مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

يگانه حامي قرآن و پيغمبر ابوطالب
به ايمانت سلام از خالق داور ابوطالب
سلام‌الله بر اخلاص و صدق و دين و توحيدت
كه ايمانت بود از كوه سنگين‌تر ابوطالب
تو آن درياي نور استي كه پروردي به دامانت
همانند اميرالمؤمنين گوهر ابوطالب
سزد خاك رهت را توتياي ديده گردانم
كه عمّ المصطفايي و ابوالحيدر ابوطالب
عجب نبود شفاعت گر كشد ناز تو را فردا
چو آيي با علي در عرصه محشر ابوطالب
تو در امواج سختي يار گرديدي محمد را
تو بودي مصطفي را بهترين ياور ابوطالب
رسول‌الله خُرسندت، ولي‌الله فرزندت
عروست حضرت صديقه اطهر ابوطالب
كيم من تا كنم وصف تو را اي حامي احمد
تو را بايد خدا گردد ثنا گستر ابوطالب
وفات تو است عام الحزنِ شخص اول خلقت
ز بس بودي گرامي نزد پيغمبر ابوطالب
به غير از تو كه چون جان پرورش دادي محمد را
نگردد كس در اين عالم علي پرور ابوطالب
سرم خاك كف پايت كه در ياري پيغمبر
ز ياران بودي اي پاكيزه طينت سر ابوطالب
تو از قرآن و از اسلام و از پيغمبر اكرم
حمايت كرده‌اي تا لحظه آخر ابوطالب
نه تنها خود، كه شد يار محمد چار فرزندت
عقيل و طالب و مولا علي، جعفر، ابوطالب
سزد كافرترم خوانند از هر كافري فردا
نخوانم دشمنانت را اگر كافر ابوطالب
رسول‌الله دشمن شاد شد با رفتنت آري
غمت زد بر دل ختم رسل آذر ابوطالب
تو تا رفتي علي گرد يتيمي ماند بر رويش
ز جا خيز و بگير او را چو جان در بر ابوطالب
تو گويي جان برون شد از تن اصحاب پيغمبر
كه بودي جمله را چون روح در پيكر ابوطالب
اگر چه نيست قبرت را رواق و قبّه و صحني
مزارت شهر دل ها راست روشنگر ابوطالب
عجب ني گر محمد در كنار تربت پاكت
فشاند اشك ماتم از دو چشم‌تر ابوطالب
سزد در سوز هجرانت بسوزد آن چنان ميثم
كه سوزد در عزايت صفحه و دفتر ابوطالب

*******************************

ای سراپـا صفا ابـوطالب!
یـاور مصطفا ابـوطالب!
پای تا سر حقیقت ایمان
حامی دین مروّج قـرآن
بوی عطر بهشت در نفست
صلوات خدا به هر نفست
مصطفی متکی به ایمانت
جان خلق جهان به قربانت
ای تو آرامش دل احمد!
همه جا شمع محفل احمد!

چون پـدر در کنار پیغمبر
عم ختم رسل، ابـو الحیدر
پدری پاک چون تو می‌باید
تا که از صلب او علی آیـد
در ثنای تو ای به حق ناطق
این چنین گفت حضرت صادق:
«گر بـه خلقت کنند میـزانت
باز سنگین تـر است ایمانت»
بـه خلوصت پیامبر نـازد
شیر حق بر چنین پدر نازد
خط و مشیت مرام و ایدۀ ما
خاک پایت شفای دیـدۀ ما

تـو بـه چشم رسول محترمی
پـاک ماننـد پـردۀ حـرمی
عقل اول محمّـد و محمـود
از تـو و از شهادتین تـو بود
مصطفی یـار و یاورت خواند
کافر است، آنکه کافرت خواند
چار نجل تو چار نور جلی است
جعفر و طالب و عقیل و علی است
جعفرت را زاقتـدار و جـلال
ذات حق در بهشت داده دو بال
تـا بـه امر خدای بنده نـواز
در جنان با ملک کند پـرواز

طالبت طالب محمـد بـود
غرق در نور پاک احمد بود
از عقیل تو عقل مفتخر است
یـاور عترت پیامبر است
پسران عقیل تـو همه پاک
«بابی انت روحنا لفداک»
تو نبی را بـه هر بلا سپری
تـو تمام ائمـه را پـدری
افتخارت به کل خلق خداست
که عروس تو حضرت زهراست
پسران تـو بحرهای علوم
دختران تـو زینب و کلثوم

روزها روز یـادوارۀ تـوست
سال‌ها سربه سر هزارۀ توست
شیخ اصحاب خواجۀ لولاک
باز هم گویمت «لروحی فداک»
داغ تو سوخت قلب احمد را
خیز و بیـن گریۀ محمّد را
سال حزن رسول شد آن سال
کز بدن زد همای روحت بال
ای سلام همه به جان و تنت
کرد شیر خدا عـلی کفـنت
پیکرت را علی نهاد به خاک
ای تنت همچو روح مؤمن، پاک

بر پیمبر غم تو مشکل شد
خاکت از گریه علی گل شد
رحمت حق به روح پاکت باد
اشک "میثم" نثار خاکت باد

**************************

اى ابوطالب درود ما به جسم و جان تو
اى كه تمجيد از فداكاريت يزدان مى کند
گر تو مخفى داشتى ايمان خود را كردگار
خانهات را پايگاه عشق و ايمان مى كند
اى ابوطالب تو عمران و على موساى توست
آنكه خدمت بر درش موسى بن عمران مى كند
فى المثل احمد چو موسى و على هارون اوست
سرپرستى زين دو را حق بر تو احسان مى كند
اى ابوطالب چنان كز حق حمايت مىكنى
اين على يارى از او با تيغ برّان مى كند
گر تو در باطن حمايت از پيمبر مى كنى
او به ظاهر يارى از ختم رسولان مى كند
گر تو تا سرحدّ امكان مىكنى يارى ز دين
او طرفدارى ز دين ما فوق امكان مى كند
آن بنايى را كه با دست نبى و ز جهد تو
پايه ريزى شد على تحكيم بنيان مى كند
اين على بر آرزوهايت تجسم مى دهد
اين على تبليغ حق ترويج قرآن مى كند
پايه هاى بت پرستى را بر اندازد زِ بُن
روزگار بت پرستان را پريشان مى كند
پرده هاى جهل را از هم بدرّد تار و پود
كاخهاى شرك را با خاك يكسان مى كند

سید رضا موید

********************************

شده طوطىّ طبع من ثناخوان ابوطالب
تمام هستيم بادا به قربان ابوطالب
كه جز معصوم بايد دم زند از حقّ عرفانش؟
نه هر كس آشنا باشد به عرفان ابوطالب
نظير ليلة القدرى كه ناپيدا بود قدرش
عيان بر خلق نبود قدر پنهان ابوطالب
به ايثار و خلوص و عشق و عرفان و جوانمردى
گواهى میدهد اشعار ديوان ابوطالب
بود لعن خدا بر هر كه او را مشركش خواند
كه غرق نور حق باشد دل و جان ابوطالب
چه توفيقى از اين بهتر كه باباى على باشد؟
بنازم من به اين توفيق شايان ابوطالب
به ميلاد على لوحى براى تسميت آمد
خدا بگذاشت آن را روى دامان ابوطالب
مپرس از من كه جانان ابوطالب كه مىباشد؟
بود شخص رسول اللَّه جانان ابوطالب
از آن روز الستى كه براى يارى احمد
تعهّد داد، ثابت ماند پيمان ابوطالب
سبب شد تا نبى آيين خود را منتشر سازد
تلاش بى امان، سعى فراوان ابوطالب
چنين فرمود پيغمبر، كه از ايمان خلق اللَّه
وزينتر هست اندر كفه، ايمان ابوطالب
يقيناً «ملتجى» با ذكر اين اشعار ناقابل
نگردد نا اميد از لطف و احسان ابوطالب


استاد مهندس على اصغر يونسيان  - ملتجی

 

 

 


موضوعات مرتبط: ماه رجب
[ شنبه بیستم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 18:19 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب