مه منوّر شعبان مه رسول خداست
مه مبارك ميلاد سيدالشهداست
به رهروان هدايت ز حق رسیده خبر
كه روي دست محمد عيان چراغ هداست
تمام دين به روي دستهاي ختم رسل
و يا كتاب خدا روي سينة زهراست
به عدل و عزت و آزادي و كمال و شرف
خلايقند همه تشنه، فيض او درياست
ملك به حسن تماشائيش، شده مبهوت
كه اين امام حسين است يا رسول خداست
نسیم خلد برین می وزد ز اطرافش
كه بوي عطر خدا در مشام باد صباست
اگر تمام ملائك ز گاهوارة او
پر دوباره چو فطرس طلب كنند رواست
نبي به طلعت زيباش خنده كرد و گريست
خدا به يمن قدومش بهشت را آراست
ز گاهواره به گودال خون نگاهي كرد
به خويش گفت كه میلاد ما شهادت ماست
تمام خلقت يك لحظه بي حسين مباد
كه بي حسين زمين بيكس و زمان تنهاست
به حلق تشنه و لبهاي خشك او سوگند
كه خون او به گلستان وحي، آب بقاست
گرفت جام بلا را ز دست حضرت دوست
از آن تمام بلاها به چشم او زيباست
مگو چرا ز همه هست خود گذشت حسين
خداي داد به او هست و هست او را خواست
اگر ز بار غمش آسمان خميد چه باك
كه گشت قامت اسلام با قيامش راست
وضو گرفت ز خون، پيش تير قامت بست
كه تا قيام قيامت از او نماز به پاست
هميشه حج به وجود حسين ميبالد
كه كربلاش صفا بود و مروه شام بلاست
نماز و روزه و حج و جهاد ميگويند
حيات ما همه مرهون سيدالشهداست
به پور هند جگر خواره چون گشايد دست
كسي كه رشد و نموّش به دامن زهراست
زهي جلال كه در روي خون گرفتة او
به چشم اهل نظر صورت خدا پيداست
مگر نه خوردن خاك آمده به شرع حرام
چه حكمتي است، چرا تربت حسين شفاست؟
به تحت قبّه او كن بلند دست نياز
بگير حاجت خود را كه مستجاب دعاست
همه به حشر صدا ميزنند يا زهرا
ولي ز فاطمه آيد ندا، حسين كجاست
اگر چه سوم شعبان جمال خويش گشود
بدان ولادت او ظهر روز عاشوراست
قسم به ذات خداوند قادر بی چون
كه خونبهاش خداوندگار بي همتاست
تمام اهل قيامت به چشم ميبينند
حسين با تن بي سر شفيع روز جزاست
هنوز نغمة قرآن او بلند ز ني
هنوز نعرة هيهات او به اوج سماست
هنوز خنجر قاتل ز خون اوست خجل
هنوز از عطشش، شعله در دل درياست
هنوز نالة هل من معين اوست بلند
هنوز رأس منيرش به نيزه راه نماست
هنوز پرچم گلگون او به قلة عرش
هنوز پيكر صد چاك او به دوش شماست
حسین رهبر آزادگان به هر عصری
حسين راه نماي تمام نهضتهاست
حسين مشعل تابندة هدايت خلق
حسين مصحف نور است و آيت عظماست
حسين جان دعا، جان ذكر، جان نماز
حسين روح حرم، روح مروه، روح صفاست
گواه زندة من، ارجعي الي ربك
كه بر حسين همانا خدا مديحه سراست
حسين سورة فجر و حسين آيه نور
حسين نجم فروزان حسين شمس ضحاست
حسين زندة حق و حسين كشتة حق
حسين بر همه باطل ستيزها مولاست
به وصف او كه خدايش ثنا كند ميثم
قصيدة تو بود نارسا اگر چه رساست
*****************
خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست
الـبشاره لیلۀ میلاد مصباح الهـداست
بر سر دوش نبی، شمس ولایت جلوه گر
پیش روی فاطمه، مرآتِ حسنِ ابتداست
فاطمه آورده فرزندی که در قدر و جلال
هم محمد هم امیرالمؤمنین هم مجتباست
چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین
کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست
گام گامِ مقدمش، رشک گلستان بهشت
عضو عضوِ پیکرش، اوراق صنع کبریاست
این همان مصباح دست غیب رب العالمین
این همان قرآن روی قلب ختم الانبیاست
چشم نه، لب نه، جبین نه، حنجر و رخسار نه
پای تا سر غرق در گلبوسههای مرتضاست
با وجود آنکه نَبوَد رحمت حق را حدود
این نمای رحمت بی حدِّ ذات کبریاست
سبط احمد، نجل حیدر، آرزوی فاطمه
خون قرآن، اصل ایمان، قلب دین، روح دعاست
قطرهای از بحر لطفش چشمۀ آب حیات
ذرهای از خاک کویش درد عالم را دواست
وصف او باید کسی گوید که قرآن آورد
مدح او باید کسی گوید که او را خونبهاست
هر چه میبینم جمالش را، نبی پا تا به سر
هرچه میخوانم ثنایش را،علی سرتا به پاست
هر سری تقدیم جانان گشت، خاک پای او
هر دلی جای خدا گردد، بر او صحن و سراست
هر چه از او خواست ذات پاک حق تقدیم کرد
درعوض او ازخدای خویش بگرفت آنچه خواست
من نمیگویم، نمیگویم، خدا باشد حسین
لیک گویم گر خدایی از خدا خواهد، رواست
خواهـر مظلومۀ او مـادر آزادگی است
تـا قیامت بر همه آزاد مردان مقتداست
اصغری دارد که ذبح اکبرش خوانند خلق
دختری دارد که دست بستهاش مشکل گشاست
مادری دارد که در قرآن، خدا مدّاح اوست
مدح او تطهیر و قدر وفجرو نور و«اهلأتی»ست
قامتی دارد، قیامت گوشهای از سایهاش
صورتی دارد که در چشم محمد دلرباست
بازویی دارد چو بازوی امیرالمؤمنین
هیبتی دارد که گویی خود علی مرتضاست
روز محشر ذکر کل انبیا یا فاطمه است
فاطمه گوید خداوندا حسین من کجاست؟
او بُوَد فُلک نجات و لنگرش دخت علی
این نباشد کفر اگر گویم خدایش ناخداست
شهریار کشور دلها «حسین بن علی»
زادۀ امالبنین فرمانـدۀ کل قـواست
آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا
گر خدا بخشد به یک موی حبیب او به جاست
گر چه حتی روز محشر چشم زهرا سوی اوست
هر شب او واقعه، هر روز او روز جزاست
اینکه خنـدانیم و گریـانیم در میلاد او
میکند ثابت، گِل ما از زمین کربلاست
آنکه سر سازد نثار دوست، از عالم سر است
کشتۀ محبوب را گر کشته پنداری خطاست
مرگ در بستر بوَد بر عاشق صادق حرام
این معما را کسی داند که با ما آشناست
شور ما شور شهادت، شوق ما شوق وصال
زخم ما یاری رحمت، خون ما آب بقاست
من ز خون دل نوشتم بـر جبین آسمان
هر که فانی در ره حق نیست، پایانش فناست
قبر: کعبه، رکن: مقتل، تربت عشاق: حِجر
مضجع من «مروه» و ایوان عباسم «صفا»ست
گو یکی گردند خلقت از برای قتل من
قامتم تنها برای خالق یکتا دوتـاست
آب را بر روی ما بسته نمیداند عدو
حنجر ما تشنـۀ آب دم تیغ بـلاست
وصل جانان از دم شمشیر میآید به دست
این همان معنای رمز «البلاءُ لِلولا»ست
"میثم" این مصراع را با خط خون باید نوشت
رأس ما از تن جدا شد، دوست کی از ما جداست؟
*************************************
جهان گرديده درياي كرامت
شب جشن است يا صبح قيامت
تو گويي ملك نامحدود هستي
چراغاني است از نور امامت
ملك، جن، آدمي بستند امشب
سراسر بر نماز شكر قامت
بهشت وحي، آباد حسين است
مبارك باد، ميلاد حسين است
عروج کل هستی تا حسین است
محمد گرم شادي با حسين است
تمام آرزوهاي محمد
تمام هستي زهرا حسين است
نماز شكر خلقت، شادماني
دعاي آفرينش، يا حسين است
محمد در بغل آيينه دارد
علی قرآن به روي سينه دارد
سلام الله بر قدر و جلالش
خدا را چشم بر ماه جمالش
پر جبريل ميسوزد به برقي
كند گر قصد معراج كمالش
زمان تا حشر با مهرش هم آغوش
قيامت هم بود صبح وصالش
لبش سرچشمة نوش محمد
عروجش بر سر دوش محمد
لبش با دوست در راز و نياز است
ولای او قبولی نماز است
ميان انبيا تا صبح محشر
محمد زین ولادت سر فراز است
ز كوي او همه درهاي رحمت
به روي انس و جان پيوسته باز است
قيامت، در قيامت بندة اوست
شفاعت لاله زار خندة اوست
به شعبان المعظّم ماه دادند
بشر را رهبري آگاه دادند
به جسم آفرينش جان تازه
به چشم دل چراغ راه دادند
به ثارالله، ثارالله ديگر
به وجهالله، وجهالله دادند
محمد نقش لبخندت مبارك
علي ميلاد فرزندت مبارك
دل عالم گرفتار حسين است
محمد محو ديدار حسين است
به بازار محبت صحنه صحنه
دوصد يوسف خريدار حسين است
خدا با دست قدرت تا قيامت
علم گيرو علمدار حسين است
دو عالم سايهاي از پرچم اوست
محرّم نه، زمان ماه غم اوست
تو خون در جسم توحيد آفريدي
تو بانگ ارجعي از حق شنيدي
تو قرآن را ز نوك نيزه خواندي
تو مقتل را به مهد ناز ديدي
تو عزّت را، شرف را، روح دادي
تو ذلّت را سر از پيكر بريدي
تو وقتي بر شهادت خنده كردي
تمام انبيا را زنده كردي
شهادت بوسه زد بر پيكر تو
ولادت يافت خون از حنجر تو
چهل منزل به دنبال خدا رفت
به نوك نيزة دشمن سر تو
به حلق تشنهات، قرآن هماره
خورد آب حيات از ساغر تو
شهادت ميدهم نزد خدايت
تو خون دادي، خدا شد خونبهايت
تو خود احيا گر اسلام نابي
درون تيرگيها آفتابي
تو در رگهاي قرآن خون پاكي
تو بر گلزار سبز وحي آبي
تو در هر فصل ايمان را بهاري
تو در هر نسل روح انقلابي
تو با هر زخم فرياد خدايي
تو روي نيزه هم ياد خدايي
شهادت خطّ سرخ خامة ماست
خط تو، مشي تو، برنامة ماست
پس از هيهات منّا الذّلة تو
كفن پيراهن و خون جامة ماست
هزار و نهصد و پنجاه زخمت
به موج خون زيارتنامة ماست
تو حجّي، تو صلاتي، تو زكاتي
تو اسلام محمد را حياتي
خوشا آنانكه در خون پا فشردند
به عشقت از دل و جان سر سپردند
به دين زندة ما مرده آن است
كه گويد كشتگان عشق مردند
هميشه ميوههاي نخل ميثم
ز خون عاشقانت آب خوردند
ويَبقي وجه ربّك دولت تو است
تمام آفرينش ملت تو است
**************************************
ای همه پیغمبران! کنید از جا قیـام
نهید رو بـا شعف، بـه بیت خیرالانـام
همه به ذکر و دعا، همه به عرض سلام
که روی دست نبی، حسین دارد مقـام
مسیح در هر نفس، کلیم در هر کلام
زنند دم از حسین، بـه اشتیاق تمـام
شب سرور خداست جهان پراز این نداست
ظهور نورالهداست حسین روحی فداست
*****
جهان اسلام بود، در آرزوی حسین
رسول اکرم زند، خنده به روی حسین
«امابیها» کشد شانه به موی حسین
گشوده شیرخدا دیده به سوی حسین
گرفته دین آبرو ز آبروی حسین
نهند پیغمبران جبین به کوی حسین
حسین«فوزالعظیم» حسین«نورمبین»
حسین«عین الحیات» حسین«حق الیقین»
*****
نهاد پـا در جهان امـام عفـو و کرم
ز مقدمش آمده مدینه رشکِ ارم
صورت زیبای او سورۀ نون و القلم
به آبرویش قسم به خاک کویش قسم
که ما نبودیم و او به ملک دل زد قدم
به هر دلی ساخته، خدا بر او یک حرم
حسین یار دل است گل بهار دل است
به مهر او دلخوشم که عشق کار دل است
*****
نفس از او، دم از او، نشاط از او، غم از اوست
او ز رسول خدا، رسول اکرم از اوست
تمـام او از خدا، تمـام عالم از اوست
حیات عالم از او، نجات آدم از اوست
حسین خود قلب ماست،قلوب ما هم از اوست
منم که تا روزِ هست تمام هستم از اوست
قعـود یعنی حسین قیام یعنی حسین
سجود یعنی حسین سلام یعنی حسین
*****
حسین بی یار نیست، خلق جهان یار اوست
بـه اوج آزادگی، خلق گرفتار اوست
کلیم مدهوش او، مسیح بیمـار اوست
تمام هست خدا، متاع بـازار اوست
به آن حسینی که حق تکیه به دیوار اوست
هر که حسینی شود خدا خریدار اوست
سبزی گلزار دین ز سرخی خون اوست
قیام مدیـون او نمـاز مرهون اوست
*****
بـارِ غمِ امتـی، هماره بـر دوش او
به سیر معراج خون، زخم بدن توش او
پیام بی جبرئیل ز دوست در گوش او
زخم سر نیزهها نیش مگو، نـوش او
هماره بوده است و هست شیعه کفن پوش او
میان آغوش خون خدا هم آغـوش او
گلو شده چاکچاک بدن شده پوستپوست
ز هر رگ حنجرش ندا دهد دوست،دوست
*****
الا که جان پیشکش در این ولادت کنیم
به مکتب خون مرور درس شهادت کنیم
همه چو «فطرس» بر او عرض ارادت کنیم
از این ولادت به خلق، سزد سیادت کنیم
خاک درش را ز مِهر، مُهر عبادت کنیم
ز خاک یـاران او کسب سعادت کنیم
وعدۀ ما با حسین عروج ما تا حسین
سرود ما ذکر ما دعای ما یا حسین
*****
حسین تا روز حشر، رهبر آزادگیاست
خون جوانان او جوهر آزادگیاست
خاک شهیدان او مظهر آزادگیاست
قامت عباس او محور آزادگیاست
قتلگهش تـا ابـد سنگر آزادگیاست
پیکر صد چاک او منظر آزادگیاست
پیرو او کیست؟ کیست؟ کسی که آزاد زیست
بنـدۀ درگـاه او جز به خدا بنده نیست
*****
تو کیستی؟ یا حسین! خدای را مظهری
تو شمع جمع وجود، تو روح پیغمبری
تو با سرت نوک نی ز خلق عالم سری
تو کلِ اسلام را چـو روح در پیکری
تو خلق را تـا ابـد، چراغ روشنگری
تـو در جلال و شرف محمدِ دیگری
زخم بـدن سورۀ تَبارَکت یـا حسین
خلعتِ ثـاراللهی مبارکت یـا حسین
*****
خون شهیدان تو، خون تو خون خداست
قسم به ذات خدا، خدا تو را خونبهاست
غریبی و عالمی بـا هدفت آشناست
قبر تو در قلب ما مهر تو در خون ماست
سینۀ مجروح ما قطعهای از کربلاست
حنجرۀ ما پـر از زمزمۀ نی نـواست
تویی که خلق خداست دست به دامان تو
"میثم"بیدست و پاست دست به دامان تو
**************************************
منكه هستم سائلى بر خوان انعام شما
از ازل شيرين شده كام من از نام شما
اينكه من ديوانه باشم آن هم از عشق خدا
بوده در آغاز خلقت حُسن اقدام شما
گر شكسته بال مىخواهى بيا بنگر مرا
فطرسى بشكسته پر هستم سر بام شما
اى كه هستى محور حبّ و ولاى اهل بيت
عشق تو ما را نموده مبتلاى اهل بيت
تا كه نامت مىشود جارى به لبها يا حسين
جمع ما گيرد دگر حال و هواى اهل بيت
مصطفى شد بوسه چين از حنجر وحلقوم تو
چشمها شد پر بكا وقتى به دنيا آمدى
هر كه را حق از براى بندگى كرده جدا
نام تو بر قلب و جان او سروده يا حسين
حق آن شيرى كه از كام پيمبر خوردهاى
حق اسمى كه تو را گشته نصيب از داورت
يك گره بر دل بزن تا صد گره را واكنى
زشتى ما را به زيبايى خود زيبا كنى
***********************************
دور گردون،ماه شد،دلخواه شد
با مراد عاشقان همراه شد
خاکیان را بخت امشب گشته یار
می رسد پایان هجر و انتظار
شد زمین مأوای پرچم دار عشق
پایگاه و مرکز پرگار عشق
این شب مسعود چون گردد سحر
می شود نور خدایی جلوه گر
لطف یزدان سایه بر خاک افکند
نقش رحمت را به آب و گل زند
کرده محراب زمین آغوش باز
چون که آیدشمع خلوتگاه راز
مظهر احسان خلاق ودود
می گذارد پا به اقلیم وجود
آن که شدبرخاقت عالم سبب
می نهد پا در مسیر روز وشب
آسمان در پیش پایش خم شده
قامت او محور عالم شده
اوبود محبوب ذات کردگار
ماسوای را اوست تاج افتخار
ازجلال نام "ثارالله"او
صدسلیمان بندۀ درگاه او
تا قیامت پرچمش دراهتزاز
عالمی بردرگهش دارد نیاز
نام اوبر عشفق عنوان می دهد
یاد اوآرامش جان می دهد
اوست نورچشم زهرا وعلی
این حسین است وبود جان نبی
از زبانش بسکه شیرین کام شد
جان احمد باحسین ادغام شد
خوش در آغوش نبی بگرفته جای
حضرت جبریل گوید لای لای
انّ فی الجنة نهراً من لبن
لعلی ٍولزهرا،وحسین ٍوحسن
****************************
موضوعات مرتبط:
امام حسین(ع)