|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
باده بده ساقيا ، ولى ز خُم غدير چنگ بزن مطربا ، ولى به ياد امير تو نيز اى چرخ پير ، بيا ز بالا به زير داد مسرت ستان ، ساغر عشرت بگير بلبل نطقم چنان، قافيه پرداز شد كه زهره در آسمان ، به نغمه دمساز شد محيط كون و مكان ، دايره ساز شد سرور روحانيون هو العلى الكبير نسيم رحمت وزيد ، دهر كهن شد جوان نهال حكمت دميد ، پر ز گل و ارغوان مسند حشمت رسيد ، به خسرو خسروان حجاب ظلمت دريد ، ز آفتاب منير فاتح اقليم جود ، به جاى خاتم نشست يا به سپهر وجود ، نير اعظم نشست يا به محيط شهود ، مركز عالم نشست روى حسود عنود ، سياه شد مثل قير صاحب ديوان عشق ، زيب و شرافت گرفت گلشن خندان عشق ، حُسن و لطافت گرفت نغمه دستان عشق ، رفت به اوج اثير به هر كه مولا منم ، على است مولاى او نسخه اسما منم ، على ست طغراى او يوسف كنعان عشق ، بنده رخسار اوست خضر بيابان عشق ، تشنه گفتار اوست كيست سليمان عشق ، بردر جاهش فقير اى به فروغ جمال ، آينه ذو الجلال « مفتقر » خوش مقال ، مانده به وصف تو لال گر چه بُراق خيال ، در تو ندارد مجال ولى ز آب زلال ، تشنه بود ناگزير
موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:26 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |