|
مشهد مقدس شهر بهشت اشعار مذهبی
|
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:35 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
من بنده ناتوان و مولا علی است پیوند دل غریب من با علی است من زنده به عشق مرتضایم زیرا ذکر ضربان قلب من یا علی است موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:30 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:28 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
فریاد می زند که امام شما، علی است موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:27 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:26 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
باده بده ساقيا ، ولى ز خُم غدير چنگ بزن مطربا ، ولى به ياد امير تو نيز اى چرخ پير ، بيا ز بالا به زير داد مسرت ستان ، ساغر عشرت بگير بلبل نطقم چنان، قافيه پرداز شد كه زهره در آسمان ، به نغمه دمساز شد محيط كون و مكان ، دايره ساز شد سرور روحانيون هو العلى الكبير نسيم رحمت وزيد ، دهر كهن شد جوان نهال حكمت دميد ، پر ز گل و ارغوان مسند حشمت رسيد ، به خسرو خسروان حجاب ظلمت دريد ، ز آفتاب منير فاتح اقليم جود ، به جاى خاتم نشست يا به سپهر وجود ، نير اعظم نشست يا به محيط شهود ، مركز عالم نشست روى حسود عنود ، سياه شد مثل قير صاحب ديوان عشق ، زيب و شرافت گرفت گلشن خندان عشق ، حُسن و لطافت گرفت نغمه دستان عشق ، رفت به اوج اثير به هر كه مولا منم ، على است مولاى او نسخه اسما منم ، على ست طغراى او يوسف كنعان عشق ، بنده رخسار اوست خضر بيابان عشق ، تشنه گفتار اوست كيست سليمان عشق ، بردر جاهش فقير اى به فروغ جمال ، آينه ذو الجلال « مفتقر » خوش مقال ، مانده به وصف تو لال گر چه بُراق خيال ، در تو ندارد مجال ولى ز آب زلال ، تشنه بود ناگزير
موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:26 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
به خدا قسم علي تموم دنياي منه شاعر : حسن فطرس
موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:25 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
پادشه و تاج سر عشق علي است و بس شاعر: حسن فطرس
موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:24 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ» عطر «من كنتُ...» و غوغاي «علي مولاه»
پروانه نجاتي
موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:23 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
تا صورت پیوند جهان بود علی بود،علی بود تا نقش زمین وزمان بود علی بود،علی بود شاهی که ولی بود و وصی بود،علی بود سلطان سخا و کرم وجود،علی بود هم آدم وهم شیث و هم ادریس وهم الیاس هم صالح وپیغمبرو داوود،علی بود هم موسی وهم عیسی وهم خضرو هم ایوب هم یوسف وهم یونس وهم هود،علی بود مسجود ملائک که شدم زعلی شد آدم که یکی قبله ومسجود،علی بود آن عارف سجادکه خاک درش از قدر بر کنگره ی عرش بیفزود،علی بود هم اول و هم آخر وهم ظاهر و باطن آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی آن یار که او نفس نبی بود،علی بود موسی و عصا و ید بیضا و نبوت در مصربه فرعون که بنمود،علی بود چندانکه که در آفاق نظرکردم و دیدم از روی یقین در همه موجود،علی بود خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود آن نور خدایی که براو بود،علی بود آن شاه سرافراز که اندر شب معراج با احمد مختاریکی بود ،علی بود آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر برکند به یک حمله و بگشود،علی بود آن گرد سرافراز که اندر ره اسلام تا که نشد راست نیاسود،علی بود آن شیر دلاور که برای طمع نفس بر خوان جهان پنجه نیالود،علی بود این کفرنباشد سخن کفر نه این است تا هست،علی باشدو تابود،علی بود موضوعات مرتبط: عید غدیر [ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:22 ] [ مصطفی محمدزاده ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |