|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
تو مام یازده عیسای عیسی آفرین استی تو سرتا پا تمام رحمة للعالمین استی موضوعات مرتبط: فاطمیه [ پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 1:22 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
نگويم در ميان خون چرا افتاده مادر خودم ديدم ميان شعله ها افتاده مادر خودم ديدم به يك سو گردن بابا رسن بود به يكسويى به زير دست و پا افتاده مادر ******* چه مىشد گر مرا با خود به آن كوچه نمىبردى چه مىشد من نمىديدم تو هم سيلى نمىخوردى اگر آنروز همراهم تو را با خود نمىبردم مرا ديگر نمىديدى ميان كوچه مىمردم ************* كمتر دهيد شرح غم بى شماره را كمتر زنيد شعله دل پاره پاره را مادر كه رفت با رخ نيلى به زير خاك پنهان كنيد از پدرم گوشواره را ***************** بابا چرا به نيمه شب افتاده غسل مادرم از راه پنهانش بگو جان مىرود از پيكرم بابا چرا مانده هنوز بر پيكرش پيراهنش بابا بگو آخر چرا خونابه ريزد از تنش ***************** ردايش دور پا پيچيده مىشد جهانش تيره پيش ديده مىشد رسيد و ديد فرياد و فغان است بهار عمر زهرايش خزان است **************** ز سر عمامه خود بر زمين زد گريبان چاك و لطمه بر جبين زد نشست و گفت شه با حال خسته ز جا بر خيز اى پهلو شكسته ****************** يا فاطمه اى ركن كفن پوش پروانه وحى شمع خاموش على لرزيد زمين به خويش چون ديد فلك تابوت تو را نهاد بر دوش على ******************* رو ح گل ياس رو بر افلاك گذاشت پروانه و شمع خود چه غمناك گذاشت در ليله تدفين شه دين جانش را همراه تن فاطمه در خاك گذشت *************** يا فاطمه شب جسم تو برداشت على همخانه دلى به درد و غم داشت على آن لحظه كه از خاك تو صورت برداشت دل را به كنار قبر بگذاشت على **************** الا اى شكوفه من چه زود پژمردى ز باغ خانه ام آخر بهار را بردى تمام عمر بسوزم به ياد آن روزى كه پيش چشم ترم تازيانه مى خوردى **************** الا اى چاه يارم را گرفتند گلم، عشقم، بهارم را گرفتند ميان كوچه ها با ضرب سيلى همه دارو ندارم را گرفتند **************** گل نشكفته ي باغ اميدم صفاى دامن ياس سپيدم ميان درب و ديوار مدينه به عشق فاطمه طفل شهيدم ***************** به ميخ در نوشتم روى ديوار چو گفتند از ولايت دست بردار خدايا تا ظهور دولت يار خودت خط ولايت را نگهدار ****************** ز داغ آن گل خوشبو چه گويم نگويم گر ز حال او چه گويم شكفته بغض طبعم آى مردم نگويم گر از آن پهلو چه گويم **************** گلاب چشم هايش رود رود است به چشمش آسمانها غرق دود است شكسته قامت مولا از آن رو كه رنگ چهره زهرا كبود است ***************** مردى كه از بتان، حرمِ وحى پاك كرد از داغ فاطمه به تنش جامه چاك كرد هستى به سوگ او نشست آن شبى كه او با دست خويش هستى خود را بخاك كرد ***************** زهرا كه فدك ز دست اوباش گرفت در كوچه عدو از او بپرخاش گرفت از بهر پدر بجاى مزد زحمات با سيلى خصم خيره پاداش گرفت ***************** آنچنان ضرب لگد از نفس انداخت مرا كه هم آغوش غم داغ پسر ساخت مرا زن همسايه ي ديوار به ديوار امروز به عيادت بر من آمد و نشاخت مرا ******************** زهراى من كه كرد قيام از نشست من پهلو شكسته رفت خدايا ز دست من از من نديده ديده گيتى به غير فتح اين بار اول است كه بيند شكست من ***************** من كه محور هستى خدا به دستم داد مى طور ز پيمانه الستم داد على بت شكن منم كه بعد آن همه فتح به يك شكستن پهلو فلك شكستم داد ******************* زهراى من كه هست على پاى بست تو اى اختيار هستى عالم بدست تو آن بى حيا كه طعنه به من گفت يا على ديدى كه زنده ماندم و ديدم شكست تو ******************* من عليم كه خدا قبله نما ساخت مرا جز خدا و نبى و فاطمه نشناخت مرا من كه يكباره در از قلعه خيبر كندم داغ زهرا بخدا از نفس انداخت مرا ******************** آن فرقه اى كه تيشه به نخل فدك زدند بر زخم قلب ختم رسولان نمك زدند مهدى بيا ز قاتل زهرا سوال كن زهرا چه كرده بود كه او را كتك زدند ************************ دلى كه نيست در او مهر فاطمه سنگ است چرا كه نور وى و نور حق هماهنگ است اگر قدم ننهد او به عرصه ي محشر كميت جمله شفاعت كنندگان لنگ است موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:20 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
رباعی سر چشمه ي فيض حى سر مد زهرا مادر به نبى و آل احمد زهرا موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:19 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
رباعی نگاه سرد مردم بود و آتش
موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:18 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:16 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
گل، بر من و جوانی من گریه میکند بلبل به خسته جانی من گریه میکند موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:16 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
اي حرم خاص خداوندگار دست خداوند ترا پردهدار موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:15 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
متاب اي ماه كه گرديده ماه من خاموش خموش باش كه يارم شد از سخن خاموش چو نخل خشك به يكباره برگ و بارم ريخت كه گشته بلبل زارم در اين چمن خاموش كنار خاك لحد ناله مى زنم تنها كه راز دار دلم خفته در كفن خاموش چراغ انجمن دل شكستگان برخيز ببين چگونه شده بى تو انجمن خاموش پناه زن نه مگر هست شوهرش، ز چه رو تو تازيانه ز دشمن خورى و من خاموش نفس به سينه تنگم شده است زندانى كه شسته ام تنت از زير پيرهن خاموش حسين بهر دل من به خانه كرده سكوت صداى ناله شده بر لب حسن خاموش صحابه عهد شكستند و شد سبب ميثم كه بت به جاى خدا بود و بت شكن خاموش سازگار موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:14 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
اي ز نور چهرهات تابنده ماه و مشتري موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:12 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
اي در تو قبلهگاه اهل تولا خاک رهت آبروي عرش معلا موضوعات مرتبط: فاطمیه [ سه شنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۰ ] [ 6:12 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |