|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
راهنمایى حضرت مهدى(عج) در مسجد جمکران: یکى از افراد موثّق، از مرجع تقلید، مرحوم حضرت آیت اللّه العظمى سید شهاب الدّین نجفى مرعشى (وفات یافته ۷ صفر ۱۴۱۴ هـ . ق) نقل کردند که ایشان فرمودند: یکى از علماى نجف اشرف که مدّتى به قم آمده بود، براى من نقل کرد، مشکلى داشتم، به مسجد جمکران رفتم، درد دلم را در عالم معنى به حضرت ولىّ عصر(عج) عرض کردم و از او خواستم که وساطت کرده از درگاه خدا شفاعت کند تا مشکل من حل گردد. براى این منظور به طور مکرّر به مسجد جمکران رفتم، ولى نتیجه اى نگرفتم، تا اینکه روزى در آن مسجد، در هنگام نماز دلم شکست و خطاب به امام زمان(علیه السلام) عرض کردم: «مولا جان! آیا جایز است که در محضر شما و در منزل شما باشم و به دیگرى متوسّل شوم؟ شما امام من مى باشید، آیا زشت نیست با وجود امامى مانند شما حتى به علمدار کربلا قمربنى هاشم(علیه السلام) متوسّل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟» از شدّت ناراحتى، بین خواب و بیدارى قرار گرفته بودم، ناگهان با چهره نورانى قلب عالم امکان حضرت حجّت(عج) روبرو شدم، بیدرنگ سلام کردم، جواب سلامم را داد و فرمود: «نه تنها زشت نیست و ناراحت نمى شوم که به علمدار کربلا متوسّل گردى، بلکه به شما راهنمایى نیز مى کنم که هنگام توسّل به علمدار کربلا چه بگویى؟ هنگامى که براى رواى حاجت به آن حضرت متوسّل شدى بگو: یا اَبَا الْغُوْثِ اَدْرِکْنِى; اى پدر پناه دهندگان به فریادم برس و به من پناه ده.»] [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 4:6 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
آمده کریم اهل بیت آمد امام مجتبی یوسف ال فاطمه آمد گل خیرالنسا زهرا دگر مادرشده چشمش ز شادی تر شده ز این غنچه زیباتر شده گلخانه آل عبا پیغمبر آیدسوی او بوسه زند بر روی او باشد رخ دلجوی او ایینه دار مصطفی مولا علی گشته پدر پر شد مدینه ز این خبر گویید ابالحسن دگر بهر خطاب مرتضی جمع ملائک مست مست پیمانه کوثر بدست باده دهد بر هر که هست از عرش اعلایش خدا حور و ملک در پشت در سر می کشد با صد هنر تا زیر چشمی یک نظر بیند جمال یار ما گل ها همه در انتظار تا پرده از رخسار یار با یک نسیم آید کنار از بهر دیدار و لقا غنچه دریده پیرهن از بهر دیدار حسن از روی یاس و یاسمن شبنم چکیده از حیا خم شد به پایش سرو ناز هر گل به سویش در نیاز کعبه نشسته در نماز بر اهل سما نامش سرود عاشقان یادش صفای روح و جان در خانه اش بر سائلان گسترده خوانی از عطا هر پادشه بر او گدا محتاج او جود وسخا حاتم کریم آل طا شد سائلش صبح و مسا تابیده مهتاب حرم با جلوه هایی دم به دم آمد خداوند کرم در محفل اهل کسا عقل از فروغ پاک او وامانده در ادراک او برتر بقیع و خاک او از صد بهشت دلگشا وجه خدایی طلعتش رحمت رهین منتش دلها اسیر غربتش جان های ما بر او فدا اللهم عجل لولیک الفرج مجمع الذاکرین بیت اباصالح(عج)مشهد مقدس تلفن راهنما ۰۹۱۵۷۰۰۰۰۴۲-۰۹۱۵۶۰۰۰۰۴۱
موضوعات مرتبط: امام حسن(ع) [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 4:1 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
ای ولی کبریا یا حسن المجتبی ای وصی مصطفی یا حسن المجتبی طور تجلی تویی مهر دلارا تویی یوسف آل عبا یا حسن المجتبی کعبه ما کوی توست قبله ما روی توست ای تو صفا را صفا یا حسن المجتبی رحمت رحمان تویی چشمه احسان تویی واصف تو(هل اتی)یاحسن المجتبی همچو پیمبر تویی ثانی حیدر تویی در سخن و در سخا یا حسن المجتبی ای به علی نور عین هم حسنی هم حسین زندگیت کربلا یا حسن المجتبی سائل درمانده ایم بر در تو بنده ایم کن نظری سوی ما یا حسن المجتبی زنده به بوی توام عاشق کوی توام دل به تو شد مبتلا یا حسن المجتبی از تو مرا گفتگوست مدینه ام آرزوست حاجت ما کن روا یا حسن المجتبی (شکوهیم)سائلم بسته به مهرت دلم ای تو مرا دلربا یا حسن المجتبی [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:58 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
به لبم نام تو دارم که تو ساقی ولایی سروجان بر توسپارم اگرم امر نمایی دو جهان مست جمالت دل ما محو وصالت منم ووصف خیالت چه شود چهره گشایی تو چه هستی توکه هستی که بر هر دل بنشستی شده ای ساقی مستی می ناب دل مایی تو همان چشمه جودی تو صفا بخش وجودی تو همه بود و نبودی تو همان رمز بقایی تو را کعبه جانی به دلم عشق نهانی تو نگین رمضانی تو گل ماه خدایی همه از تو بگویم گل روی تو بجویم نظری کن تو بسویم به نگاهی و عطایی تو بهاری تو نگاری تو مرا دارو نداری همه آرام و قراری تو مرا ذکر دعایی مه هر انجمن آمد سمن و یاسمن آمد گل زهرا حسن آمد به دو صد جلوه نمایی زدر خانه حیدر خبر آمد به پیمبر که شده فاطمه مادر چه پیامی چه ندایی تورسیدی و علی را شده ای جام طهورا ز تماشای تو زهرا به رخت گشته فدایی همه عالم به فدایت همه مشتاق عطایت کرمی کن به گدایت که شده وقت گدایی بود آن ختک بقیعت همه دم سرمه چشم به میان حرم خود تو غریب الغربائی موضوعات مرتبط: امام حسن(ع) [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:56 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
مرغ دل آوای چمن می زند دست توسل به حسن می زند بازا که هنگام شکفتن است با گل روی تو سخن گفتن است گل که بگفتم تو زگل بهتری چون گل گلخانه پیغمبری غنچه لبخند تو وا می شود خاک به لطف تو طلا می شود چشمه زمزم نمی از دیده ات وصف گل از خوی پسندیده ات ماه بگویم به تو یا آفتاب ای پسر با ادب بو تراب از همه خوبتران خوبتر نزد خدا از همه محبوبتر پیر خرابات معانی تویی حجت حق حیدر ثانی تویی سینه تو مخزن اسرار عشق روی مهت منبع انوارعشق خال سیاهت حجر الاسود است بوسه گه قبله و نه گنبد است شیعه که دیوانه و مفتون توست ای پسر فاطمه ممنون توست فاطمه را نور دو عینی حسن محرم اسرار حسینی حسن نام تو مارا دو جهان آرزوست مرحمتی کن که بقیع آرزوست گوشه چشمی تو به(خوشزاد)کن این دل محنت زده را شاد کن موضوعات مرتبط: امام حسن(ع) [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:49 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
می نشستی گر دمی بر در کاشانه ات بین کوچه می شدند مردمی پروانه ات بس که می شد بین شهر دیده ها بر روی تو بسته می شد راهشان در کوی تو آمدی و چهرات شد بهار فاطمه یوسف زهرایی ام ای نگار فاطمه چون شکوفا شد گل روی ماهت در چمن با قدومت یا حسن شد علی ابالحسن موضوعات مرتبط: امام حسن(ع) [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:47 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
هرچه بادا باد امشب دل به دریا میزنم
همچو مجنون حرف هایم را به لیلا میزنم گرچه می داند حبیبم درد من را بیشتر لیک بغضم می زند بر بند بندم نیشتر می کنم امشب دلم را بنده پیر جنون پرده دل پاره می سازم به شمشیر جنون سینه تنگ و دل از فریاد ودردم بیشمار با که گویم گر نگویم درد خود را با نگار شاید از الطاف ساقی جام جانم پرشود او نگاهی سازد و خاک وجودم در شود ای مسیحای مسیحا پرور عالم حسن وی بدستت رشته عشق بنی آدم حسن گر که بی نام ونشانم یا امام مجتبی
خاک بوس آستانم یا امام مجتبی خوب می دانم که می دانی چه هستم یا حسن ذره ام هیچم ولی دل بر تو بستم یاحسن یا حسن ناقابلم اما گرفتار توام یا حسن دستم تهی اما خریدار توام بر سر بازار حسنت نقد جان آورده ام نیستم قابل ولی هرچه بد آن آورده ام [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:41 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
هرچه بادا باد امشب دل به دریا میزنم همچو مجنون حرف هایم را به لیلا میزنم گرچه می داند حبیبم درد من را بیشتر لیک بغضم می زند بر بند بندم نیشتر می کنم امشب دلم را بنده پیر جنون پرده دل پاره می سازم به شمشیر جنون سینه تنگ و دل از فریاد ودردم بیشمار با که گویم گر نگویم درد خود را با نگار شاید از الطاف ساقی جام جانم پرشود او نگاهی سازد و خاک وجودم در شود ای مسیحای مسیحا پرور عالم حسن وی بدستت رشته عشق بنی آدم حسن گر که بی نام ونشانم یا امام مجتبی خاک بوس آستانم یا امام مجتبی خوب می دانم که می دانی چه هستم یا حسن ذره ام هیچم ولی دل بر تو بستم یاحسن یا حسن ناقابلم اما گرفتار توام یا حسن دستم تهی اما خریدار توام بر سر بازار حسنت نقد جان آورده ام نیستم قابل ولی هرچه بد آن آورده ام موضوعات مرتبط: امام حسن(ع) [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:32 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
هر جا که سائلیست بود خانه کریم
این یک نشانه ایست زکاشانه کریم روح کرم همیشه گدا را صدا زند بی وقت و وقت باز بود خانه کریم صدها نیاز سائلمسکین روا شود از فیض یک نگاه که ریحانه کریم جاری زکوثر است خدایا مگر که هیچ خالی نمی شود لب پیمانه کریم باشد کریم آل محمد مراد ما هر جا که هست صحبت جانانه کریم درد(موید)و کرم بیشمار اوست مرغ دل اسیر من ودانه کریم موضوعات مرتبط: امام حسن(ع) [ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:30 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
باده و طرب و گل جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست ای خوش آن عیدی که آن بانی نور از کنار کعبه بنماید ظهور
اللهم عجل لولیک الفرج
شبی که عطر گل افشانده بودند سرود عشق و مستی خوانده بودند شب میلاد مسعود تو ای کاش مرا دور سرت گردانده بودند
در جود و کرم دست خدا هست حسن دست همه را وقت عطا بست حسن نومید نگردد کسی از درگه او زیرا کریم اهل بیت است حسن
چون نور جمال مجتبی پیدا شد بر روی جهان دری زرحمت وا شد شد کاخ علی منور از چهره او مسرور دل محمد و زهرا شد
شد روز شب علی زسیمای حسن آن شب که بدید روی زیبای حسن گل کرد سرشک شوق مولا یعنی مهتاب ستاره ریخت در پای حسن
عالم که به رویت نگران است حسن لب تشنه آن چشمه جان است حسن از حسن تو خواستم بگویم دیدم حسن تو زنام تو عیان است حسن
جمالت را چو زهرا آفریدند شکوهت را چو مولا آفریدند قسم بر ذات پاک تو حسن جان تو را بی مثل و همتا آفریدند
[ شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۹ ] [ 3:19 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |