|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
نغمۀ «یا هو»ست به هر موی من صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
****************** منم مظلوم عالم مرتضایم صفا و معنی شبهای قدرم برای شیعیانم شرح صدرم قسیم جنّت و نار و جحیمم علیّم من صراط المستقیمم خدا را جلوه ذات کریمم امید و رازق طفل یتیمم منم کیسه بدوش نیمه شبها خدای سفره نان و رطبها شه عشقم امیر المومنینم ابوالسّادات ولی خانه نشینم ز دست مردم گمراه مردم ز غربت سر درون چاه بردم غریب نخلهای کوفه هستم ندیده داغدار کوچه هستم **************** روی سر سایه هما دارد هر دلی زنده شد به مهر علی جا به سر چشمه بقا دارد به علی هر که شد ارادتمند دلی آکنده از وفا دارد نزند او گره به کار کسی دستهایی گره گشا دارد آن طبیبی بود علی که به کف بهر هر درد و غم دوا دارد کیست همچون علی وآل علی که به حکم خدا قضا دارد
****************** امشب مباش منتظر مقدم علی هر شب صدای غربت او بد به گوش تو امشب تویی و زمزمه ماتم علی مسجد خموش گشته و گلدسته ها غریب محراب کوفه شسته شده از دم علی یک لحظه تیغ آمد و یکدم تمام شد عمر علی و درد علی و غم علی یک عمر بود محرم دلها ولی نبود جز چاههای کوفه کسی محرم علی هم ناشناس آمد و هم ناشناس رفت عالم نیافت یک خبر از عالم علی دشنام بود و زخم زبان بود و خنده بود در التیام زخم درون مرهم علی
************* شهریار ملک دلهایی نمیدانم کهای؟ صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
*************************** منم مظلوم عالم مرتضایم صفا و معنی شبهای قدرم برای شیعیانم شرح صدرم نسیم جنّت و نار و جحیمم علیّم من صراط المستقیمم خدا را جلوه ذات کریمم امید و رازق طفل یتیمم منم کیسه بدوش نیمه شبها خدای سفره نان و رطبها شه عشقم امیر المومنینم ابوالسّادات ولی خانه نشینم ز دست مردم گمراه مردم ز غربت سر درون چاه بردم غریب نخلهای کوفه هستم ندیده داغدار کوچه هستم ********************** عقده از این قلب خونم وا کنم هر قلم را میگرفتم من به دست در درون پنجه هایم می شکست با خودم گفتم قلم یاری نکرد خون خود بر صفحه ام جاری نکرد کیستم تا وصف شاه دین کنم از کدامین خصلتش گلچین کنم مورم و وصف سلیمان کی توان کورم و از وصف دلبر ناتوان خواستم تا لب ببندم در کلام در همینجا هم نویسم والسلام لیک آمد یک ندایی در دلم من خودم مشکل گشای عالمم من خزانه دار علم ایزدم برگزیده از میان خلقتم هر که را من مقتدایی می کنم سوی جنت رهنمایی می کنم شمّه ای از شرح من حبل المتین گوشه ای دیگر هدی للمتقین عرشیان زوار درگاه منند فرشیان جمله هوا خواه منند دست حق دارم درون آستین من صراطم بر همه اهل یقین هر که در قلبش کمی حب من است از شرار نار دوزخ ایمن است کس بدون حب من مومن نشد شیعگی بی مهر من ممکن نشد هرکه هم آیین و هم کیش من است جمله پرونده اش پیش من است شیعه را من باغبانی می کنم من خودم پرونده خوانی می کنم بین پرونده میان شور و شین کاش افتد دیده بر نام حسین گر چنین گردد دلم وا می شود کل آن پرونده زیبا می شود با خودم می گویم این درّ و گهر حیف باشد گر بسوزد در شرر او دلش بهر حسینم سوخته اشکها در غربت او ریخته می نویسم بر جبینش از وفا یا حسین هذا محب المرتضی او دیگر ایمن ز آتش می شود اول عشق و جنونش می شود وصف خود گفتم که دانی دلبرم من امیرالمومنینم حیدرم
*********************حدیثی است زیبا و روشن بسی صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
*************************تویی شمع وجود و عالمت پروانه یا حیدر
*********************** تاریخ مثل ساقی کوثر نداشته اعجاز خلقت است و برابر نداشته وقت طواف دور حرم فکر می کنم این خانه بی دلیل ترک بر نداشته دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی آیینه ای برای پیمبر نداشته سوگند می خوریم نبی شهر علم بود شهری که جز علی در دیگر نداشته طوری ز چارچوب در قلعه کنده شد انگار قلعه هیچ زمان در نداشته یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود یا جبرئیل واژه بهتر نداشته چون روز روشن است که در جهل گم شده هرکس که ختم ناد علی برنداشته **********************تا به پای شیر حق درِّ سخن سازم نثار صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
************************آیینه تمام نمای خدا، علی است
****************************اي در سفينة دو جهان ناخدا علي *********************ای قبای عدل زیبا بر قد و بالای تو صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
*********************************
موضوعات مرتبط: حضرت علی(ع) [ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 18:53 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
ای شب امشب چه صفایی داری صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
************** صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار *************** صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
*************** صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
**************** ****************** ****************
***************** امشب مباش منتظر مقدم علی هر شب صدای غربت او بد به گوش تو امشب تویی و زمزمه ماتم علی مسجد خموش گشته و گلدسته ها غریب محراب کوفه شسته شده از دم علی یک لحظه تیغ آمد و یکدم تمام شد عمر علی و درد علی و غم علی یک عمر بود محرم دلها ولی نبود جز چاههای کوفه کسی محرم علی هم ناشناس آمد و هم ناشناس رفت عالم نیافت یک خبر از عالم علی دشنام بود و زخم زبان بود و خنده بود در التیام زخم درون مرهم علی
************** *************** ***************** **************** موضوعات مرتبط: حضرت علی(ع) [ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 18:51 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
از عطای فاطمه من مبتلا بر حیدرم از ازل تا روز محشر ریزه خوار این درم مرتضی خود گفته بابای ِمنِ مسکین بود او بود بابا و زهرای مطهر مادرم ظهر عاشورای او لب تشنه سینه می زنم تا دهد با دست خود روز قیامت کوثرم شامیان گفتند علی آیا مسلمان بوده است از غریبی علی خاک مصیبت برسرم لیله ی قدری سحر کرب و بلا یا که نجف کی شود احیاء بگیرم از عطای دلبرم ذات هر کس در قیامت نقش پیشانی اوست نقش پیشانی من باشد غلام حیدرم شکر اینکه عاشق اولاد زهرا گشته ام تا دم مرگم بگریم یاد شاه بی سرم مرگ عشاق علی عین زیارت رفتن است بهر دلجوئی ما آید امام و سرورم ذکر ما لحظه به لحظه ساقی کوثر مدد تا بیاید مهدی صاحب زمان حیدر مدد جواد حیدری ************************* نیست مادر تا ببیند اشکهای جاری ام نیست تا اینکه دهد آن مهربان دلداری ام می رود از حال و خواب از چشمهایم می رود خاطرات دردناکی دارم از بیداری ام روزگاری مادر و حالا پدر شد رفتنی غم همیشه با من است و می کند غمخواری ام میهمان خانه ام را کوفه از دستم گرفت تا ابد شرمنده ام کرده است مهمانداری ام من بدم می آید از این کوچه های چشم تنگ سخت باشد در چنین وضعی امانت داری ام بعد تو کوفه به من بی احترامی می کند نیست یک محرم نماید در غریبی یاری ام بیست سالِ بعد هم باشد سرم را بشکنم تا بیاید باز بوی تو زخون جاری ام دختر تو باشم و بی پرده باشد محملم تو بگو آیا سزاوار چنین آزاری ام خطبه می خوانم ولی با غیرت لحن شما آن زمانی که بیایم پابه پای قاری ام گر ابالفضلت برم باشد خیالم راحت است کوفه می داند که ناموس چنین سرداری ام من خودم معجر رسان دختران حیدرم کور خواهد شد نخواهد دید دشمن، خواری ام جواد حیدری ******************* محراب کوفه امشب در موج خون نشسته یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته سجاده گشته رنگین از خون سرور دین یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید دیگر نوای تکبیر از کوفه بر نیامد نان آور یتیمان دیگر ز در نیامد غمخوار دردمندان امشب شهید گردید امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید تنها نه خون به محراب از فرق مرتضی ریخت امشب شرنگ بیداد در کام مجتبی ریخت امشب به کوفه بذر کفر و ضلال کِشتند مرغان کربلا را امشب به خون کشیدند تیغ نفاق امشب بر فرق وحدت آمد امشب به نام سجاد خط اسارت آمد امشب به محو خادم، خائن دلیر گردید آری برادر امشب زینب اسیر گردید باب عدالت امشب مسدود شد بر انسان امشب بنای وحدت در کوفه گشت ویران امشب جهان ز فیض حق ناامید گردید امشب بنام قرآن، قرآن شهید گردید سجاده گشته رنگین از خون سرور دین یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین حمید سبزواری ******************************* الا ای اهل عالم عاقبت کشتند مولا را چه دیدید از علی جز مهربانی مردم دنیا چرا کشتید آن تنهاترین تنهای دنیا را شما با کشتن مولا امیرالمؤمنین کشتید محمّد را علی را انبیا را بلکه زهرا را بگرد ای ماه از خون جگر اخترفشانی کن خبرکن زین مصیبت چاه و نخلستان خرما را الا ای داغداران علی آیید در کوفه تسلا در غم مولا دهید آن پیر اعما را ز پا افتاد با رخسار خونین بتشکن مردی که در بیت خدا بگذاشت بر دوش نبی پا را فلک یک زخم بر فرق امیرالمؤمنین دیدی ندیدی بر دل مجروح او زخم زبانها را؟ طبیبا جای مرهم اشک ریز از دیدگان خود علی از دست رفته کن رها دیگر مداوا را علی روز ولادت بوسه زد بر دست عباسش شب قتل علی عباس بوسد دست بابا را اگر آلودهای «میثم» چه غم داری علی داری خدا بخشد به روی غرقه در خون علی، ما را غلامرضا سازگار ******************************* چون گیسوی زینب بوَد عالم پریشان یا علی دردا که همچون فاطمه آرام و مخفی از همه شب گشت درخاک زمین جسم توپنهان یاعلی تو روح قرآنی علی، تو شاه مردانی ولی مردی ندیده مثل تو ظلم فراوان یا علی طفل یتیم بیغذا قوتش شده اشک عزا امشب صدایت میزند با چشم گریان یا علی دیدم به اشک غربتت بنوشته روی تربتت عمر تو با خون جگر آمد به پایان یا علی سر بر زمین بگذاشتی ای کاش زهرا داشتی بودند بالای سرت عمار و سلمان یا علی فرقت دو تا شد غم مخور از هم جدا شد غم مخور با اشک زهرا میشود زخم تو درمان یا علی روی تو از خون لالهگون محراب شد دریای خون فرق تو از هم باز شد مانند قرآن یا علی اجر محبتهای تو شمشیر زهرآلوده شد خون دلت شد از جبین جاری به دامان یا علی نخلی که با سوز و گداز خواندی کنار آن نماز امشب ز هجرت میبرد سر در گریبان یا علی دل گشته دریای غمت شب خیمه ای از ماتمت گردیده روز «میثمت» شام غریبان یا علی غلامرضا سازگار ************************* از غربتت اگر چه سخنهاست یا علی دنیا دگر بدون تو تنهاست یا علی گویی هنوز دامن محراب کوفه را آثار خون ز فرق تو پیداست یا علی آثار سجده، زخم جبین، روی غرق خون در محضر خدات چه زیباست یا علی تا دستهگل برای تو آرند از بهشت بر روی دست، محسن زهراست یا علی گرچه شکافت فرق تو در صبحگاه قدر هر شب برای تو شب احیاست یا علی شمشیر دید عازم وصل خدا شدی روی تو را به خون تو آراست یا علی دنیا چه پست بود که مثل تو را نخواست از تو برید و غیر تو را خواست یا علی کوفه پس از شهادت تو گشته متّحد بر کشتن حسین مهیاست یا علی گویی گرفته بهر تصدّق به دست، نان چشم انتظار زینب کبراست یا علی «میثم» گرفته دست توسّل به سوی تو او تشنه و نگاه تو دریاست یا علی
غلامرضا سازگار ************************************ پلک های نیمه بازش آیه های درد بود آخرین ساعات عمر حیدر شبگرد بود چادر خاکی زهرا بالش زیر سرش عکس دربی سوخته در قاب چشمان ترش زخم فرقش، ترجمان عمق زخم سینه بود کوفه هم مثل مدینه دشمن آئینه بود آتش آه حزینش بر جگر افتاده است این دم آخر به میخ در افتاده است در نگاه زینب دل خسته زخمش اشناست زخم فرقش شکل زخم پهلوی خیرالنساست زخم های کهنه بر رفتن مجابش کرده اند ناامیدانه طبیبان هم جوابش کرده اند معنی فزت و ورب الکعبه ی او روشن است حیدر مظلوم سی سال است فکر رفتن است کوفه شبها اشنا با اشک فانوسش شده ماجرای کوچه سی سال است کابوسش شده غصه ی ان کوچه سی سال است پیرش کرده است کم محلی های مردم گوشه گیرش کرده است اضطراب زینب او را برده در هول و ولا زیر لب با گریه می گوید که وای از کربلا گریه های مرتضی دنیای رمز و راز بود معجر زینب برایش روضه های باز بود دانه های اشک او می گفت با صد شورشین کربلا عباس من، جان تو و جان حسین وحید قاسمی **************************** منکه مظلومترین رهبر دنیا هستم بعد سی سال پی دیدن زهرا هستم من همانم که کم آورد به پای غم او که نرفت از نظرم صحنه قد خم او منکه مشهور به فتاحی خیبر هستم منکه در ارض و سما شهره به حیدر هستم هرچه دیدم در و دیوار به یادش بودم چشمم افتاد به مسمار به یادش بودم منکه سی سال زهجران رخش خون خوردم تازیانه به کف هرکه، که دیدم مردم شعله می دیدم و با خاطره ی گیسویش ناله کردم که چرا سوخت زکینه رویش
من همانم که کشیدند مرا در کوچه حرمتم را بدریدند خدا در کوچه من همانم که خجالت زده از زهرایم او زمین خورد و نشد من به کنارش آیم نرود از نظرم ناله ی یا فضه ی او دگر از غنچه نشکفته ی ششماه نگو نرود از نظرم پشت سرم می آمد تا در آن معرکه باشد سپرم می آمد من چه گویم که چها بر سر او آوردند دست او را زمن غمزده کوته کردند حق بود شاهد من قلب حزینم چه کشید سوی زهرای جوانم بروم موی سفید جواد حیدری ******************************
موضوعات مرتبط: حضرت علی(ع) [ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 18:49 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
کوفه شده در ماتمت شام غريبان يا علي ********************* ***************************** قتل علي است خاک مصيبت به سر کنيد ************************************ ***************************** ****************************
*************************** *********************** گفتگوي بي بي ام البنين(س) با حضرت زهرا(س): جواب حضرت زهرا(س):
************************************ **************************** گر چه بشكافتي و زخم دلم وا كردي ************************** ****************************** دل من به غم اسيره ديگه از زندگي سيره ***************************** اين شبا كه شب درده شب غصه ي يه مرده **************************** رخسار مولا لاله گون يا رسول ا... ***************************** سر به سجده مي ذاري، ناله ي يارب داري
موضوعات مرتبط: حضرت علی(ع) [ دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 18:47 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |