ناله ها زد
شراره بر تمام لاله ها زد
قتلگهش میان مسکنش بود
وای خدا قاتل او زنش بود
سیلی کین به چهره شرف زد
کنار پیکرش نشست و کف زد
درون حجره قلب لاله میسوخت
برون حجره خصم شعله افروخت
شروع به پایکوبی از جفا کرد
فاطمه را به غصه مبتلا کرد
دل ببرد به راه کاظمینم
زائر بارگاه کاظمینم
همان سرا که زائری ندارد
همان وطن که غم از آن ببارد
دو یاس خسته در نهاد دارد
امام کاظم و جواد دارد
عاشق پر بسته کاظمینم
کبوتر خسته کاظمینم
خدا کند رسم به کوی یارم
که تشنه می از سبوی یارم
سید محمد میرهاشمی
گشته عالم غرق ماتم در عزاى جوادالائمه
كرده زهرا ناله بر پا از براى جوادالائمه
يوسف زهرا به سن نوجوانى گشته مسموم
مى دهد جان در ميان حجره ى در بسته مظلوم
در بهار زندگى از عمر خود گرديده محروم
رفته از هوش گشته خاموش ناله هاى جوادالائمه
آه و واويلا كه آخر همسر ناقابل او
آن همه لطف و محبت ديد و آمد قاتل او
از شرار آتش زهر شعله ها زد بر دل او
با چنان زهر قاتل شد سزاى جوادالائمه
فاطمه اولاد خود را در بلا پيوسته بنگر
يوسف را كام عطشان با دل بشكسته بنگر
قتله گاهش را ميان حجره در بسته بنگر
شد ز بيداد شهر بغداد كربلاى جوادالائمه
همچو جدش تشنه لب در بين حجره دست و پا زد
از براى قطره آبى قاتل خود را صدا زد
هر كنيزى ناله بر مظلومى ابن الرضا زد
شيون از خاك شد بر افلاك در سراى جوادالائمه
*******************
اي انس و جان گداي تو يا حضرت جواد
شرمنده ي عطاي تو يا حضرت جواد
دائم ز کار خلق گره باز ميکند
دست گره گشاي تو يا حضرت جواد
زيباترين دعاي سماواتيان بود
مدح تو و ثناي تو يا حضرت جواد
پيش از شب ولادتم اي آشناي دل
دل بود آشناي تو يا حضرت جواد
چون آيههاي نور، پدر بوسه ميزند
بر روي دلرباي تو يا حضرت جواد
زوار پا نهند به بال ملايکه
در صحن باصفاي تو يا حضرت جواد
پر مي زند کبوتر دل ها ز هر طرف
پيوسته در هواي تو يا حضرت جواد
جود از تو جود گشت و کرامت نهاده است
رخ بر در سراي تو يا حضرت جواد
تو کيستي؟ هميشه جواد الائمهاي
من کيستم؟ گداي تو يا حضرت جواد
بايد هزار زاده ي اکثم به وقت بحث
صورت نهد به پاي تو يا حضرت جواد
مامون در آتش حسدش آب ميشود
چون بشنود صداي تو يا حضرت جواد
بخشي به قاتل پدرت حرز مادرت
اي جان ما فداي تو يا حضرت جواد
بگشاي لب که لحظه به لحظه اجابت است
دلداده ي دعاي تو يا حضرت جواد
هرکس زده است دست توسل به دامني
ما را بود ولاي تو يا حضرت جواد
قبر مطهر تو در آغوش کاظمين
دل هاي ماست جاي تو يا حضرت جواد
با ا... قسم هر آنچه بگوييم نارساست
بر قامت رساي تو يا حضرت جواد
هرگز رضا ز کس نشود حضرت رضا
يک لحظه بيرضاي تو يا حضرت جواد
اين غم کجا برم که بسي بر تو شد ستم
از يار بي وفاي تو يا حضرت جواد
با تو هر آنچه شد ستم و ظلم بيحساب
داند فقط خداي تو يا حضرت جواد
تو در ميان حجره زدي ناله و گريست
قاتل هم از براي تو يا حضرت جواد
آتش گرفت حجره ي دربسته چون دلت
از اشک بيصداي تو يا حضرت جواد
قلب تو پاره پاره شد و شهر کاظمين
گرديد کربلاي تو يا حضرت جواد
با ا... قسم رواست که مرغان آسمان
گريند در عزاي تو يا حضرت جواد
با آن همه وفا و محبت که داشتي
شد زهر کين سزاي تو يا حضرت جواد
«ميثم» به نالههاي دلت بود آشنا
شد مرثيه سراي تو يا حضرت جواد
شاعر : استاد سازگار
************************
آنکه عمري داغ زهرا شعله زد بر پيکرش
ريخت از روز ازل باران ماتم بر سرش
نخل اميد رضا بود و به باغ احمدي
دست ظلمي زد شراره بر همه برگ و برش
از غريبي بي کس و تنها به خود پيچيد و باز
شد غبار حجره ي در بسته او بسترش
او چو شمعي آب مي گرديد از کينه ولي
هلهله مي کرد از شادي در آنجا همسرش
همسر او گر برون حجره مي خندد ولي
در درون حجره مي گريد به حال مادرش
بشکند دست تو گلچين اين گل زهرا بود
با چه جرأت دست افکندي و کردي پرپرش
اين جگر از داغ يک سيلي تمام عمر سوخت
آخر اي زهر جفا کردي چرا سوزان ترش
در دو عالم سربلند است و سر افرازي کند
هر که مي گردد«وفائي» از وفا خاک درش
وفایی
**********************
آبرومندان عالم آبرو مند تواند
در سنین کودکی افلاک پابند تواند
صد چو لقمان مستمند حکمت و پند تو اند
جود و احسان،علم و تقوا،چار فرزند تواند
باد و باران ابر و دریا بی قرارت می شوند
در شکار ماهی مامون شکارت می شود
ای بلندای زمان مرهون عمر کوتهت
اختران پروانه روی نکوتر از مهت
تن نه بلکه جان ارباب کرم خاک رهت
عرش و فرش آسمانها و زمین دانشگهت
علم ما کان و یکون سطری به قلب آگهت
در کتاب آسمانی خوانده حق وجه اللهت
می درخشد تا قیامت کوکب اقبال تو
شوکت عباسیان چون مور شد پامال تو
دست تو وقت کرم کار خدائی می کند
چشم تو از عالمی مشکل گشائی می کند
مهر تو در ملک دل فرمانروائی می کند
خُلق(خولق) تو حتی زدشمن دلربائی می کند
ذات حق در طلعت تو خودنمائی می کند
عالم خلقت سر کویت گدائی می کند
با تو دارم عرض حاجت از تو می خواهم مراد
یا جواد ابن جواد ابن جواد ابن جواد
************************
ولى خدا يا جواد الائمه
محيط سخا، يا جوادالائمه
چه گويم به وصفت كه فرموده آن را
به قرآن خدا، يا جوادالائمه
به كشتى ايمان در امواج طوفان
تويى ناخدا، يا جوادالائمه
چه در هفت گردون، چه در هشت جنت
تويى مقتدا، يا جوادالائمه
سماواتيان راست مدح تو، بر لب
به صبح و مساء، يا جوادالائمه
بود نقش خاك ره كاظمينت
رخ اولياء، يا جواد الائمه
ز شاهيست عارم كه در آستانت
گدايم گدا، يا جوادالائمه
بود بى ولاى تو طاعات عالم
سراسر هبا، يا جواد الائمه
اگر بود واقف زعلمى كه داده
تو را كبريا، يا جوادالائمه
نه بگشودى اندر برت پور اكثم
لب خويش را، يا جوادالائمه
گرم سر جدا گردد از تن، نگردد
دل از تو جدا، يا جوادالائمه
به غير از خدا هر كه گويد ثنايت
بود نارسا يا جوادالائمه
خدا داد پاسخ به هر بينوا كو
تو را زد صدا، يا جوادالائمه
به بازار محشر ولاى تو آدم
به روز جزا، يا جوادالائمه
ثناى تو گويم عصا از تو جويم
به هر دو سرا، يا جوادالائمه
رهايى به مهر تو خواهم كه گشتم
اسير هوا، يا جواد الائمه
خوش آن ملتجى را كه در آستانت
كند التجاء، يا جوادالائمه
جوادى ، جوادى ، گدايم، گدايم
عطا كن ، عطا يا جوادالائمه
بخوان جانب كاظمينم و ز آنجا
ببر كربلا، يا جوادالائمه
بمانم ، بميرم سپس زنده گردم
به مهر شما، يا جوادالائمه
به جان پيمبر به زهراى اطهر
به بابت رضا يا جوادالائمه
مرا تا ابد از صف دوستانت
مگردان جدا، يا جوادالائمه
تهى دستم و هستيم هست، تنها
گناه و رجا، يا جوادالائمه
قدم گشته خم ، پا فرو مانده در گِل
ز بار خطا، يا جوادالائمه
**********************
زهر به جان زد شررم اي پدر
سوخت ز پا تا به سرم اي پدر
جواد مظلوم تو از دست رفت
نمانده ديگر اثرم اي پدر
من که غريبانه زدم دست و پا
مگر تو گيري به برم اي پدر
شمع شدم آب شدم سوختم
لخته ي خون شد جگرم اي پدر
حجره ي دربسته مرا شد قفس
ريخت همه بال و پرم اي پدر
کاش که ميبود به بالاي سر
اين دم آخر پسرم اي پدر
يار مرا کشت به فصل شباب
زد به جگر نيشترم اي پدر
تشنهام و به ياد جدم حسين
اشک فشان از بصرم اي پدر
با نفس «ميثم» دلسوخته
ريخت به دلها شررم اي پدر
شاعر :استاد سازگار
**********************
اي به همه ماسوي سيد و مولا جواد
نام خوشت بر لب اهل تولا جواد
هر که شود سائلت پادشه عالم است
هر چه بگويم من از جود و عطايت کم است
ذره ي نا قابلم مهر شما در دلم
از دو جهان يا جواد عشق تو شد حاصلم
اي به رضا نور عين وي به سخا زيب و زين
قبله ي دلها بود قبر تو در کاظمين
بحر عطا و کرم معدن جود و سخا
اي پسر فاطمه کن نگهي سوي ما
دست تو وقت کرم کار خدا ميکند
ذکر شريف جواد درد دوا ميکند
زد به دل ما شرر سوز غمت ياجواد
جان بفداي تو و عمر کمت يا جواد
با همه ي آنکه ديد از تو عطا و وفا
همسر نامهربان کشت تو را از جفا
اي گل باغ مراد کشته ي ظلم و عناد
دست مرا هم بگير از کرمت يا جواد
*********************
امــشــب عـزادار شــمــا روح الامــیــن است
حــتــی خـدا هـم در غـم تـو این چنین است
تــو نــالــه مـی کردی صـدا بیرون نمی رفت
گــویــا کــه ایـن دیوار ها دیــوار چـیـن است
یــا نــه صـــدای ســـاز و آواز اســت انــگــار
ابــن الــرضــا بـر خـاک حـجـره بر زمین است
کــار خــودش را مــی کــنــد زهــر هــلاهــل
از زهــر ام الـفـضـل قـلـبـت آتــشــیــن است
ای نــا بــکــار بــی حــبــا ایـن بـود رسـمـش
مـزد امــامــت بــر شـمـا آیـا هـمـیــن است ؟
بـر خـود مـپـیـچ ای آنـکـه عـالـم ریزه خوارت
مولا کشی رسم است رسم مشرکین است
بـر روی بـام خــانــه ات جــسـمــت فــتــاده
تـنـهـا کـبـوتـر ها به جسمت همنشین است
مـولا ظــفــر را هـم کـمـی دریـاب ... دریاب
در جـمـع احـبـاب شـمـا او کـمـتـرین است
***************
سینه اى پر شرار دارم من
سرو جان فکار دارم من
یک جهان با تو کار دارم من
یا جوادالائمه ادرکنى
گر که دردم دواکنى چه شود
حاجتم را روا کنى چه شود
قسمتم کربلا کنى چه شود
یا جوادالائمه ادرکنى
اى که روح عبادتى ما را
عذر خواه قیامتى ما را
جان زهرا عنایتى ما را
یا جوادالائمه ادرکنى
**************************
از من گرفته همسر من خورد و خواب را
زهر جفا ز جان و دلم برده تاب را
تنها نه جان من که از این شعله سوخته
جان رسول و فاطمه و بوتراب را
پى مى برد به سوختن جسم و جان من
هر کس که دیده سوختن آفتاب را
اى آنکه التهاب عطش را شنیده اى
بنگر به عضو عضو من این التهاب را
افکنده است شعله به جان من و هنوز
از من کند دریغ یکى جرعه آب را
من مى کنم به العطش از او سوال آب
او مى دهد به هلهله بر من جواب را
یارب تو آگهى که براى بقاى دین
بر جان خریده ام این ستم بى حساب را
جان مى دهم به غربت و عطشان که خون من
تضمین کند تداوم اسلام ناب را
**********************
اي مزارت چراغ دل ما
ياد تو گرمي محفل ما
مهر تو روح آب و گل ما
نام تو حل هر مشكل ما
سيدي يا جواد الائمه
كاظمين تو دار الولايم
قبر تو كعبه و كربلايم
تو جواد استي و من گدايم
با عنايات تو آشنايم
سيدي يا جوادالائمه
باب صحن تو باب المردام
چهره بر آستانت نهادم
دل به مهر و ولاي تو دادم
هر كه هستم گداي جوادم
سيدي يا جوادالائمه
رشتة دل جز از تو گسستم
از ازل دل به مهر تو بستم
زير كوه معاصي شكستم
كس نگيرد به غير از تو دستم
سيدي يا جوادالائمه
يابن زهرا ببين روسياهم
هستيم گشته بار گناهم
خاري افتاده در خاك راهم
جان زهرا بكن يك نگاهم
سيدي يا جوادالائمه
قدّم از بار عصيان خميده
رنگم از شرمساري پريده
کس چو من روسیاهی ندیده
قاصد مرگم از ره رسيده
سيدي يا جوادالائمه
خون دل ريزد از هر دو عينم
گريه از بهرتان گشته دينم
عاشقم عاشق كاظمينم
هر نفس شد به دل يا حسينم
سيدي يا جوادالائمه
اي نگاه تو اذن دخولم
از گنه شرمسار و ملولم
ميثم اهلبيت رسولم
جان زهرا قسم كن قبولم
سيدي يا جوادالائمه
***************
من جوادم مظهر جود خدا
آیه رحمت گل خیر النساء
حجت و نور خدایم در زمین
یادگار نور ختم المرسلین
زاده زهرا و فرزند رضا
آن یگانه پور دلبند رضا
وارث اجداد بى یاور منم
وارث داغ على اکبر منم
در جوانى جان من گردد فدا
از عطش مى سوزم اى ساقى بیا
همسرم آتش زده بر جان من
شعله ور سازد دل سوزان من
ظرف آبى را چو ریزد پیش رو
مى نمایم یاد آن تشنه گلو
یادى از جد غریبم مى کنم
اقتدا بر آن حبیبم مى کنم
مىزند آتش دل غمناک من
خنده هاى همسر ناپاک من
یادم آید از حسین و محنتش
خنده هاى لشکرى بر غربتش
مى خورد بر هم لب خشکیده ام
جان فداى مادر غمدیده ام
تا که یاد مام نیکو مى کنم
یاد آن بشکسته پهلو مى کنم
من امام جود و تقوایم ولى
جان من سوزد ز غمهاى على
غربت حیدر دلم را خون کند
داغ مادر جان من محزون کند
من عزادار غمى دیرینه ام
دل غمین خون دلها خورده ام
چون مرا از کوچه اش افتد گذر
مى شوم از یاد مادر خون جگر
دختر طه کجا سیلى کجا
کوثر و رخساره نیلى کجا
گفته جدم مصطفى بوى بهشت
مى رسد از آن گل نیکو سرشت
اى خدا بوى بهشت و بوى خاک
شد عجین با بوى خون یاس پاک
موضوعات مرتبط:
امام جواد(ع)