مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

اس ام اس ولادت امام جعفر صادق (ع)

emam jafar sadegh اس ام اس میلاد امام جعفر صادق (ع)

 

صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور

میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت و قرآن ناطق، امام صادق(ع)بر شما تبریک وتهنیت باد

—–

میلاد جامع علم و عمل و عبادت، پرچمدار شاهراه ولایت علوى،

 حضرت امام جعفر صادق علیه السلام گرامى باد …

—–

ای چراغ دانشت گیتی فروز / تا قیامت پیشتاز علم روز

آفرینش را کتاب ناطقی / اهل بینش را امامِ صادقی

ولادت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک …

—–

ولادت با سعادت ششمین اختر تابناک امامت و ولایت، امام صادق (ع) را به امام عصر، شما و تمامی مسلمانان تبریک و شاد باش عرض می کنم

—–

چون از افق برآمد، نور امام صادق

شد صبح عالم آراش، بر شام تیره فائق …

—–

خورشید، محمد است و صادق ماه است / خورشید همیشه با قمر همراه است

یعنی که ولادت امام صادق / در روز ولادت رسول الله است

عیدتون مبارک

—–

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد / شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد

همه شادی نمایید که میلاد نبی شد / جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد …

—–

خدایا تو را سوگند میدهیم به دو مولود نورانی امشب

که سلامت دین و دنیا را به همه ی ما عطا بفرمایی …

—–

صادق که اساس دین ازاو شد معمور / بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

—–

ای ششم پیشوای اهل ولا / خلق را رهبری به دین هدی

پای تا سر خدانمایی تو / هم ز سر تا بپای صدق و صفا

ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک

—–

میلاد نبی اکرم بهانه خلقت، و قرآن ناطق امام صادق بر شما تبریک وتهنیت باد …

———-

چهل حدیث از امام جعفر صادق (علیه السلام):

حدیث(1) امام صادق (ع) فرمودند:

اُصُولُ الکُفر ثَلاثَهٌ الحِرصُ وَ الاِستِکبارُ وَ الحَسَدُی

ریشه های کفر سه چیز است: حرص و خود بزرگ بینی و حسد ورزیدنی

(جهاد با نفس، ح 474)

حدیث(2) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن طَلَبَ الرِّئَاسَةَ هَلَکَی

کسی که طالب ریاست باشد هلاک می شودی

(جهاد با نفس، ح 498)

حدیث(3) امام صادق (ع) فرمودند:

ِانَّ الفُحشَ وَ البَذاءَ وَ السَّلاطَةَ مِنَ النِّفاق

همانا دشنام دادن و هرزه گویی و زبان درازی ناشی از نفاق و دورویی استی

(جهاد با نفس، ح 678)

حدیث(4) امام صادق (ع) فرمودند:

اَلعَدلُ اَحلَی مِنَ الشَّهدِ وِ اَلیَنُ مِنَ الزُّبدِ وِ اِطیِبُ ریحاً مِنَ المِسکِ

عدل شیرین تر از عسل و نرم تر از کف و خوشبوتر از مشک استی

(جهاد با نفس، ح 342)

حدیث(5) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن أذنَبَ ذَنباً وَ هُوَ ضَاحِکٌ دَخَلَ النَّارَ وَ هُوَ باک

هر کس مرتکب گناهی شود در حالی که خندان است (در روز قیامت) با چشم گریان به آتش دوزخ در افتدی

(جهاد با نفس، ح 376)

حدیث(6) امام صادق (ع) فرمودند:

مَا زُویَ الرّفقُ عَن أهل بَیت إلّا زُویَ عَنهُمُ الخَیرُی
سازگاری و مدارا از اهل هیچ خانه ای باز داشته نشده جز اینکه آنان از خیر و خوبی محروم و بی بهره گشته استی

(جهاد با نفس، ح 279)

حدیث(7) امام صادق (ع) فرمودند:

قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص): مَن تَرَکَ مَعصِیَة ً للهِ مَخَافَةَ اللهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أرضَاهُ یَومَ القِیَامَةِی
رسول خدا فرمود: کسی که معصیت الهی را از خوف خدای تبارک و تعالی ترک کند خداوند او را در روز قیامت خوشنود می سازدی

(جهاد با نفس، ح 222)

حدیث(8) امام صادق (ع) فرمودند:

مَا مِن قَبض ٍ وَلا بَسط ٍ إلّا وَلِلّهِ فِیهِ مَشِیئَةٌ وَقَضَاءٌ وَابتِلَاءٌی
هیچ تنگنا و گشایشی نیست، مگر آنکه مشیت و قضا و امتحان الهی در آن نهفته استی

(اصول کافی، ج1، ص152، ح2)

حدیث(9) امام صادق (ع) فرمودند:

یَقولُ اللهُ عزَّوجل إذا عَصَانِی مَن یَعرفُنی سَلَّطتُ عَلَیهِ مَن لَا یَعرفُنیی

خداوند عزوجل فرمود هرگاه کسی که مرا می شناسد نافرمانی ام کند کسی را که مرا نمی شناسد بر او مسلّط می گردانمی

(جهاد با نفس، ح 382)

حدیث(10) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن لَم یَملِک غَضَبَهُ لَم یَملِک عَقلَهُی

کسی که مالک خشم خود نباشد مالک عقل خود نیستی

(جهاد با نفس، ح 530)

حدیث(11) امام صادق (ع) فرمودند:

انّ جَارَ الله آمَنَ مَحفُوظ وَ عَدُوه خائِف مَخذُولی

پناهنده به خدا آسوده و محفوظ است ، و دشمنش ترسان و بی یاوری

(تحف العقول ، ص 229)

حدیث (12) امام صادق (ع) فرمودند:

عَن یَزیدَ الصّائِغِ قالَ: قُلتُ لِاَبی عَبدِاللهِ (ع) : رَجُلٌ عَلَی هذا الاَمرِ اِن حَدَثَ کَذَبَ وَ اِن وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِن اَوتُمِنَ خانَ؛ ما مَنزِلَتُهُ؟ قال: هیَ اَدنی المنازِل مِن الکُفرِ وَ لَیسَ بِکافِر

یزید بن صائغ گوید: به امام جعفر صادق عرض کردم که : مردی هست که شیعه است ولی اگر سخن گوید دروغ می گوید و اگر وعده دهد به وعده اش وفا نمی کند و اگر امینش شمرند خیانت می کند؛ چنین کسی چه مقام و منزلتی دارد؟ حضرت فرمود: منزلت او نزدیکترین منزلها به کفر است ولی کافر نیستی

(جهاد با نفس، ح 479)

حدیث (13) امام صادق (ع) فرمودند:

اتَّقوا اللهَ وَ لا یَحسُد بَعضُکُم بَعضای

از خدا بترسید و کسی از شما بر دیگری حسد نوَرزدی

(جهاد با نفس، ح 543)

حدیث (14) امام صادق (ع) فرمودند:

کَفی بالحِلم ناصِراً و قالَ: إذا لَم تَکُن حَلیماً فَتَحَلَّمی

بردباری به عنوان یاری کننده کافی است و فرمودند: اگر بردبار نیستی خود را به برداباری واداری

(جهاد با نفس، ح 261)

حدیث (15) امام صادق (ع) فرمودند:

فَزَکاةُ العَینِ انَّظَرُ‌ بِالعِبَرِ وَالغَضُّ عَنِ الشَّهَواتِ وَ ما یضاهیها

زکات چشم به دیده عبرت نگریستن و چشم پوشی از شهوات و مانند آن استی

(مصباح الشریعه، باب 21)

حدیث (16) امام صادق (ع) فرمودند:

مُجالَسَةُ الصّالِحینَ داعیةٌ إلَی الصَّلاحِی

همنشینی با صالحان، (انسان را) به سوی صلاح رهنمون می‌شودی

(بحارالأنوار، ج78،ص 304)

حدیث (17) امام صادق (علیه‌ السلام) فرمودند:

إِذا کانَ یومُ النَّیرُوزِ فاغتَسِل وَ البَس أَنظَفَ ثِیابِک وَ تَطَیب بِأَطیبِ طِیبِک وَ تَکونُ ذلِک الیومَ صَائِماًی

چون روز عید نوروز فرا رسید، غسل کن، پاکیزه‌ترین جامه‌ی خود را بپوش، با بهترین عطر، خود را خوشبو کن و آن روز را روزه بداری

(وسائل ‏الشیعة: ج 8، ص 172، ح 10338)

حدیث (18) امام صادق (علیه‌ السلام) فرمودند:

بَکَتِ السَّماءُ عَلَی الحُسَینِ أربَعینَ یَوماً بِالدَّمِی

آسمان چهل روز بر حسین (ع)، خون گریه کردی

(مناقب آل أبی طالب، ج3، ص212)

حدیث (19) امام صادق (ع) فرمودند:

إنَّ مِن حَقِیقَةِ الإیمانِ أن تُؤثِرَ الحَقَّ وَ إن ضَرَّک عَلَی الباطِلِ و إن نَفَعَک

از نشانه‌های ایمان حقیقی آن است که حق را بر باطل ترجیح دهى، هر چند حق به زیان تو و باطل به سود تو باشدی

(بحار الأنوار، ج 70، ص 106)

حدیث (20) امام صادق (ع) فرمودند:

العَقلُ دَلیلُ المُؤمِن

عقل راهنمای مؤمن است

(جهاد با نفس، ح 86)

حدیث (21) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن کَثُرَ اشتِباکُهُ فِی الدُّنیا کانَ أشَدُّ لِحَسرَتِهِ عِندَ فِراقِهای

کسی که زیاد با دنیا گره خورده باشد حسرت و اندوهش هنگام جدایی از آن زیادتر خواهد بود

(جهاد با نفس، ح 639)

حدیث (22) امام صادق(ع) فرمودند:

لَستُ اُحِبُّ أن أریَ الشّابَّ مِنکُم إلّا غادِیاً فی حالَینِ: إمّا عالِماً أو مُتَعَلِّماًی

دوست ندارم جوانی از شما را جز بر دو گونه ببینم: دانشمند یا دانشجوی

(أمالی طوسی، ص 304)

حدیث (23) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن ساءَ خُلُقُهُ عَذَّبَ نَفسَهی

هر کس اخلاقش بد شد، خود را در عذاب قرار داده است

(جهاد با نفس، ح 662)

حدیث (24) امام صادق (ع) فرمودند:

اَلا اُحَدِّثُک بِمَکارِمِ الاَخلاقِ؟ الصَّفحُ عَنِ النّاسِ وَ مُواساةُ الرَّجُلِ اَخاهُ فى مالِهِ وَ ذِکرُ اللّه‏ِ کثیراِ

آیا به شما بگویم که مکارم اخلاق چیست؟ گذشت کردن از مردم، کمک مالى به برادر (دینى) خود و بسیار به یاد خدا بودن.

(معانى الأخبار، ص 191، ح 2)
حدیث (25) امام صادق (ع) فرمودند:

لا یستَیقِنُ القَلبُ اَنَّ الحَقَّ باطِلٌ اَبَدا وَ لا یستَیقِنُ اَنَّ الباطِلَ حَقٌّ اَبَدا
هرگز دل به باطل بودن حق و به حق بودن باطل یقین نمی ‏کند

(تفسیر العیاشى، ج 2، ص 53، ح 39)
حدیث (26) امام صادق (ع) فرمودند:

حُسنُ الظَّنِّ باللهِ أن لَا تَرجُوَ إلاَّ اللهَ وَ لَا تَخَافَ إلَّا ذَنبَکَ.
گمان نیکو به خدا داشتن این است که امید به هیچکس جز او نداشته باشی و از هیچ چیز جز گناهت نترسی.
حدیث (27) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن اَحسَنَ خُلقَهُ اَحَبَّهُ الاخیارُ وَ جانَبَهُ الفُجّارُ
انسان خوش اخلاق، از دوستى مردمان خوب برخوردار است و از تعرّض آدم‏هاى نابکار در امان است .

(مستدرک الوسائل، ج 8 ، ص 449)

(جهاد با نفس، ح 143)
حدیث (28) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن لَم یملِک غَضَبَهُ لَم یملِک عَقلَهُ.
هر آنکه بر غضب خود چیره نشود، بر عقل خود اختیاری ندارد.

( کافی، ج 2، ص 303 )
حدیث (29) امام صادق (ع) فرمودند:

انَّ شِیعَةَ عَلِیِّ(ع) کانُو خُمُصَ البُطُونِ، ذُبُلَ الشَّفَاهِ، اَهلَ الرَافَةٍ وَ عِلمٍ وَ حِلمٍ، یُعرَفُونَ بِالرَّهبَانِیَّةِ
همانا شیعیان علی(ع) شکمهاشان تهی و لبهاشان خشکیده بود، اهل مهربانی و علم و بردباری بودند و به پارسایی شناخته می شدند

( جهاد با نفس، ح 35 )
حدیث (30) امام صادق (ع) فرمودند:

اِنَّ مِمّا یزَینُ الاِسلامَ الاَخلاقُ الحَسَنَةُ فیما بَینَ النّاس
خوش اخلاقى در بین مردم، زینت اسلام است.

(مشکاة الأنوار، ص 422)
حدیث (31) امام صادق (ع) فرمودند:

اِنَّ مِمّا یزَینُ الاِسلامَ الاَخلاقُ الحَسَنَةُ فیما بَینَ النّاس
خوش اخلاقى در بین مردم، زینت اسلام است.

(مشکاة الأنوار، ص 422)
حدیث (32) امام صادق (ع) فرمودند:

اَ لعالِمُ بِزَمانِهِ لا تَهجُمُ عَلَیهِ اللَّوابِسُ

کسى که به اوضاع زمان خود آگاه باشد، گرفتار هجوم اشتباهات نمى ‏شود.

(تحف العقول، ص 356 )
حدیث (33) امام صادق (ع) فرمودند:

اِذا اَرادَ اللّه‏ُ بِقَومٍ هَلکا ظَهَرَ فیهِمُ الرِّبا
هنگامى که خداوند بخواهد ملتى را نابود کند، رباخوارى در میان آنان رواج مى‏یابد.

(وسائل الشیعه، ج 18، ص 123، ح 17)
حدیث (34) امام صادق (ع) فرمودند:

اِنَّ المُؤمِنَ وَلىُّ اللّه‏ِ یعینُهُ وَ یصنَعُ لَهُ وَ لا یقولُ عَلَیهِ اِلاَّ الحَقَّ وَ لا یخافُ غَیرَهُ

مؤمن دوست خداست، یاریش مى ‏رساند و براى او کار مى ‏کند و درباره او جز حق نمى ‏گوید و از غیر او نمى‏ ترسد.

(کافى، ج 2، ص 171، ح 5)
حدیث (35) امام صادق (ع) فرمودند:

من اراد الرئاسه هلک

کسی که ریاست را قصد کند هلاک می گردد.

(جهاد با نفس ،ح 503)
حدیث (36) امام صادق (ع) فرمودند:

الله فی عَون المُومِن، مادامَ المُومِن فی عَون اَخیهِ
خداوند در پی یاری مومن است، تا وقتی که مومن در پی یاری برادر خویش است.

(بحار الانوار، ج74 ،ص322)
حدیث (37) امام صادق (ع) فرمودند:

ما مِن رَجُلٍ تَکبَّرَ أو تَجَبَّرَ إلاّ لِذِلَّةٍ وَجَدَها فی نفسِهِ
هیچ مردى تکبّر یا گردنفرازى نکرد ،مگر به سبب احساس خوارى و حقارتى که در خود یافت.

(میزان الحکمه ، ح 9814)
حدیث (38) امام صادق (ع) فرمودند:

مَن عَیرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یمُت حَتّى‏ یرتَکبَهُ
هر کس مؤمنى را بر انجام دادن گناهى سرزنش کند، نمی میرد تا آن‏که خود آن گناه را مرتکب شود

(الکافى، ج 2، ص 356)

حدیث(39) امام صادق (ع) فرمودند:

إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یُبغِضُ الغَنیَّ الظَّلومَ.

به راستی که خداوند عزوجل ثروتمند ستمگر را دشمن می دارد.

(جهاد با نفس ، ح 738 )

حدیث(40) امام صادق(ع) فرمودند:

مَن حَسُنَ بِرُّه بِأهلِهِ زِیدَ فی عُمرِهِ

هرکه با خانواده خود خوش رفتار است، عمرش بسیار خواهد بود

(الکافى، ج 8، ص 219)

 


موضوعات مرتبط: پیامک های مناسبتی
[ دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 16:14 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

اس ام اس های تبریک ولادت حضرت محمد (ص)

 

http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2011/02/veladate-payambar.jpg

مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد

مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد

تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری

بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد

مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد

اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد

.

.

.

اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست

دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست

روز میـلادت شدم مست می عرفان تو

آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو . . .

.

.

.

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

در  شـــــام  ولادت دو  قــطب عالم / تبریک به  صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . .

.

.

.

گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند

عرشیان و فرشیان نام محمّد می‌برند

ولادت حضرت محمد بر شما مبارک

 

 

محمّد وارث پیغمبران است / که او سلطانِ شهرِ دلبران است

به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است . . .

میلاد خاتم پیامبران بر شما مبارک

.

.

.

دو چشمِ آمنه بر روی احمد / گره خورده دلش بر موی احمد

گهی خندان گهی محو تماشا / چو می‌بیند خمِ ابروی احمد

خجسته میلاد پیامبر اکرم مبارک باد

.

.

.

جهان را حق به عشقش آفریده / وجودش کلِ هستی را خریده

بگویم از مه رویِ محمّد / کسی زیباتر از او را ندیده . . .

.

.

.

جهان سرسبز و خرم گشت از میلاد پیغمبر

منور قلب عالم گشت از میلاد پیغمبر

بده ساقى مى باقى که غرق عشرت و شادى

دل اولاد آدم گشت از میلاد پیغمبر . . .

.

.

.

مژده که میلاد شه خاتم است

عید سعید نبى اکرم است

مژده که مسرورى عالم رسید

خرمى عالم و آدم رسید . . .

.

.

.

خورشید عشق را، ره شام و زوال نیست

بر هر دلی که تافت، در آن دل ضلال نیست

در آسمان دلبری و آستان عشق

نور جمال دلبر ما را مثال نیست . . .

.

.

.

فرمایشات حضرت محمد(ص)

«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شمارد.»

«شجاع ترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد»

«بهترین کسب ها آن است که مرد با دست خود کار کند.»

«بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با تست.»

«لذت حسود از همه کس کمتر است.»

«خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.»

«ناتوان ترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد.»

«پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.»

«تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند.»

«صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند.»

«صدقه خشم خداوند را فرو می نشاند و از مرگ بد جلوگیری می کند.»

«خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد می کند.»

«نخستین چیزی که به حساب آن می رسند نماز است.»

«از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.»

«از یار بد بپرهیز که ترا به او شناسند.»

«استغفار وسیله محو گناهان است.»

«دروغ روزی را کاهش می دهد.»

«با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان با شما نیکی کنند.»

«پرخوری دل را سخت می کند.»

«سحرخیز باشید، زیرا سحرخیزی مایه برکت است.»

«کمال نیکی آن است که در نهان همان کنی که در آشکار انجام می دهی.»

«توبه از گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.»

«گشاده رویی کینه را می برد.»

«بهشت با ناملایمات قرین است و جهنم با خواستنی ها همراه است.»

«صدقه گناه را از بین می برد، چنانکه آب آتش را خاموش می کند.»

«حیا مایه زینت است.»

«تقوا مایه بزرگی است.»

«بهترین برادران شما کسانی هستند که عیوبتان را به شما آشکارا بگویند.»


موضوعات مرتبط: پیامک های مناسبتی
[ دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 15:45 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

 

ربیع است و دل بر جمال تو شایق

نه بر لاله و ارغوان و شقایق

ربودی تحمل زمن گل ز بلبل

چو لیلی  زمجنون و عَذرا ز وامق

به بوی خوش گل شود مست بلبل

به بوی تو دیوانه بیچاره عاشق

 


نه چون خط نیکویت اندر ریاحین

نه چون سنبل مویت اندر حدایق

نه زیباست با قامتت شاخ طوبی

نه لایق به سرو قدت  نخل باسق

تویی دوحه بوستان معارف

تویی گلبن  گل  ستان حقایق

تویی عقل اقدم تویی روح عالم

محیط دوایر مدار مناطق

تویی منطق حق و فرمان مطلق

إلی الحقِ داعٍ و بالحق ناطق

إمام الهدی صالح بعد صلح

دلیل الوری  صادق بعد صادق

حلیفُ التُّقی جعفر بن محمد

کثیر الفواضل  عظیم السوابق

دلیل حقیقت لسان شریعت

اما طریقت  بکل الطرائق

ز منصور مخخذول چندان بلا دید

لقد کان  تنهدُّ منه الشواهق

سر اهل ایمان سرو پای عریان

بسی رفت در محفل آن منافق

نگویم ز گفت شنودش که بودش

کَسَمُ الأفاعی و حد البوارق

چنان تلخ شد کامش از جور اعدا

که شد سم قاتل بر او شهد فایق
 

                

  مرحوم شیخ محمد حسین غروی اصفهانی
 

 

 

موضوعات مرتبط: امام جعفر صادق(ع)
[ دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 15:33 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

اشعار ولادت امام جعفر صادق (ع)


 


بر شیعه ز حق رهبر لایق آمد


تابنده ترین نور حقایق آمد


از نسل محمد و علی و زهرا


صادق پسر حضرت باقر آمد



امشب که صفا با دل و جان همراه است


هنگام طلوع آفتاب و ماه است


هم جشن ولادت امام صادق


هم عید محمد ابن عبدالله است



گویم ز امام صادق این طرفه حدیث


تا شیعه او به لوح دل بنگارد


فرمود که بر شفاعت ما نرسد


هر کس که نماز را سبک بشمارد



مذهب جعفری و ملت احمد دارم


لله الحمد که این دولت سرمد دارم


من زخود هیچ ندارم که بر آن فخر کنم


هر چه دارم همه از آل محمد دارم



گل بپاشید که عید آمده است


شیعیان عید سعید آمده است


عشق در سینه چدید آمده است


نور خلاق مجید آمده است



ز عنایات خداوند غفور


شهر یثرب شده در هاله نور


باقر حلم پیمبر مسرور


خانه اش به بود از وادی طور



هفده ماه ربیع المولود


نیر برج ولا چهره گشود


غم ز دلهای محبان بریود


وجد و شادی به دل ما افزود


گلی از گلشن طاها بدمید


که شمیمش به دل ما بوزید


مذهب شیعه از او گشته پدید



پرده جهل و ضلالت بدرید


 


امشب سخن از جان جهان باید گفت


توصیف رسول انس و جان باید گفت


در روز ولادت دو قطب عالم


تبریک به صاحب الزمان باید گفت



موضوعات مرتبط: امام جعفر صادق(ع)
[ دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 15:26 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

با عرض سلام وادب خدمت همه دوستان عزیز

ضمن تبریک ولادت حضرت رسول (ص)

وامام جعفر صادق (ع)

لطفا برای دریافت

فایل های اشعار بر روی لینک های زیر کلیک کنید

اشعار ولادت حضرت رسول(ص)

http://s1.picofile.com/file/7284458488/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF.pdf.html

 

اشعار ولادت حضرت رسول(ص)۱

 

http://s2.picofile.com/file/7284460107/%D8%A7%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1_%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA_%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF1.pdf.html

 


موضوعات مرتبط: فایلpdf
[ دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 15:12 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

 

 اشعار ولادت حضرت محمد

صل الله علیه وآله و سلم

 

دل رفت زدست  تا محمد آمد
گل دایه  بست تا محمد آمد
هرگز نبود مکان بت بیت خدا
بتنها بشکست تا محمد آمد
                                سید رضا مؤید

 


شب را سحر آمد که محمد آمد
روز ظفر امد که محمد آمد
بتهای حرم شکست و زان بشکستن
فریاد برآمد که محمد آمد

                                            سید رضا مؤید

 


میلاد تو انفجار نور است امشب
یثرب ز تو جلوه گاه طور است امشب
با تذکره مدینه دادن مارا
مسرور نما شب سرور است امشب


                    رسا



امشب سخن از جان جهان باید گفت
توصیف رسول  انس و جان باید گفت
در شام ولادت دو قطب عالم
تبریک به صاحب الزمان باید گفت

 

 

هنگام سرور کائنات است امروز

اوقات گرفتن برات است امروز          

               بفرست مدام بر محمد صلوات

زیرا که بهار صلوات است امروز

 

از میم محمد ملک ایجاد شده

از ح حرکات امشب آغاز شده

از میم دگر مُلکِ د ل آباد شده

از دال محمد د ل ما شاد شده

 

دل با نفس فرشتگان همراه است

درهای بهشت باز از الله است

تبریک به آمنه در این ماه ربیع

کو را پسری زحق رسول الله است

محمدرضا طوسی

 

ز یک مشرق نمایان شد دو خورشید جهان ¬آرا
که رخت نور پوشاندند بر تن آسمان¬ها را
دو مرآت جمال حق، دو دریای کمال حق
دو نور لایزال حق، دو شمع جمع محفل¬ها
دو وجه الله ربانی، دو سرّ الله سبحانی
دو رخسار سماواتی، دو انسان خدا سیما
دو عیسی دم، دو موسی ید، دو حُسن خالق سرمد
یکی صادقیکی احمد یکی عالی یکی اعلا
یکی بنیانگر مکتب، یکی آرندة مذهب
یکی انوار را مشعل، یکی اسرار را گویا
یکی از مکه انوار رخش تابید در عالم
یکی شد در مدینه آفتاب طلعتش پیدا
یکی نور نبوت را به دل¬ها تافت تا محشر
یکی نور ولایت را ز نو کرد از دمش احیا
رسد آوای قال الصادق و قال رسول¬الله علیهماالسلام
به گوش اهل عالم تا که این عالم بود بر پا
یکی جان گرامی در دو جسم پاک و پاکیزه
دو تن اما چو ذات پاک یکتا هر دو بی¬همتا
محمد کیست؟ جانِ جانِ جان عالم خلقت
که گر نازی کند، در هم فرو ریزد همه دنیا
محمدe کیست؟ روح پاک کل انبیا در تن
که حتی در عدم بودند بی او انبیا یک جا
محمدe کیست؟ مولایی که مولانا علی گوید:
"منم عبد و رسول الله برِ من رهبر و مولا"
محمد از زمان¬ها پیشتر می¬زیست با خالق
محمد از مکان پیموده ره تا اوج اَو اَدنی
محمد محور عالم، محمد رهبر آدم
محمد منجی هستی، محمد سید بطحا
محمد کیست؟ آنکو بوده قرآن دفتر مدحش
که وصفش را نداند کس به غیر از قادر دانا
محمد را کسی نشناخت جز حق و علی هرگز
چنان که جز خدا و او کسی نشناخت حیدر را
وضو گیرم ز آب کوثر و شویم لب از زمزم
کنم آنگه به مدح حضرت صادق سخن انشا
ششم مولا، ششم هادی، ششم رهبر، ششم سرور
که هم دریای شش گوهر بود، هم دُرّ شش دریا
صداقت از لبش ریزد، فصاحت از دمش خیزد
فلک قدر و ملک عبد و قضا مهر و قدر امضا
بسی زهّاد و عبّادند بی¬مهرش همه کافر
بسی عالم، بسی عارف، همه بی¬نور او اعمی
دو خورشید منیر او هشام و بو بصیر او
دو کوه حکمت و ایمان، دو بحر دانش و تقوی
مرا دین نبی، مهر علی و مذهب جعفرعلیهم¬السلام
سه مشعل بوده و باشد، چه در دنیا چه در عقبی
در دیگر زنم غیر از در آل علی؟ هرگز!
ره دیگر روم غیر از ره این خاندان؟ حاشا!
بهشت من بود مهر علی و مهر اولادش
نه از محشر بود بیمم، نه از نارم بود پروا
سراپا عضو عضوم را جدا سازند از پیکر
اگر گردم جدا یک لحظه از ذرّیة زهرا¬سلام¬الله¬علیها
از آن بر خویش کردم انتخاب نام "میثم" را
که باشم همچو او در عشق ثارالله پا بر جا
                                                          حاج غلامرضا ساز گار

 

ای حق نیافریده کسی را مثال تو
خورشید جلوه ایست ز نور  جمال تو
ای محرم حریم خداوند ذو الجلال
ای عقل مانده  مات ز جاه و جلال تو
هرجا به ایه آیه قرآن که بنگرم
گفته خدا سخن ز جمال و کمال تو
ای برگزیده ای که تویی ختم انبیا
وین افتخار داده به تو ذو الجلال تو
امشب به وادی دل من شور محشر است
سرد است ان دلی که ندارد خیال تو
ای کعبه امید همه در نماز عشق
محراب ماست ابروی هچون هلال تو
دامان اهل بیت تو حبل المتین ماست
دست توسل من و دامان آل تو
من کیستم غلام غلامان کوی تو
ای کاش پا نهد به سر من بلال تو
هر کس گشود لب چو (وفایی) به مدح تو
یک نکته هم نگفت سخن از وصال تو

                                         سید هاشم وفایی

ا بر بسیط سبز چمن پا گذاشته است
چشمش بهار را به تماشا گذاشته است
از بس که دست برده در آغوش آسمان
پا بر فراز گنبد میان گذاشته است
می بارد از طلوع نگاهش تبار صبح
خورشید را به سینه خود جا گذاشته است
تا مثل کوه ریشه دواند به عمق خاک
یک عمر سر به دامن صحرا گذاشته است
دستی لطیف ساغر سرشار عشق را
در هفت سین سفره دنیا گذاشته است
نوری(امین)نشسته به آغوش (آمنه)
دریا قدرم به دیده دریا گذاشته است
نوری که از تبلور رخسار او دمید
خورشید را به خانه دلها گذاشته است
غلامرضا شکوهی

 

گاهِ سُرور است و گاهِ شادىِ بى حد
 دولت عیش و سرور باد مخلَّد
مى رسدآنَک صلاکه تا کى و تا چند
 پاى دلِ اهلِ دل به بند، مقیّد؟
تا به سرانگشتِ طبع نادره مضمون
زلف عروس سخن کنیم مجعَّد
مژده که آمد خبر ز خلوتىِ راز
 پرده ز رخ برگشود شاهدِ سرمد
آینه ذات، در تجلّى و اشراق
 نورِ اَحَد جلوه گر ز طلعت احمد
خاتم خیل رسل، رسول خداوند
 احمد ومحمود و مصطفى و محمّد
روح لطیفى که در دو کون نگنجد
 بهر تماشا کنون شده ست مُجَسَّد
آن که تنِ خاکى اش لطیف تر آمد
 در نظرِ اهلِ دل ز روحِ مجرّد
آن که نهد پیش بارگاه جلالش
 از سر تعظیم، جبرئیل امین، خَدْ
گشته دوچندان شکوهوشوکت امروز
از فرِ میلاد جعفر بن محمّد
آن که قوام جهان ازوست مسلّم
 وان که اساس مکان ازوست مشیَّد
آن که بود مستنیر مهرِ منیرش
 روز وشبان، ماهومهرو زُهرِه و فَرقَد
سیره احمد ازوست سارى و جارى
دین خدا را ازو جلالت و سَودَدْ
پیرو او ناجى ست و صالح و مؤمن
منکر او، طاغى ست و طالح و مرتد
پیش رخش مهر چرخ، ذرّه ناچیز
 نزد دو گیسوش، شب بیاض مُسوَّد
مى برم اینک سخن به نقطه پایان
 تا نکشد دوست بر چکامه خطِ رد
حجّت ثانى عشر! به گاه نیایش
مسألت ما بود ز درگه ایزد
کزتو جدا، شیعه راه خویش مَپویاد!
 بى تو محال است ره بریم به مقصد
شوکت اسلام باد بیشتر از پیش
عمر تو اى خضر راه! باد مؤیّد
 (سیّد رضا مؤیّد)

فرخنده میلاد محمد آمد
ختم پیمبران سرمد آمد
مولد صادق آل محمد
مقارن گشته با میلاد احمد
مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا
ز یمن مقدم رسول خاتم
معطر آمده محیط عالم
مولد صادق آل محمد
مقارن گشت با میلاد احمد
مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا
عرش کبریا نوید آمده
که مسلمین عید سعید آمده
بدر منورى پدید آمده
حامل قرآن مجید آمده
مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا
ولادت ختم رسولان آمد
محمد ان حبیب جآنان آمد
به جسم پیروان او جان آمد
بر حرمتش جهان گلستان آمد
مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا
به هفدهم ربیع دو ماه تابان
ز تارک سپهر دین و ایمان
براى دادن پیام جانان
دمیده با سراج لطف یزدان
مبارک ، مبارک بادا، مبارک بادا

 

از بام و درِ کعبه به گردون رسد آواز
کامشب درِ رحمت به سماوات شده باز
بت های حرم در حرم افتاده به سجده
ارواح رسل راست هزاران پرِ پرواز
کعبه زده بر عرش خدا کوس تفاخر
مکه شده زیبا و دل افروز و سرافراز
جا دارد اگر در شرف و مجد و جلالت
امشب به سماوات کند خاک زمین ناز
از ریگ روان گشته روان چشمة توحید
یا کوه و چمن باز چو من نغمه کند ساز
دشت و دَر و بحر و بَر و جنّ و بشر و حور
همه گشتند هم آواز در مدح محمد
هر ذرة کوچک شده یک مهر جهان تاب
هر قطرة ناچیز چو دریا کند اعجاز
جبریل سر شاخة طوبی چو قناری
در وصف محمد لب خود باز کند باز
جبریل چه آرد؟ چه بخواند؟ چه بگوید؟
جایی که خداوند به قرآن کند آغاز
خوبان دو عالم همه حیران محمد
یک حرف ز مدحش شده:"ما کانَ محمد"


این است که برتر بود از وهم، کمالش
جز ذات الهی همه مبهوت جلالش
رضوان شده دلدادة مقداد و ابوذر
فردوس بود سائل درگاه بلالش
والله قسم نیست عجب گر لب دشمن
چون دوست ز هم بشکفد از خُلق و خصالش
هرگز به نمازی نخورد مهر قبولی
هرگز، صلوات ار نفرستند به آلش
بیرهبریش خواهد اگر اوج بگیرد
حتی ملک العرش بسوزد پر و بالش
یوسف ببرد حسن خود از یاد، گر او را
یک منظره در خاطره افتد ز خیالش
این است همان مهر درخشنده که تا حشر
یک لحظه به دامن نرسد گرد زوالش
گل سبز شود از جگر شعلة آتش
در وادی دوزخ فتد ار عکس جمالش
چون ذات خدای ازلی لیس کمثله
باید که بخوانیم فراتر زمثالش
ایجاد بود قبضهای از خاک محمد
افلاک بود بسته به لولاک محمد


ای جان جهان بسته به یک نیم نگاهت
دل گشته چو گل سبز به خاک سر راهت
هم بام فلک پایگه قدر و جلالت
هم چشم ملک خاک قدمهای سپاهت
عیسی به شمیم نفست روح گرفته
دل بسته دو صد یوسف صدّیق به چاهت
دلهای خدایی همه چون گوی به چوگان
ارواح مکرّم همه درماندة جاهت
از عرش خداوند الی فرش، به هر آن
هستند همه عالم خلقت به پناهت
دائم صلوات از طرف خالق و خلقت
بر روی سفید تو و بر خال سیاهت
زیباتر و بالاتری از آنکه به بیتی
تشبیه به خورشید کنم یا که به ماهت
سوگند به چشمت که رسولان الهی
هستند به محشر همه مشتاق نگاهت
زیبد که کند ناز به گلخانة جنت
خاری که شود سبز در اطراف گیاهت
این نیست مقام تو که آدم به تو نازد
والله که خلّاق دو عالم به تو نازد


صد شکر که عمری ز تو گفتیم و شنیدیم
هر سو نگریدیم گل روی تو دیدیم
هرجا که نشستیم به خاک تو نشستیم
هر سو که پریدیم به بام تو پریدیم
عطر تو پراکنده شد از هر نفس ما
هر گه به سر زلف سخن شانه کشیدیم
زآن روز که گشتیم ز مادر متولد
از مأذنهها روز و شب اسم تو شنیدیم
مرگی که به پای تو بود زندگی ماست
ماییم که در موج عزا عید سعیدیم
تا بودن ما نام محمد به لب ماست
روزی که نبودیم به احمد گرویدیم
آب و گل ما را که سرشتند ز آغاز
آغوش گشودیم، وصالش طلبیدیم
زآن باده که در سورة زیبای محمد
اوصاف ورا گفته خداوند چشیدیم
آن باده که از ساغر فیض ازلی بود
سرچشمة آن کوثر و ساقیش علی بود
روزی که عدم بود و عدم بود و عدم بود
نه ارض و سما بود، نه لوح و نه قلم بود
تسبیح خدا در نفس پاک محمد
لبهای علی همسخن ذات قِدَم بود
روزی که گلِ آدم خاکی بسرشتند
آدم به تولای علی صاحبِ دم بود
از خاک قدم¬های علی کعبه بنا شد
او را نتوان گفت که نوزاد حرم بود
روزی که کرم بود دُری در صدف غیب
والله علی قبلة ارباب کرم بود
بر قلب علیعلم خدا از دل احمد
چون سیل خروشنده روان در دل یم بود
در بین رسولان که به عالم عَلَم استند
نام نبی و نام علی هر دو عَلَم بود
در جوف نبی دید نبی حمد خداوند
با نعت وی و مدح علی ذکر صنم بود
بالله تجلای نبی مطلع الانوار
والله تولای علی فوق نعم بود
خلقت چو خدا خالق بخشنده ندارد
خالق چو نبی و چو علی بنده ندارد

مهدی محمدی

جهان حریم خلوت جان شده
بهشت پر نور و چراغان شده
مکه شده حریم عشق و صفا
آمده گویا گهری دلربا
ملائک از عرش خدا می رسند
بگوش جان ما ندا می دهند
اهل جهان مست تولا شوید
از دل و جان عاشق و شیدا شوید
که جلوه ای ز حی سرمد آمد
مژده عزیزان که محمد آمد

شکر خدا آمده ختم رسل
رسیده ناجی جهان عقل کل
خلق شده نه فلک از برایش
جان جهانیان بود فدایش
تمام عالم شده مست رویش
فلک شده بسته به تار مویش
ماه بود جلوه ی رخسار او
خدا بود محو و خریدار او
کیست مگر این گل نیکو سرشت؟
که شد زمین با قدم او بهشت
او شده مظهر خدای سرمد
نام گرامیش بود محمد
آمده تا جلا دهد به دلها
آمده تا جهان کند مصفا
آمده تا مهر و وفا پرورد
کتاب حق به سوی ما آورد
او بخدا ساقی رحمت بود
آب و گلش ز باغ جنت بود
گفت خداوند تعالی چنین
به مدح و وصف خاتم النبیین
که خلقت از برای احمد بود
ارض و سما مال محمد بود
لیک کلام ما به عالم جلی است
خلقت احمد ز برای علی است
علی بود محرم اسرار دل
علی بود یوسف بازار دل
نبی بود در این جهان عقل کل
علی بود وارث ختم رسل
قسم بر آن محبت احمدی
قسم بر آن عنایت سرمدی
امیر مؤمنان اگر چه مولاست
وجود حیدر ز برای زهراست
دختر او از همگان سر بود
فاطمه اش کنیز حیدر بود
عشق نبی همیشه در این تن است
مهر علی و فاطمه با من است

با سر ره عشق و وفا می پویم امشب
یا مصطفی یا مصطفی می گویم امشب
امشب زمین مکه در خود ماه دارد
ماهی به مانند رسول ا... دارد
وجه خداوند کریم آمد خوش آمد
امشب ز ره در یتیم آمد خوش آمد
ای آمنه در دست داری دسته گل را
نی دسته گل قنداقه ی ختم رسل را
ای آمنه در بین زنها سرفرازی
با این پسر جا دارد ار بر خود بنازی
ای دلبران این دلربای دلبران است
پیغمبران ، این خاتم پیغمبران است
غرق طراوت دامن صحراست امشب
فرخنده میلاد اب الزهراست امشب
این طفل خود حاکم به جنات النعیم است
باشد پدر بر خلق گر چه خود یتیم است
صد حاتم طایی گدای درگه اوست
ماه فلک شرمنده از روی مه اوست
عمری است باشد قبله ام روی محمد
من تا قیامت مستم از بوی محمد
ای بارگاه تو بهشت آرزویم
در روز محشر لحظه ای کن جستجویم
دل بیقراری می کند در کنج سینه
کرده هوای دیدن شهر مدینه
هستی تو صاحب خانه و دل خانه ی توست
شمعی و جبریل امین پروانه ی توست
تو باغ گل من خار صحرای تو هستم
من گر چه مستم مست زهرای تو هستم
زیرا که باشد هستی عالم ز هستش
زهرا که جای بو سه ات باشد به دستش
زهرا که او را صاحب قرآن ستوده
زهرا که دل از ساقی کوثر ربوده
زهرا که در دستش کلید سرنوشت است
زهرا که بوی سینه اش بوی بهشت است
زهرا که در راه علی از پای ننشست
در سن هجده سالگی بار سفر بست
زهرا که درس عشق بر پروانه آموخت
دور علی گردید تا سر تا بپا سوخت
من ای مسیحا تا نفس در سینه دارم
یا فاطمه یا فاطمه باشد شعارم

 

 

فروزان ازدومشرق،درسحرگاهان،دوماه آمد

دوخورشید جهان افروز،دردوصبحگاه آمد

دوموسی ازدودریا،یا دویوسف ازدوچاه آمد

دوره رو،یا دورهبر،یا دو مشعل دارراه آمد

دوشمع بزم جان،دورکن محکم ایمان

دوبحررحمت وغفران،دود ست قادرمنان

دوآدم خو،دویوسف روی،دوموسی ید،دوعیسی دم

دودریا رادرخشان گوهریکدانه پیدا شد

(صلوات)

دوجان جان جان،دودلبرجانانه پیدا شد

دوسرو نازیاد ونازنین ریحانه پیدا شد

دوشمع آفرینش یک جهان پروانه پیدا شد

دو سّرداورهستی،دوجان پیکرهستی

یکی پیغمبرهستی،یکی روشن گرهستی

یکی سّرُالله اکبر،یکی وجه الله اعظم

(صلوات)

فلک امشب زمین مکه را ازدورمیبوسد

ملک مهد پیمبررا به موج نورمیبوسد

به فرمان خدا خاک درش را حورمیبوسد

مسیح ازعالم بالا کلیم ازطورمیبوسد

حرم پیموده ره سویش،طواف آورده برکویش

صفا چون گل کند بویش،صفاها گیرد ازرویش

(صلوات)

بیاد لعل لبهایش،کند رفع عطش زمزم                   

     چوآمد آمنه کم کم،بهم چشم خداجویش

دولب خاموش اما عالمی گرم هیاهویش

به نا گه تافت خورشید جهان آرا زپهلویش

منوّرساخت شرق وغرب را از پرتو رویش

سما درنوراو گم شد، زمین در یای انجم شد               

             لبش گرم تبسم شد، وجودش درتلاطم شد

(صلوات)

به ناگه چشم حق بینش، دوباره بازشد ازهم

ندا ازعمق جان بشنید،هان ای مهربان مادر                   

           خدایت را بخوان مادر، بخوان مادر

سلامت میدهد امشب،زمین وآسمان مادر

که هستی آفرین،هستیت بخشد رایگان مادر   

           ببین لطف موِید را،بخوان دادارسرمد را

بدنیا آراحمد را، محمد را،محمد را

(صلوات)

به ذکرحق کن استقبال از پیغمبراکرم

دل شب آمنه تنها ولی تنها خدا با او

نه عبدالله زنده، نی زنان آشنا با او

دعا میخواند وبودی آفرینش همصدا با او

سخن میگفت فرزندش دمادم درخفا با او

امیدش بود ومعبودش،وجودش بود ومولودش 

           محمد بود مقصودش،محمد بود مقصودش

(صلوات)

گرفتش در بغل مانند جان خویشتن مریم

زیکسوروبه قبله مادرش حوا دعا گویش

زیکسوآسیه گلبوسه گیرد ازگل رویش

زیکسومام اسماعیل،همچون گل کند بویش  

       زیکسودستهای مریم عذرا،به پهلویش

که کم کم درد او کم شد،رها از درد و ازغم شد                

               جمال حق مجسم شد، محمد ماه عالم شد

(صلوات)

به استقبال اوخیزید ازجا ای بنی آدم

هماره بوی عطر خلد ازخاک درت خیزد

همیشه نور توحیدت،فراز منبرت خیزد

ندای تفلحوا ازمکتب،جان پرورت خیزد

فروغ دانش ازکرسیّ درس جعفرت خیزد

ششم مولا،ششم رهبر، ششم هادی،ششم سرور

ششم فرمانده داور،ششم فرزند پیغمبر

که شش خورشید حق،ازصلب اوتابیده درعالم

الا ای امّ فروه آفتاب داور آوردی

محمد رامحمد را،کتاب دیگر آوردی

(صلوات)

تعالی الله مثل آمنه،پیغمبر آوردی

توچون بنت اسد،دردامن خود حیدر آوردی

 

 


موضوعات مرتبط: حضرت رسول(ص)
[ دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ] [ 15:3 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب