|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
يا زهرا (س) دله تنگم هوای مادر کرد یاد آن خاطرات غم بارَش یاد دارم که مادرم را درد چقدر داده بود آزارش ********* هرگز از یاد من نخواهد رفت آنچه را که به چشم خود دیدم مادرم بین شعله گیر افتاد چقدر من ز غصه ترسیدم ******** در هجوم زبانه ي آتش یاس را زیر پا لگد کردند خواستم پیش مادرم بروم راه من را به شعله سد کردند ******** چه بگویم که بعد پیغمبر قرعه ي غم به نام ما افتاد روزگارم به رنج و غم سر شد تا که راهم به کربلا افتاد ******** عصر روز دهم در آن صحرا چون حسینم به قتله گاه افتاد شعله ای باز قد عَلَم کرد و به حرم های بی پناه افتاد ******** در شرر یاد مادرم کردم تازیانه چه آتشی دارد شعله ای که حیا نمی فهمد چه زبان های سرکشی دارد (شاعرش را نميشناسم) موضوعات مرتبط: حضرت زهرا(س) [ دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ ] [ 13:46 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |