مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

 چه سازم من چه گويم من الهى
به سوى خود مرا بگشاى راهى
نشد غير از گنه از من پديدار
همه آثار ذلت شد نمودار
زمن عزم گنه را دور گردان
دلم را از كرم پرنور گردان
مرا از بند غم آزاد گردان
به مهر و عفو خود دلشاد گردان
علاجى كن علاج، اين خسته دل را
ترحّم كن تو اين، بشكسته دل را
اگر از رحمتت من دور مانم
سيه رو گردم و رنجور مانم

 ***************************

تو بخشنده هر گناهى الهى
به جز تو نباشد پناهى الهى
به اين بنده ناتوانت كمك كن
كه ابليس دارد سپاهى الهى
زيك عمر عصيان، نشانى نماند
زرحمت كنى، گر نگاهى الهى
به نيكى مبدل نمايى بدى را
چه خواهى ببخشى گناهى الهى
چو رحم تو سبقت زقهر تو گيرد
در آن دم چه كوهى چه كاهى الهى
ولى هر كه با مرتضى آشنا نيست
ندارد به عفو تو راهى الهى
به باغ ولايش به رسم گدايان
منم ره نشين چون گياهى الهى
به قلب «حسان» مهر جانبخش او را
فزون كن دمادم، الهى، الهى

 

*******************

 بنده من چرا دگر خدا خدا نمی کنی؟
چرا مرا ز سوز دل دگر صدا نمی کنی؟
ریشه دوانده در دلت غفلت و لذت گناه
محبت تو کم شده به ما وفا نمی کنی؟
مگر خدای دیگری به غیر من گرفته ای
که با من غفور تو دگر صفا نمی کنی؟
مگر ز من چه دیده ای که این چنین بریده ای
منتظر تو مانده ام چرا نوا نمی کنی؟
چرا مرا ز خانه دلت برون نهاده ای
چرا دل شکسته را خانه ما نمی کنی؟
ز فاطمه به سوی تو سلام می رسد ولی
چرا برای مهدی اش کمی دعا نمی کنی؟
برای ناله های تو دل حسین تنگ شد
چرا به روضه اش دل خویش دوا نمی کنی؟
برات کربلای تو به دستهای زینب است
چرا هوای رفتن کرب وبلا نمی کنی؟

 

*****************************

 بندگانيم و به درگاه خدا آمده ايم
چون فقيران به تمناى نوا آمده ايم
ما كه گِرد يكى خانه طوافى داريم
به گِدايى به سرِ خوان خدا آمده ايم
ما نه مشتاق به سنگيم و نه وابسته به گِل
به وصال تو به سر نى كه به پا آمده ايم
آرزومندى و درويشى و بى سامانى
جمع در ما و به اميد غنا آمده ايم
كوله بار گنه از كوه صفا سنگين تر
خالى از غير و در اين جا به پناه آمده ايم
از سر خاكِ غريب حَسَن(عليه السلام) و امّ البنين(عليها السلام)
خون جگر، شِكوه كنان، سوى خدا آمده ايم
تا بگوييم گلستان خزان است بقيع
از اُحد، وز سر قبر شهدا آمده ايم

 

***************************

بنام آنکه نامش حرز جانست
کلید گنج هر صاحب بیانست
بنام او زبانها جمله گویاست
کلام ناطق از آن نغز و شیواست
چوشد آغاز هر گفته بنامش
بخوانند اهل دل خیرالکلامش
کنم من هم بدو این نامه آغاز
که تا افتد قبول نکته پرداز
بنامش نامه را زیور نمایم
از آن بر زیور دفتر فزایم
خداوند عطابخش و خطاپوش
کرم فرمای عقل و دانش و هوش
که بخشاینده الاهستی است
پدید آرندة بالا و پستی است
خداوندی که از آمیزش خاک
پدید آورد هر این عنصر پاک
روان پاک خود در وی دمیدی
زهر شیئی مر او را برگزیده¬ی

 

**************************

با عشق اگر همسفرى بسم الله
گر رهرو اهل نظرى بسم الله
با اهل مناجات اگر همراهى
گر اهل دعاى سحرى بسم الله
اين سفره توبه شبانگاهان است
از دست گنه خونجگرى بسم الله
بايد سر كوى عشق سامان گيرى
گر خسته‏اى از دربدرى بسم الله
اينجاست كه آتش و حميم و زقوم
بخشند به اشك كوثرى بسم الله
گر فاطمه مذهبى بگو يا زهرا
دلداده ياس اطهرى بسم الله
گر اهل ولايتى نجف مى‏خواهى!
مشتاق جمال حيدرى بسم الله
با كثرت تيره روحى و خسته دلى
گر عاشق روى دلبرى بسم الله
همراه خود اى مسافر كرب و بلا
ما را ز چه رو نمى‏برى بسم الله
در محضر ارباب محبت، مهدى
خواهى بزنى بال و پرى بسم الله

 

**********************

 اي خدا هنگام آواي من است
پشت درب خانه ات جاي من است
لايق بر سفره بنشستن نيم
خود تو مي داني خدايا من كيم
رخت مهماني نباشد در برم
گو چه خاكي من بريزم بر سرم
من گرفتار غم بد حالي ام
رحم كن يا رب به دست خالي ام
نيمه شب يا رب نمايم التماس
در دلم دارم خدا حول و هراس
حق مردم مانده بر دوشم خدا
واي من گشته فراموشم خدا
واي من كردم حرامي را حلال
حق زهرا را نمودم پايمال
واي من در روز ميزان و حساب
من چه گويم در جواب بوتراب
واي اگر گويد كتابت را بخوان
واي اگر گويد تو دور از ما بمان
اي خدا رحمي بر اين بيچاره كن
نامه جرم مرا خود پاره كن

 

************************

اى شفاى علّت بيمارها
پيش تو آسان، همه دشوارها
اى سرور سينه صاحبدلان
اى فروغ ديده بيدارها
اى به كينه ذات تو نابرده پى
عقل ها، انديشه ها، پندارها
اى رهانيده زطوفان بلا
كشتى بى ناخدا را بارها
ريخته باران رحمت بى دريغ
بر سر گل ها، به پاى خارها
كرده از ابر كرامت بهره مند
خشك و تر، گلزارها، نى زارها
با خيال نرگس جادوى تو
در ضمير عارفان گلزارها
مى كنم اقرار بر يكتايى ات
دور باد از جان من انكارها
روز رستاخيز چشم پرسرشك
با تو و لطف تو دارد كارها
تا چه خواهى كرد با شرمنده اى
كز گنه دارد به كف طومارها
گر نگردد دستگيرم عفو تو
واى بر من، با چنين كردارها
اين تو و اين لطف بى پايان تو
اين من و اين بانگ استغفارها

 


موضوعات مرتبط: رمضان ماه مناجات با خدا
[ چهارشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۰ ] [ 21:38 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب