مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

امشب به زمين خُلد مخلد شده پيدا

ناديده رخ خالق سرمد شده پيدا

در بيت ولا روي محمد شده پيدا

با خلق بگوئيد که احمد شده پيدا

حق داده به شاه شهدا دسته گل امشب

تبريک بگوئيد به ختم رسل امشب

*****
خيزيد که حورا غزل عشق سروده

آئيد که از کعبه علي جلوه نموده

فرزند حسين بن علي چهره گشوده

دل از پدر و زينب و عباس ربوده

پيداست در او جلوه ي پيغمبر و آلش

گلبوسه گرفته حسن از ماه جمالش

*****
بر ، داد به هستي شجر عصمت ليلا

حورا ز بهشت آمده بر خدمت ليلا

انداخت گل از وجد و شعف طلعت ليلا

لبخند زند فاطمه بر صورت ليلا

با آمنه گوئيد عروست پسر آورد

سر تا بقدم مثل تو پيغامبر آورد

*****
در ظلمت شب مرغ سحر خوش خبري کرد

خورشيد حسين بن علي جلوه گري کرد

بيرون شد و بر نسل جوان راهبري کرد

طفلي که به مخلوق دو عالم پدري کرد

بر خلق صفا داد صفا داد صفا داد

هر درد شفا داد شفا داد شفا داد

*****
او باقي و خوبان دو عالم همه فانيش

پيران همه مرهون عنايت به جوانيش

تا آن سوي عالم اثر لطف نهانيش

صد باغ بهار است به يک برگ خزانيش

او قلب نبي عشق علي جان حسين است

جانش نتوان گفت که جانان حسين است

*****
زينب شده مبهوت به سيماي نکويش

ليلا زده از پنجه ي دل شانه به مويش

با خنده گشودند همه ديده به سويش

ازبوسه ي عباس گل انداخته رويش

تا ديد پدر طلعت نوراني او را

بوسيد سر و صورت و پيشاني او را

*****
اين است که رخ رنگ شد از خون خدايش

اين است که بوسند سر و رو ، شهدايش

اين است که جان همه عالم بفدايش

اين است که گفته است معاويه ثنايش

نامش علي و اشبه مردم به رسول است

ريحانه ي ريحانه ي زهراي بتول است

*****
اين يوسف ليلاست که يوسف شده ماتش

پيوسته فرستاده ز کنعان صلواتش

هم محو کمال آمده هم محو صفاتش

آثار محمد متجلي است ز ذاتش

يعقوب اگر صورت زيباش ببيند

از شوق دگر در بر يوسف ننشيند

*****
اي خيل ملائک ز سما لاله فشانيد

امشب شب عيد است همه مدح بخوانيد

عيدي خود از يوسف زهرا بستانيد

از جام طهورا همگان را بچشانيد

با شادي و با خنده و با زمزمه امشب

تبريک بگوئيد به زهرا و به زينب

*****
اي سايه اي از قامت و قد تو قيامت

وي موکب دل را سر کوي تو اقامت

اسلام ز زخم بدنت يافت سلامت

زيباست بر اندام تو ديباي امامت

لطفي که به سوي حرمت راه بپوئيم

ميلاد ترا پيش تو تبريک بگوئيم

*****
تو مهر فروزان سماوات هدائي

تو مثل عمو چشم و چراغ شهدائي

تو زنده به عشقي و در اين راه فدائي

تو خون خدا و پسر خون خدائي

با عشق تو ز آغاز سرشته گِلِ ميثم

تو در دلي و هست مزارت دِلِ ميثم

**************

سپهر مجد و جلال احمد
محيط فضل و کمال احمد
تمام حسن جمال احمد
کتاب خِلق و خصال احمد
بجز ائمه ز آل احمد
به قدر ، اولي به فضل برتر
*****
بهشت عترت بهار رويش
خصال احمد خصال و خويش
وجود را جان در آرزويش
حسين را دل به تار مويش
به چشم أم و أب و عمويش
علي ثاني ، رسول ديگر
*****
جلال طاها کمال ياسين
حسن خصائل حسين آئين
شجاعت از او گرفته آذين
عليِ اعلا به عرشه ي زين
ولايت او تمامي دين
محبت او جهاد اکبر
*****
بهشت زينب اميد ليلا
ز اوج وهمش مقام ، بالا
ز هر شهيدي به رتبه والا
ز نسل احمد شهيد اَولا
به آل هاشم هماره مولا
به خلق عالم هميشه رهبر
*****
ز هي جلالت زهي کرامت
يم نبوت در امامت
چو کبريايش به دل اقامت
به چهره غوغا به قد ، قيامت
جلال خيزد تمام قامت
به محضر آن خداي منظر
*****

شاعر:  سازگار

******************

الا ای ماه شعبان! ماه احمد را تماشا کن
جمال بی‌مثال حیّ سرمد را تماشا کن
در اقطاع زمین خلد مخلّد را تماشا کن
محمّـد را محمّد را محمّد را تماشا کن

ولادت یافت با حُسن رسول الله، زیبایی
جمـال ماه لیلا را ببین با چشم زهرایی

****
مبارک باد بر ثارالله‌ این جانِ حسین است این
ببوسیدش بخوانیدش که قرآن حسین است این
دُرِ دریای رحمت زیب دامان حسین است این
چراغ ماه، یا خورشید تابان حسین است این؟

شگفتـا در جمـال او جمـال کبریا بینم
حسن بینم علی بینم نبی بینم خدا بینم

امیرالمؤمنین جدّ و علی شـد نـام نیکـویش
صدای «یا علی» آید به گوش از تـار هر مویش
علی خصلت،علی هیبت،علی خلقش،علی خویش
عجـب نبْـوَد که بابـا بوسـه آرد بـر دو بازویش

علی ای نفْس پیغمبر! پیمبر بین، پیمبر بین
به روی دست لیلا حضرتِ عباسِ دیگر بین

****
خداوندا چه خوانم گر نخوانم روح ایمانش
حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش
دهان و چشم و ابرو: کوثر و تطهیر و فرقانش
حسین ابن علی پیغمبر و این است قرآنش

وجـودش از وجـود رحمۀ للعالمیـن گوید
یقین دارم که صورتآفرینش آفرین گوید

سـزد تـا خاتـم پیغمبران گوید ثنای او
عجب نبْوَد اگر جبریل وحی آرد برای او
دوای درد جان اهل دل در خاک پای او
بهشـت روح ثـارالله حسـن دلربــای او

امیرالمؤمنین زهـرا پیمبر دوستش دارد
امام مجتبی همچون برادر دوستش دارد

****
قیامت قامتان بستند قامت بهر تعظیمش
هزاران بوذر و مقداد و سلمانند تسلیمش
سر و جان همه خوبان عالم باد تقدیمش
علـوم اوّلیــن و آخـرین محتاج تعلیمش

نبی را نورعین است این چراغ عالمین است این
حسینبنعلی را جان، علیبنالحسین است این

چـه قرآنـی که بـا قـرآن توانی کرد تفسیرش
چه خورشیدی که از خورشید دل برده است تصویرش
بـه هنگـام رجـز تکبیـر مـی‌نازد بـه تکبیرش
شجاعت رنگ می‌بازد به پیش برق شمشیرش

«کرامت»خشتی از کویش«دعا»دائم دعاگویش
«
ادب»خاک کف پایش،«شرف»ریگ ته جویش

****
الا ای خضرِ رحمت تشنه‌کامِ لعلِ لب‌هایت!
خجل گردیده زیبایی، ز شرم روی زیبایت
زیــارت نامــۀ زوار ثــارالله، سیمــایت
حسین ابن علی گردیده محو قد و بالایت

جـلال احمـد و آلـت، جمـال الله تمثالت
سر و جان خاک درگاهت، دل بابا به دنبالت

همانا گرد خورشید ولایت ماه یعنی تو
شهیدان فضیلت را چراغ راه یعنی تو
محمّد را تجلای جلال و جاه یعنی تو
ولــی‌الله فرزنــدِ ولــی‌الله یــعنی تو

تو روح عشق و ایمانی، تو ثارالله را جانی
تو هم دلبند توحیدی تو هم فرزند قرآنی

****
تو وجه اللّهی و از احمد مختار دل بردی
تو سیف اللّهی و از حیدر کرار دل بردی
تو از خون خدا در مکتب ایثار دل بردی
تو حتی از عدو در عرصۀ پیکار دل بردی

تو تـا صبـح قیامت نـور دادی خلق عالم را
تو از بار مضامین سبز کردی نخل «میثم» را

 

 


موضوعات مرتبط: حضرت علی اکبر(ع)
[ شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۰ ] [ 22:44 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب