مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

به راه توست شهادت به از ولادت من
عنايتي كه شود مرگ من شهادت من
گداي سابقه دارم مرا مران كه بود
كرم سجية تو، التماس عادت من
هزار مرتبه ام گر براني از در خويش
هماره بر تو فزون تر شود ارادت من
هزار مرتبه بيماري از سلامت به
تو گر كني قدمي رنجه بر عيادت من
سرم فداي قدم هاي دلبري گردد
كه برده دل زِ من از لحظة ولادت من
سعادت دو جهان بهر من سعادت نيست
تو گر مرا بپذيري بود سعادت من
به بندگي درت مي خورم قسم مولا
كه بردر تو بود بندگي سيادت من
زبان "ميثمي " ام وقف گفتگوي تو باد
كه ذكر توست دعاي من و عبادت من  
**************

باز روگرداندم از تو، باز رو دادی به من
با همه بی‌آبرویی آبرو دادی به من
شرم می‌کردم دگر در محضرت لب واکنم
باز می‌بینم مجال گفتگو دادی به من
قطره‌ای بودم به بحرم متصل کردی ز لطف
جرعه‌ای می‌خواستم، دیدم سبو دادی به من
خاک بودم، آدمم کردی به دست رحمتت
خار بودم، بهتر از گل رنگ و بو دادی به من
چشم خشکم بود خالی، رویم از عصیان سیاه
اشک بخشیدی و آب شستشو دادی به من
از ولادت آرزوی سوز و شوری داشتم
بیشتر از آنچه کردم آرزو، دادی به من
گر نشد قسمت که در خون گلو غسلی کنم
از سرشک دیدگان، آب وضو دادی به من
همچو شمعم قطره قطره آب کردی، سوختی
در دل شب گریۀ بی های و هو دادی به من
با غبار راه زوار علی شستی مرا
در حقیقت آبرو از خاک او دادی به من
تا کنی سیراب «میثم» را ز جام رحمتت
آب شیرین از سبوی «تفلحو »دادی به من

صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار
*******************


با كثرت معاصي از سر گذشته آبم
نه تاب دوري از تو، نه طاقت عذابم
لبريز تر ز دريا سوزان تر از كويرم
آواره تر ز امواج، خالي تر از حبابم
گر قطره ام بخواني با بحر همنشينم
گر ذره ام بخواني در چشم آفتابم
من از تو مي گريزم تو مي كشي به سويت
از بس  كه مهرباني عبدت كني خطابم
من با تو قهر كردم تو مي كني رفاقت
ياللعجب ندانم بيدار يا كه خوابم
اُدْعوني استجب را هم خوانده هم شنيدم
نه من جواب دادم نه تو كني جوابم
من بندة بد تو، تو آن خداي خوبي
كز لطف بي حسابت آسان کنی حسابم
پيري زپا فكند و از دست رفت عمرم
شرمنده تا قيامت از دورة شبابم
اشكم روان زديده آهم درون سينه
اين اشك و آه كرده مانند شمع آبم
گفتم به اشك توبه شويم گناه خود را
ديدم كه از گناهم بدتر بود صوابم
"ميثم" به عذر خواهي دارد دو هديه با خود
آه است شاخة گل، اشكم بود گلابم
***********

دریغا کز گنه پروا نکردم
پرم دادی ولی پر، وا نکردم
تو از بی شرمی من شرم کردی
من از شرم تو هم پروا نکردم
چنان غافل شدم از تو که یک عمر
تو را گم کردم و پیدا نکردم
قدم از کثرت پیری دو تا شد
به یکتاییت قامت تا نکردم
کی‌ام من؟ قطره‌ای ناچیز، افسوس
که خود را وصل بر دریا نکردم
دریغا روزها بگذشت و شب رفت
که من اندیشه از فردا نکردم
به من نزدیک‌تر بودی تو از من
چرا من دوری از دنیا نکردم؟
به مولا، آنچه شد با من، از آن بود
که خود را بندۀ مولا نکردم
مسیحا در کنارم بود و افسوس
دلم را با دمش احیا نکردم
منم «میثم» ولی افسوس، داری
برای خویش دست و پا نکردم

صیام تا قیام 2 - غلامرضا س

****************
درد ناگفته را، تو دوا می‌کنی
حاجت بنده را، تو روا می‌کنی
من شدم از تو دور، تو کنار منی
من گریزم ز تو، تو صدا می‌کنی
من کنم قهر و تو، می‌کنی آشتی
من گنه می‌کنم، تو حیا می‌کنی
من کنم دشمنی، تو کنی دوستی
من چها می‌کنم، تو چها می‌کنی
من به بیگانه‌ها، آشنا می‌شوم
تو مرا با خودت آشنا می‌کنی
من پناهنده‌ام بر درِ رحمتت
تو مرا از درت، کی رها می‌کنی؟
هم گشایی در و هم کنی دعوتم
هم صدا می‌زنی، هم عطا می‌کنی
گه به من نالۀ نی‌نوا می‌دهی
گه مرا زائر کربلا می‌کنی
گه دلم را بری در بهشت نجف
گه روان در حریم «رضا» می‌کنی
«میثم» از هر دمت بوی گل می‌دمد
تـا تـو راز و نیاز بـا خـدا می‌کنی

صیام تا قیام 2 - غلامرضا سازگار

*****************
با سنگ هر گناه پرم را شکسته ام

آه ای خدا خودم کمرم را شکسته ام

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پل های امن پشت سرم را شکسته ام

صد بار توبه کردم و غرق خجالتم

آن عهدهای معتبرم را شکسته ام

دنیا شکست خورده تر از من ندیده است

حالا به سنگ خورده سرم را شکسته ام

راهم بده به باغ شجرهای طیبه

من توبه کرده ام تبرم را شکسته ام

 

****************

دل شکسته منو جز تو کسی نمیبره

یه بنده فراری رو جز تو کسی نمیخره

روز و شبم یکی شده همش تباهی و گناه

دل شکستمو ببین که از گناه شده سیاه

گرو میذارم دلمو تا که عذابم نکنی

فردای محشر دیگه از،خجالت آبم نکنی

پیش امام و شهدا آبروی منو نبر

به جان زهرا و علی بدا رو با خوبا بخر

*****************

خداوندا من از اعمال خود بسیار می ترسم

نمی ترسم زکس از زشتی کردار می ترسم

هزاران بار کردم توبه و از جهل بشکستم

پشیمانم پشیمانم از این رفتار می ترسم

تو فرمودی که شیطان دشمن نوع بشر باشد

خداوندا من از این دشمن غدّار می ترسم

ریا کردم عبادت را ،غلط خوا ندم عبارت را

کنون ازاین عبادتها واین اذکارمی ترسم

من اندر خواب و دیو نفس بیدار وخطر نزدیک

به قلبی مرتعش زین فتنه بیدار می ترسم

بود بازار گرم دین فروشی بر سر راهم

خداوندا من از گرمی این بازار می ترسم

عطا کردی خطا کردم وفا کردی جفا کردم

نمی گویم چه ها کردم ولی بسیار می ترسم

 

**************

چه زود از دست ما ماه خدا رفت
مه تسبیح و تهلیل و دعا رفت
مه احیا مه شب زنده داری
مه روزه مه صدق و صفا رفت
مهی که بود از فیض و سعادت
نفس تسبیح و خواب آن عبادت

مه یا نور و یا قدوس و یارب
شبش از روز و روزش بهتر از شب
خوشا آن روزه داران را که دانم
محبت بود در دل ذکر بر لب
به خلوتگاه شب اختر فشاندند
کمیل و افتتاح و ندبه خواندند

سحر بود و مناجات و دعایش
دعاهای لطیف و دلربایش
خوش آنکو داشت خلوت با خداوند
دریغ از لحظه های با صفایش
کجا رفتند شب های منیرش
چه شد بوحمزه و جوشن کبیرش

چه شب هایی که دل یاد خدا بود
دعا بود و دعا بود و دعا بود
به گوش جان صدای آشنا بود
خوشا آنان که از نو جان گرفتند
دل شب انس با قرآن گرفتند

چه ماهی ماه حی ذوالمنن بود
چه ماهی ذکر حق نقل دهن بود

چه ماهی ماه غفران، ماه رحمت
چه ماهی ماه میلاد حسن بود
چه ماهی دل ز ایمان منجلی بود
علی بود و علی بود و علی بود

مه احیا مه مولا علی بود
علی شمع دل و دل با علی بود
تو گویی با علی بودیم تا صبح
چه می گویم نفس ها یا علی بود
چه شد آوای یارب الکریمش
دعای یا علیُ یا عظیمش

وفا و عشق و ایمان بود این ماه
مگو، شیرین تر از جان بود این ماه
بهشت سبز انس عبد و معبود
بهار ختم قرآن بود این ماه
فروغ روح از بدرش گرفتیم
شرف از لیلة القدرش گرفتیم

الا ای دوستان عید صیام است
چه بنشستید این عید قیام است
طلوع صبحدم را این روایت
هلال ماه نور این پیام است
خوشا حال تمام روزه داران
که حسرت شد نصیب روزه خواران

ره صدق و صفا پویید امشب
جمال یار را جویید امشب
وضو گیرید با عطر بهشتی
به مهدی تهنیت گویید امشب
خوش آن عیدی که با دلدار باشیم
همه با هم کنار یار باشیم 

اگر چه عید فیض و عید نور است
اگر چه عید شوق و عید شور است
اگر چه عید مجد است و سعادت
تمام عیدها روز ظهور است
بدون یار، گل خار است خار است
گل نرگس اگر آید بهار است

الا ای شمع بزم آشنایی
ندارد بی تو چشمم روشنایی
دلم خون شد دلم خون از جدایی
گلم، باغم، بهارم کی می آیی
الهی عیدِ بی تو باز گردد
بیا تا عید ما آغاز گردد

تو شمع و قلب ما پروانة توست
ندیده عالمی دیوانة توست
ندای یالثارات الحسینت
لوای کربلا بر شانة توست
ظهورت عید خلق عالمین است
نه تنها عید ما، عید حسین است

همین است و همین است و همین است
که دیدار تو عید مسلمین است
عزیز دل به آمین تو سوگند
دعای "میثم" دل خسته این است
که فردا جزو یاران تو باشد
دلش باغ و بهاران تو باشد


**************

 

 


موضوعات مرتبط: رمضان ماه مناجات با خدا
[ یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۱ ] [ 12:27 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب