مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:35 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

 

من بنده ناتوان و مولا علی است

پیوند دل غریب من با علی است

من زنده به عشق مرتضایم زیرا

ذکر ضربان قلب من یا علی است


موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:30 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:28 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

 


آیینه تمام نمای خدا، علی است
نقشی که زد رقم، قلم ابتدا، علی است
دست خدا، زبان خدا، صورت خدا
در بندگیش بندة بی انتها، علی است
جان رسول و لحم رسول و دم رسول
شیرخدا و شیر رسول خدا، علی است
بعد از نبی به هر زن و هر مرد مؤمنی
مولا علی، امام علی، مقتدا، علی است
ذکر علی به وقت دعا یا محمد است
ذکر نبی به درگه معبود یا علی است
مولای دیگران دگری بود و دیگری
یارب گواه باش که مولای ما، علی است
زیباترین دعا به لب شیعه علی
یا مصطفی محمد و یا مرتضی علی است
دانید جای شیعه به روز جزا کجاست؟
سوگند میخورم به خدا هر کجا علی است
نفس رسول، آنکه به جای رسول خفت
تا جان کند به راه محمّد فدا، علی است
دشمن، به دشمنی خود اقرار می کند
مردی که داشت بازوی خیبرگشا، علی  است
بسم الله کتاب خداوندگار را
هرکس که باعلی است بداند که«با»،علی است

چشم خدا، قسیم جحیم و جنان به حشر
دست خدا و لنگر ارض و سما، علی است
تنزیل و نور و مریم و طاها و مؤمنون
یاسین و توبه و زمر و هل اتا، علی است
گفتم دعا کنم که نگاهی به ما کند
دیدم که استجابت و ذکر و دعا، علیu است
بر حشر چون لوای خدا سایه افکند
گردد عیان به خلق که صاحب لوا، علی است
آن بت شکن که در حرم ذات کبریا
بگذاشت جای دست خداوند پا، علی است
حجر و حطیم و زمزم و رکن و مقام و حج
میقات و ذکر و تلبیه، سعی وصفا، علی است
در «انّما ولیکمُ الله» سیر کن
تا بنگری ولی دگرانند یا علی  است؟
روز غدیر گفت نبی  در غدیر خم
یارب تو باش ناصر هرکس که با علی است
آن کس که از ولادت خود تا شهادتش
یک لحظه دل نداد به دست هوا، علی است
این قول شافعی است که در شعر ناب خود
گفتا مرا علی است خدا، یاخداعلی است؟
"میثم" هنوز صوت محمد رسد به گوش

فریاد می زند که امام شما، علی است


موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:27 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:26 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

باده بده ساقيا ، ولى ز خُم غدير

چنگ بزن مطربا ، ولى به ياد امير

تو نيز اى چرخ پير ، بيا ز بالا به زير

داد مسرت ستان ، ساغر عشرت بگير

بلبل نطقم چنان، قافيه پرداز شد

كه زهره در آسمان ، به نغمه دمساز شد

محيط كون و مكان ، دايره ساز شد

سرور روحانيون هو العلى الكبير

نسيم رحمت وزيد ، دهر كهن شد جوان

نهال حكمت دميد ، پر ز گل و ارغوان

مسند حشمت رسيد ، به خسرو خسروان

حجاب ظلمت دريد ، ز آفتاب منير

فاتح اقليم جود ، به جاى خاتم نشست

يا به سپهر وجود ، نير اعظم نشست

يا به محيط شهود ، مركز عالم نشست

روى حسود عنود ، سياه شد مثل قير

صاحب ديوان عشق ، زيب و شرافت گرفت

گلشن خندان عشق ، حُسن و لطافت گرفت

نغمه دستان عشق ، رفت به اوج اثير

به هر كه مولا منم ، على است مولاى او

نسخه اسما منم ، على ست طغراى او

يوسف كنعان عشق ، بنده رخسار اوست

خضر بيابان عشق ، تشنه گفتار اوست

كيست سليمان عشق ، بردر جاهش فقير

اى به فروغ جمال ، آينه ذو الجلال

« مفتقر » خوش مقال ، مانده به وصف تو لال

گر چه بُراق خيال ، در تو ندارد مجال

ولى ز آب زلال ، تشنه بود ناگزير

 


موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:26 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

به خدا قسم علي تموم دنياي منه
هر كجا علي باشه منزل و مأواي منه
اين دل عاشق من مست علي مرتضاست
درد من درمون من دست علي مرتضاست
به جز از عشق علي چيزي رو در دل ندارم
عاشق علي ام و ذره اي مشكل ندارم
هر كي عاشق علي باشه چيزي كم نداره
روز محشر كه مي آد غصه و ماتم نداره
چشم من منتظره ي لحظه ي ديدارِ توئه
دلم افتاده به خاك مجنون و بيمارِ توئه
قسمتم كن آقا جون نجف زيارت بكنم
كنار ضريح تو عرض ارادت بكنم

شاعر : حسن فطرس

 


موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:25 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

پادشه و تاج سر عشق علي است و بس
اسوه ي ايمان، گوهر عشق علي است و بس
چونكه ولادت شده در كعبه ي عشق و صفا
فاش بگويم پسر عشق علي است و بس
اي كه هواي غم عشاق نمودي بدان
مرحم هر دردِ سر عشق علي است و بس
دور و بر فاطمه چون شمع علي سوخته
دان كه چرا بال و پر عشق علي است و بس
گشته به هر جنگ، چو سدّي بَرِ پيغمبرش
چونكه تهنتن سپر عشق علي است و بس
عشق حسين و حسن و زينب نالان او
اين سه همه خود شرر عشق علي است و بس
گر چه ابالفضل قدش سر و رخش چون مه است
اوست ز نسلِ قمرِ عشق علي است و بس

شاعر: حسن فطرس

 


موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:24 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

دشت تا خيمه زد آهنگ خروشيدن را
چاه هم تجربه كرد آتش جوشيدن را

دست خورشيد در آفاق رسالت چرخيد
چنگ زد گيسوي ترديد پريشيدن را

و بيابان چه تبي داشت از انبوه سكوت
تا مبارك كند اين آينه پوشيدن را

عشق ابلاغ شد و حلقه مستان گُل كرد
تازه كرد آن خُم نو، چشمه نوشيدن را

پر شد آغوش غدير از دم «بخٍّ بخٍّ»
تا بكوبد هيجانات نيوشيدن را

عطر «من كنتُ...» و غوغاي «علي مولاه»
قافله قافله راند اين همه كوشيدن را

 

پروانه نجاتي

 

 


موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:23 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

تا صورت پیوند جهان بود علی بود،علی بود

تا نقش زمین وزمان بود علی بود،علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود،علی بود

سلطان سخا و کرم وجود،علی بود

هم آدم وهم شیث و هم ادریس وهم الیاس

هم صالح وپیغمبرو داوود،علی بود

هم موسی وهم عیسی وهم خضرو هم ایوب

هم یوسف وهم یونس وهم هود،علی بود

مسجود ملائک که شدم زعلی شد

آدم که یکی قبله ومسجود،علی بود

آن عارف سجادکه خاک درش از قدر

بر کنگره ی عرش بیفزود،علی بود

هم اول و هم آخر وهم ظاهر و باطن

آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی

آن یار که او نفس نبی بود،علی بود

موسی و عصا و ید بیضا و نبوت

در مصربه فرعون که بنمود،علی بود

چندانکه که در آفاق نظرکردم و دیدم

از روی یقین در همه موجود،علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود

آن نور خدایی که براو بود،علی بود

آن شاه سرافراز که اندر شب معراج

با احمد مختاریکی بود ،علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر

برکند به یک حمله و بگشود،علی بود

آن گرد سرافراز که اندر ره اسلام

تا که نشد راست نیاسود،علی بود

آن شیر دلاور که برای طمع نفس

بر خوان جهان پنجه نیالود،علی بود

این کفرنباشد سخن کفر نه این است

تا هست،علی باشدو تابود،علی بود


موضوعات مرتبط: عید غدیر
[ سه شنبه دوم آذر ۱۳۸۹ ] [ 22:22 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب