مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

بارگه رفع تو چو کعبه محترم بود
چشم اميد من رضا به جانب حرم بود
 
توئي کريم اهلبيت توئي رئوف و مهربان‏
کار من است گدائي و شيوه‏ي تو کرم بود
********

به کويت مرغ بي‏بال و پرم من‏
که يک عمري گداي اين درم من‏
 
پناهم ده بيا خود ضامنم شو
مگر مولا ز آهو کمترم من‏
********


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:17 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

سخناني از هشتمين امام
-دوست هر کس عقل او و دشمن وي ناداني اوست
 
عقل است ترا يار و ترا ياور و دوست‏
پيوند هميشه‏ي تو با عقل نکوست‏
 
پرسيد اگر کسي که ناداني چيست؟
از قول رضا بگويمش دشمن، اوست‏
 
-هر آن کس که به زندگي ساده رضايت دهد، خداوند به عمل ساده‏ي او راضي خواهد شد
 
آرامشي از جهان هستي دارد
هر کس که به ساده زيستي روآرد
 
مقبول خداست نيت ساده‏ي او
آن کس که طريق بندگي بسپارد
 
 

 
-براي رفع نيازهاي مردم، شادمان کردن و رفع نگراني از آنان کوشش کنيد
 
بر درد دل خسته مداوا باشيد
در آرزوي شادي دلها باشيد
 
اين گفته ز گفتار گهربار رضاست‏
پيوسته به راه عشق، کوشا باشيد
 
-هرگز به اميد دوستي اهل‏بيت عصمت، عمل صالح و عبادت خود را فروگذار نکنيد
 
هر چند به آل عشق، ايمان داريد
از عشق نبي و آل او سرشاريد
 
هرگز به چنين بهانه‏ي زيبايي‏
فرمان خداي را فرومگذاريد
 
-اين بارگاه بوستاني از بهشت است و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهي از ملائکه فرود مي‏آيند و گروهي بالا مي‏روند، تا وقتي که در صور دميده شود
 
اينجا که بهشت سبز و زيباي رضاست‏
از همهمه‏ي خيل ملائک غوغاست‏
 
تا نفخه‏ي صور، تا به هنگامه‏ي حشر
اين سير و سياحت و زيارت برپاست‏
 
 

 
-خداوند عزوجل تن آدمي را به دردي گرفتار نکرد، مگر اين که براي آن دارويي قرار داد که بدان درمان شود، و براي هر نوع درد، دوايي خاص و چاره و نشاني است
 
اين گفته‏ي نغز از بيانات رضاست‏
فرموده که: بر درد همه خلق دواست‏
 
تا بر همه دردها، دوايي باشد
اميد شفا ز درگه دوست، رواست‏
 
-هر که مرا زيارت کند، در حالي که حق و طاعت مرا که خدا بر او واجب کرده، بشناسد من و پدرانم در روز قيامت شفيع او هستيم، و هر که ما شفيع او باشيم، نجات يابد
 
هر کس که پي طاعت و فرمان خداست‏
همواره مقيم درگه پاک رضاست‏
 
در روز جزاي خلق و در روز حساب‏
از بهر نجات او، شفاعت با ماست‏
 
-من به زودي، مظلومانه با سم به قتل خواهم رسيد، هر که با شناخت حق من زيارتم کند، خداوند گناهان گذشته و آينده‏ي او را ببخشايد
 
من پرپر دست ظالمان خواهم شد
مظلوم و غريب هر زمان خواهم شد
 
هر کس به زيارتم قدم رنجه کند
بر هر چه گناه او ضمان خواهم شد
 
 
 
 
-تواضع و فروتني آن است که شخص از آنچه بيشتر دوست دارد، به ديگران ببخشد
 
آن کس که به راه عشق، سر بگذارد
بنگر چه فروتنانه ره بسپارد
 
اين است تواضعي که مي‏پنداري‏
مي‏بخشد از آنچه دوست‏تر مي‏دارد


موضوعات مرتبط: امام جواد(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:17 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:15 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

يوسف اشک

 

تا يوسف اشکم سر بازار نيايد

کالاي مرا هيچ خريدار نيايد

 

در سوز جگر مصلحت ماست که ما را

غير از جگر سوخته در کار نيايد

 

خارم من و در سينه‏ي من عشق شکفته است‏

تا خلق نگويند گل از خار نيايد

 

بيمار فراقم من و وصل است دوايم‏

تدبير به کار من بيمار نيايد

 

يک عمر به درگاه رضا رفتم و حاشا

که بر ديدن اين دلشده يکبار نيايد

 

اي حجت هشتم که خدا خوانده رضايت‏

مدح تو جز از ايزد دادار نيايد

 

خود را به تو بستم که منم نوکر کويت‏

از نوکريم گر که ترا عار نيايد

 

ما عافيت از چشم تو داريم، که گويد

بيمار به دلجوئي بيمار نيايد؟!

 

نوميدي و درگاه تو بي‏سابقه باشد

هر کار ز تو آيد و اين کار نيايد

 

آخر به کجا روي کند اي همه رحمت‏

گر در بر تو شخص گرفتار نيايد؟!

 

ديدم همه جا بر در و ديوار حريمت‏

جائي ننوشته است: گنهکار نيايد

 

جاروکش درگاه توام همچو «مؤيد»

زين بيش ازين بنده‏ي دربار نيايد

 

سيد رضا مؤيد


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:12 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

حديث سلسلة الذهب

هنگامي که امام وارد نيشابور شد و در چارسوق بازار بود (يا آن گاه که نيشابور را به عزم مرو ترک مي‏گفت) اجتماعي بزرگ بر پا شد و عده‏اي از علما و اصحاب حديث اهل سنت، همچون محمد بن ‏اسلم، اسحاق بن ‏راهويه، محمد بن ‏رافع (درگذشت 245) و يحيي بن ‏يحيي (درگذشت 226)، پيرامون کجاوه‏ي آن حضرت فراهم آمدند و از وي خواستند تا حديثي براي آنها بيان کند. پس مرکب آن حضرت ايستاد. امام پرده‏ي کجاوه 

را کنار زد و در حالي که ردايي از خز بر سر انداخته بود، چشمان مسلمانان را به طلعت مبارک خود روشن ساخت و حديثي از پدرش و جدش و ديگر آباء طاهرين خود تا رسول خدا (ص) از جبرئيل روايت کرد که خداوند متعال فرمود: «کلمه‏ي لا اله الا الله دژ من است. پس هر که آن را بگويد، در دژ من داخل شود و کسي که در دژ من داخل شود، از عذاب من ايمن گردد» [] . 

هنگامي که کاروان حرکت کرد، امام افزود: «با رعايت شروط آن، که من خود از شروط آن هستم» (اربلي، 1381 ق، ج 3، ص 145). [2]  گفته شده است در آن روز 24000 تن، اين حديث را تحرير کردند و ابوزرعه رازي [3]  و محمد بن ‏اسلم طوسي به عنوان مستملي گفتار امام را براي کاتبان حديث تکرار کردند (ابن ‏بابويه، 1404، ج 2، ص 145 - 143؛ اربلي، 1381 ق، ج 3، ص 145 - 144؛ ابن ‏صباغ، 1408 ق، ص 251 - 250). 

اين حديث از آن جا که روات و محدثانش همه ائمه‏ي اطهارند و سند روايت آن از ائمه تا حضرت رسول پيوسته و مسلسل است به سلسلةالذهب (زنجيره‏ي زرين) معروف شده است و در همان حال تأکيدي بر استمرار و پيوستگي امامت در تفکر شيعي و حقانيت شيعه‏ي دوازده امامي است. بيان اين حديث از سوي امام در حقيقت دعوت به وحدت کلمه و اتفاق و پرهيز از اختلاف کلمه و دشمني بوده است، زيرا اساس اسلام و مدخل آن کلمه‏ي توحيد است که معتقدان به خود را از هرگونه تشويش و عذابي در امان مي‏دارد (زرياب خويي و مشايخ فريدني، 1380، ج 2، ص 366). جمله‏ي امام نيز پس از اين حديث قدسي، به اين مطلب اشاره دارد که امامت و ولايت به معناي صحيح کلمه، تکميل کننده‏ي توحيد است و بدون آن توحيد درک نخواهد شد و مسلمانان به رستگاري نخواهند رسيد (محقق، 1357، ص 81).


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:12 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

رباعي امام رضا

 

امشب که صفا در همه جا مي‏ريزد

چون برگ خزان گناه ما مي‏ريزد

 

از يمن ولادت رضا رحمت حق‏

در بزم محبان رضا مي‏ريزد

 

 

 

محبوب رضا است هر که دل ريش‏تر است‏

از کعبه صفاي اين حرم بيشتر است‏

 

اينجاست طبيبي که ندارد نوبت‏

هر دل که شکسته‏تر بود پيش‏تر است‏

 

 

جلوه‏گر تا در جهان شد روي نيکوي رضا

شد فلک در عبرت از سيماي دلجوي رضا

 

از گلستان محمد شد گلي زيبا پديد

طعنه زن بر نور شمس آسمان روي رضا

 

تقي زنگي‏

 

 

بر روي رضا شمس امامت صلوات‏

بر شافع ما روز قيامت صلوات‏

 

در روز ولادتش که شادند همه‏

بفرست بر اين روح کرامت صلوات‏

 

 

 

يا رب ز تو ما عشق و صفا مي‏خواهيم‏

در سينه‏ي ما آه و نوا مي‏خواهيم‏

 

يک تذکره‏ي مدينه و کرببلا

در روز ولادت رضا مي‏خواهيم‏

 

 

 

در باغ ولايت گل خشبوست رضا

سرو چمن گلشن مينوست رضا

 

نوميد مشو ز درگه احسانش‏

زيرا به جهان ضامن آهوست رضا


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:11 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
هواي زيارت

زائر کوي رضايم روز و شب‏
در هواي آشنايم، روز و شب‏
 
رهسپار راه سبز راستي‏
راهي راه ولايم، روز و شب‏
 
جز زلال عطر روي يار نيست‏
در گذار لحظه‏هايم، روز و شب‏
 
تا به اوج سبز گردون مي‏رسد
نغمه‏ام، شورم، نوايم، روز و شب‏
 
سرخوشم از جرعه‏ي ميناي او
مست از جام بلايم، روز و شب‏
 
تا به سمت عشق، روآورده‏ام‏
زائر آيينه‏هايم، روز و شب‏
 
تا به سوداي رضا دل بسته‏ام‏
از همه عالم رهايم، روز و شب‏
 
يک صداي آشنا از دورها
مي‏کند هر دم صدايم، روز و شب‏
 
دل به دست عشق دادم، تا شود
در حريم عشق، جايم، روز و شب‏
 
جان سپار راه جاويد رضا
رهرو آل عبايم، روز و شب‏
 
بر گل رخساره‏ي مولا قسم!
در هوايم در هوايم، روز و شب‏
 
دل رها کردم به دست روشني‏
تا شود کوي وفايم، روز و شب‏
 
در هوايش، در هوايش سرخوشم‏
ساکن کوي وفايم، روز و شب‏
 
قبله‏ام تا خاک خوشبوي رضاست‏
از دل و از جان، جدايم، روز و شب‏
 
تا به سويش رونمودم «نسترن»
لحظه لحظه با خدايم، روز و شب‏
 
 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:6 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

یاد تو امید خسته جان است رضا

در قلب تو یک جهان نهان است رضا

در گوش فلک رضا رضا می پیچد

حاجت به بیان نیست عیان است رضا

 

******************

در غربت شعر آشنایی ای دوست

پژواک صدای بی صدایی ای دوست

طوفانزده موج غم و دردم من

دریاب که تو دست خدایی ای دوست

 

****************
با دیده دل نظر به روی تو کنم

با پای یقین گذر به سوی تو کنم

ای کاش کبوتر حرم می گشتم

تا با دل و جان طواف کوی تو کنم

شاعر:عزیزه احمدپور(سیرجان)


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:6 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

 گل مي كند بهار تو در باغ سينه ها

پر مي شود ز باده ي تو آبگينه ها

نقاره مي زنند به بامت فرشتگان

حتما شفا گرفته ز دست تو سينه ها

ديگر غريب نيستي اي آشنا ترين

تاييد مي كند سخنم را قرينه ها

اول همين كه سمت حريم تو آمدند

صدها هزار مرد غريب از مدينه ها

ديگر هم آن كه از نفس تو غريب ماند

در سينه هاي عاشق وصل تو كينه ها

تجديد كن حكومت خود را به قلبها

اينجا فراهم است برايت زمينه ها

گرم فضا نوردي خوف و رجا شديم

آيا به ما نمي رسد آخر سفينه ها

دارد حكايت از عشاق گنبدت

يعني كه زرد باد رخ از عشق بي حدت

هر سر كه از خيال تو پر شور مي شود

درياي بر كرانه اي از نور مي شود

در شعله ي محبت تو سينه تا گداخت

غرق تجلي است وشب طور مي شود

با هر "وان يكاد" لبان فرشته ها

صد چشم زخم از حرمت دور مي شود

فردا كه موج خيز هراس است زائرت

در ساحل نجات تو محشور مي شود

با پلك بسته آمده دشمن به جنگ تو

از بس حريم قدس تو پر نور مي شود

چون حوض كوثر است گوارا عقيق تو

فوق بهشت آمده صحن عتيق تو

ما را به گوشه حرم خود مقيم كن

مهمان مهرباني دست كريم كن

تا شعله زار شوق تو بالي بگسترد

اي صبح، دشت عاطفه را پر نسيم كن

درباني حريم تو در آرزوي ماست

ما را عصا به دست بخواه و كليم كن

مژگان ما كه سمت شكوه تو وا شده است

وقف غبار روبي فرش و گليم كن

بي اطلاع از اول و از آخر خوديم

ما را كه حادثيم، رهين قديم كن

اين دل زجنس پنجره فولاد تو نبود

يعني كه زود مي شكند از فراق، زود

 

خورشيد گرم چيدن بوسه زماه توست

گلدسته ها منادي شوق پگاه توست

آري شگفت نيست كه بي سايه مي روي

خورشيد هم زسايه نشينان ماه توست

از چشم آهوان حرم مي توان شنيد

اين دشتها به شوق شكار نگاه توست

بالاي كاشي حرم تو نوشته است

هرجا دلي شكست همان بارگاه توست

با اين كه سال هاست سوي طوس رفته اي

اما هنوز چشم مدينه به راه توست

يعني كه كاش فصل غريبي گذشته بود

ديگر مسافرم زسفر بازگشته بود

هرچند سبز مانده گلستان باورت

آيينه اي جز آه نداري برابرت

راه از مدينه تا به خراسان مگر كم است

با شوق ديدنت شده آواره خواهرت

ديگر دلي به ياد دل تو نمي طپد

بالي نمانده است براي كبوترت

مثل نسيم مي رسد از ره جواد تو

يعني نمي نهي به روي خاكها سرت

تنها به كرب و بلا سرنهاده بود

مردي كه داشت نوحه گري مثل مادرت

اشك تو هست تا به ابد روضه خوانمان

تا كربلاست همسفر كاروانمان

 

سروده محمد جواد زماني  


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:6 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

هشتمين حجت خدا اينجاست

قبله هفتمين رضا اينجاست

هر چه خواهى بخواه از اين درگاه

منبع رحمت خدا اينجاست

بنگرى گر به ديده تحقيق

مظهر ذات كبريا اينجاست

به كجا ميروى تو اى سائل

صاحب بخشش و عطا اينجاست

روى كن جانب امام رئوف

كه ملاذ شه و گدا اينجاست

آنكه بودى حريم اقدس او

عطر اگين كند فضا اينجاست

بهتر از روضه بهشت برين

روضه شاه دين رضا اينجاست

نور چشمان موسى جعفر

گل گلزار مرتضى اينجاست

گره افتاده ، اى كه در كارت

باش اگه گره گشا اينجاست

آنكه گيرد ز راه لطف و كرم

دست ما را در ان سرا اينجاست

كيمياى سعادت ار طلبى

با خبرباش كيميا اينجاست

آنكه در شدت مصائب بود

به رضاى خدا رضاى خدا رضا اينجاست

آنكه هر سائلى بدرگاهش

مينهد روى التجا اينجاست

آنكه گردون به خاك درگه او

قامتش ميشود دو تا اينجاست

آنكه در هر بلا و غم گيرد

دست افتاده اى ز پا اينجاست

آنكه هر شيعه بهر غربت او

هست با چشم پر بكا اينجاست

آنكه هر روز اشك غم ميريخت

بهر سلطان كربلا اينجاست

 


موضوعات مرتبط: امام رضا(ع)
[ چهارشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۹ ] [ 5:3 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب