مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

 

دردم  مداوا مي شود با گفتن يک يا علي

عقده ز دل وا مي شود با گفتن يک يا علي

سرتاسر روي زمين بهتر ز فردوس برين

از لطف زهرا مي شود با گفتن يک يا علي

گفتا خليل کبريا اين آتش از امر خدا

بردا سلاما مي شود با گفتن يک يا علي

هر مرده را عيسي چو ديد گفتا و بر رويش دميد

اين مرده احيا مي شود با گفتن يک يا علي

زهرا دعايت مي کند غرق عطايت مي کند

وقتي لبت وا مي شود با گفتن يک يا علي

هر دل که شيداي عليست غرق تولاي عليست

اهل تبري مي شود با گفتن يک يا علي

اي گل اگر زيباستي از رحمت مولاستي

شهدت گوارا مي شود با گفتن يک يا علي

صدها گره وا مي شود با گفتن يا فاطمه

يک قطره دريا مي شود با گفتن يک يا علي

سید مجتبی شجاع

******************

 ذكر ابوتراب عجب مستی آور است

این نام پیرِ میكده ی حوض كوثر است

 اصلاً هراس و باك نداریم از حساب

 محشر كلید باغ جنان دست حیدر است

 رحمت به مادرم، كه مرا مجلس تو بُرد

 این شوقِ نوكری، اثر شیر مادر است

 اول كسی كه وارد فردوس می شود

 از صنف نوكران علی دوست، قنبر است

 حبل المتین حیدریون در پل صراط

 نخهایِ سبز چادر زهرایِ اطهر است

 هر كس ز غربت حسنش گریه كرده است

 خندان ترینِ مردمِ صحرایِ محشر است

 فردا تمام اهل زمین تشنه اند و ما

 لب هایمانِ ز باده ی آل عبا تر است

 راهی برای شیعه ی تو تا بهشت نیست

 «تا كشتی نجات حسینی شناور است»

 سینه كبودها، چقدر بُرد كرده اید!!!

 باغ بهشتِ سینه زنان با صفاتر است

 محشر تمام سینه زنان گردِ زینب اند

 آن روزِ داغ، چادر او سایه گستر است

 مانند باد می گذریم از پل صراط

 تا رویِ دست فاطمه قنداقِ اصغر است


وحید قاسمی

 

**********************

دل پر از شوكت و فرّ شد، شب ميلاد على
ميوه ى صبر ظفر شد، شب ميلاد على
فرشى از بال ملك، روى زمين گستردند
آسمان زيرو زبر شد، شب ميلاد على
سبز پوشان فلك، خنده كنان مى‏ گفتند
شب عشاق، سحر شد شب ميلاد على
دل كه با ياد على، گرد جهان مى ‏گرديد
راحت از رنج سفر شد،شب ميلاد على
تا سحر زمزمه ى نادعلى، بر لب داشت
هر كه زين مژده خبر شد، شب ميلاد على
چه مبارك سحرى بود كه هر بنده زخود
تا خدا راهسپر شد شب ميلاد على
سرو توحيد ،كه سر به فلك افراخته بود
قد برافراشته ‏تر شد، شب ميلاد على
مطلع الفجر هدايت، زافق سرزد و گفت
ليلةالقدر دگرشد،شب ميلادعلى
نور جاويدولايت، به نبوت پيوست
صحبت از شير و شكر شد، شب ميلاد على
نخل ايمان عدالت، كه برومندى يافت
سبز ازاين راهگذر شد شب ميلاد على
كعبه تنها صدف بود كه در قلب كوير
دامنش حِجرو حَجَر شد شب ميلاد على
زمزم از زمزمه ى نام ‏على شد شيرين
ناودان زمزمه گر شد، شب ميلاد على
تازه شد بار دگر، شيوه ى ابراهيمى
سهم بتخانه تبر شد، شب ميلادعلى
ديد بتها همه در قبضه ى اين بت شكن‏است
كعبه ‏آينده نگر شد شب ميلاد على
كعبه ميقات دل ‏انگيز خداجويان بود
قبله ى ‏اهل نظر شد، شب ميلاد على
بسكه تأثيرپذير است ازاين مژده(شفق)
صاحب حسن اثر شد شب ميلاد على

 

*************************

هردلي كه دچار ليلا بود

خوشي روزگار ليلا بود

از كرامات عاشقي است اگر

نام مجنون كنار ليلا بود

ميل صحرا نشيني مجنون

بيشتر اعتبار ليلا بود

آنچه دلهاي بي شمار ي داشت

محمل در غبار ليلا بود

بي نياز است از عبادت ما

كعبه اي در حصار ليلا بود

امشب اي عشق در طواف توام

سيزده شب در اعتكاف توام

بال با من، پريدنش با تو

سمت بالا كشيدن با تو

شوق تنزيل آيه ها با من

جبرييل آفريدنش با تو 

گندم كال مزرعه با من

فصل گرم رسيدنش باتو

نخل با من رطب با من

دست مشتاق چيدنش با تو

سجده بر خاك پاي تو با من

دست بر سر كشيدنش با تو

قل هو الله يا احد يا هو

وحده لا اله الا هو

كعبه آن قدر بي تو زيبا نيست

بي حضورت مطاف دنيا نيست

بي سبب رد نكرد مريم را

اين طرفها كه جاي عيسي نيست

كعبه مختص حال امروز است

مثل ديروز ومثل فردا نيست

سوره ات را خودت نزول بده

ورنه جبريل مرد اينها نيست

تو كه از اين طرف نمي آيي

پس چه بهتر درحرم وا نيست

اي مسيحاي سبز بنت اسد

آيه لم يلد ولم يولد

اي كه صبح ازل شروعت بود

كهكشان حيطه ي طلوعت بود

بهترين لحظه ها براي خدا

لحظه ي سجده خشوعت بود

آنچه ديشب مرا سليمان كرد

خواب انگشتر ركوعت بود

چاه وقفي ونخل هاي بلند

حاصل چله هاي جوعت بود

اي سر آغاز مرد بي پايان

اي كه صبح ازل شروعت بود

كس نديده است ارتفاع تورا

 آفتاب تورا شعاع تورا

به نگاهت كمي نقاب بده

فرصتي هم به آفتاب بده

از خودت از بيان شرح خودت

دست پيغمبران كتاب بده

تا رطب هاي من شود باده

نخلهاي مرا شراب بده

تا بلنداترين صدات كنم

به لبم حق انتخاب بده

يا علي يا علي بهارم باش

فصل جان دادنم كنارم باش

اين همه مستجير مال شماست

التماس فقير مال شماست

مرد ديروز حضرت امروز

از احد تا غدير مال شماست

تا خدا بوده تا خدايي هست

لقب يا امير مال شماست

از تمامي فرش هاي زمين

تكه اي از حصير مال شماست

از سر سفره ي مدينه فقط

نمك و نان وشير مال شماست

زندگي تو مثل مردم نيست

نان تو از تبار گندم نيست

بي نظير عرب بدون مثل

آفتاب عجم بدون بدل

يا هو الظاهر و هوالباطن

يا هوالآخر وهو الاول

تو رسيدي و وحشت افتاده است

بر سر شانه هاي لات و هبل

اسدالله غزوه ي احزاب

يل ميدان لحظه هاي جمل

مرد دلدل سوار روز احد

آينه دار خشم عزوجل

الامان از سوار آمدنت

وقت با ذوالفقار آمدنت

نام تو بوي سيب مي آرد

روي دلها بهار مي كارد

تو همان پير مرد نخلستان

پير مردي كه نان جو دارد

اي كه دلتنگ صبح زهرايي

گريه ي چشم هاي تو دارد

اول كوچه ي بني هاشم

روي تابوت شهر مي بارد

غسل نيلي فاطمه هر شب

خاطرات تو را مي آزارد

هيچ كس مثل تو حبيب نداشت

سر سفره نسيم نداشت

سروده  علي اكبر لطيفيان

 ***********************************

شاهنشهي و شد نجفَت مركز شاهي

ايوان تو نور است و جهان جمله سياهي

گر پاي كسي در حرمت جاي بگيرد

از لطف خريدارشوي تو به نگاهي

من رعْيَتِ مُلك توام اي شاه ولايت

شاهي بنما و بده بر ما تو پناهي

ديوار حرم، سنگ حرم، صحن و سرايت

دل را ببرد تا به خدا، گر كه بخواهي

گر قسمت من بوسه به خاك نجف افتد

سخت است بيارم به حرم، بار گناهي

از دور اگر چشم من اُفتد به ضريحت

گويم كه بگردم به فداي تو الهي

گمگشته طوفان بلاها به سراغت

آيد نشود در دو جهان غرق تباهي

دريا مَثَلِ كوچك بحر كرم توست

مي ميرد اگر آب ننوشد لب ماهي

از كودكي‌ام حب تو با شيره ي جان داد

مادر به اميدي كه كه شوم آنچه تو خواهي

يك عمر دلم را به تو بستم كه از آن رو

گويي بمن اي شاه، تو هم جزء سپاهي

سروده کمال مومنی

************************

سکان زمین و آسمان است علی

سلطان همه جهانيان است علي

گلواژه ي منشق از علي اعلاست

سر چشمه ي فيض بي كران است علي

آوازه ي او ز هفت اقليم رسد

مشهور به هفت آسمان است علي

سر سلسله خليل عبادالرحمن

آن بنده ي سر به آستان است علي

برتر ز علي رب جلي خلق نكرد

آقاي همه بهشتيان است علي

از بعد نبي بر همه ي مخلوقات

از جانب دوست ارمغان است علي

اول وصي پيمبر اعظم اوست

بر دين رسول روح و جان است علي

شاگرد محمد امين است ولي

استاد همه پيمبران است علي

دستور تمام انبيا در دستش

حق را شب معراج لسان است علي

هستند امامان مبين رهرو او

يعني كه امير كاروان است علي

همتاي امير عشق تنها زهرا ست

با دخت رسول همزبان است علي

بر هر نبي و ولي ولي الله است

مولاي جميع انس و جان است علي

در نور محبتش پر از جاذبه است

محبوب قلوب شيعيان است علي

بر غيب و شهود حاكم و سلطان است

آگاه ز راز كهكشان است علي

جنت يكي از صنايع دستانش

صنعتگر آفريدگان است علي

ايمان و نماز و اصل اسلام علي است

توحيد و معاد عارفان است علي

مفتاح علوم ايزدي در نزدش

ديباچه ي علم لا مكان است علي

اين است گواه لا مكان بودن او

يك شب به چهل مكان عيان  است علي

مولا و امام متقين كيست علي است

حقا كه امير مومنان است علي

سلمان كه سبو از مي منّا نوشيد

او ظرف و در آن قطره چكان است علي

ميثم سر دار از علي مي گويد

با لله مي وصل عاشقان است علي

قنبر كه غلامي علي منصب اوست

او سالك و پير راهدان است علي

در مركز وحي كاتب وحي علي است

بر حامل وحي تر جمان است علي

گنجينه ي مخفي معارف مولاست

آئينه ذات مستعان است علي

تفسير مبين فطره الله علي است

عشقش به دل پير و جوان است علي

آيات مبين مديحه اوصافش

هر سوره و آيه آرمان است علي

قرآن بدون او به قرآن جعلي است

تا ناطق و منطق و بيان است علي

دانيد كه سرّ اسم اعظم در چيست

اكسير به رمز كن مكان است علي

در اولُ الاولين عيان كيست علي است

در آخر الآخرين نهان است علي

احسان قديم و حكم فرماي ازل

مسجود همه فرشتگان است علي

موساي قلندر از علي نيل گشود

بر كشتي نوح پشتوان است علي

عيسا نه به خويش مرده را زنده كند

تجديد حيات مردگان است علي

ميزان و قسيم نار و جنت حيدر

آري به صراط ميزبان است علي

عنوان علي به چهره ها منقوش است

نامش به رخ مواليان است علي

با اين همه مظهر العجائب  بشر است !

يا اينكه خداوند جهان است علي

افتاده بيا كه دستگير تو علي است

بر بازوي نا توان توان است علي

بر سائل خود زكات بخشد به ركوع

با قاتل خويش مهربان است علي

نيروي ولايتش محك بر همگان

بر جمع خلايق امتحان است علي

در روز نبرد تك سوار عرب است

در عرصه صبر قهرمان است علي

خيبر شكن و صف شكن و بت شكن است

هنگام مصاف پهلوان است علي

هر ضربه كه مي زند به شيطان رجيم

تضمين بهشت جاودان است علي

لشگر عددي نبود در حرب علي

 تشنه به قتال كافران است علي

در معركه چشم فتنه را كور كند

شمشير به فرق دشمنان است علي

با خنده مظلوم علي خشنود است

ويران گر ظلم پيشه گان است علي

با اشك يتيم ديده اش باراني

با قوْتِ فقير شادمان است علي

قانع به نمك و قرص ناني باشد

با اينكه نعيم آب و نان است علي

آن زاهد شب كه شير روزش خوانند

سالار همه دلاوران است علي

آري سه طلاقه كرد دنيايي را

الحق كه امام زاهدان است علي

هر ذائقه با ولاي او شيرين است

عطر گل و طعم زعفران است علي

او را نشناخت جز خدا و احمد

از بس كه لطيف و دلستان  است علي

آن مير مهيمني كه ما را در حشر

از دوزخيان نگاهبان است علي

روزي كه كسي به داد امت نرسد

آنكس كه به فكر دوستان است علي

امضاي شفاعت است با مهر علي

در حشر جواز مومنان است علي

آرامش شيعيان عا لم مهدي است

آرامش صاحب الزمان است علي

از عدل علي كه مي توان گفت سخن

جايي كه شهيد هر زمان است علي

سروده محمود ژوليده

 

 


موضوعات مرتبط: حضرت علی(ع)
[ دوشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۱ ] [ 11:17 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب