مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی


موضوعات مرتبط: امام باقر(ع)
[ سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ ] [ 21:43 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

ذکرم شـده ثـنای تو یا باقر العلوم

جان را کـنم فدای تو یا باقر العلوم

روز شهادتت همه جا جار می زنم

هـسـتم گدا گدای تو یا باقر العلوم

 

================================

تسليت صاحب شيعه كه غمي ديگر شد
برگ مژگان ملائك ز سرشكش تر شد
بسكه بر ساقه‌ي گل ريخت عدو زهر جفا
پنجمين گل ز گلستان علي پرپر شد

=================================

بـه سر مـی پـرورانم من هوای حضرت بـاقر (ع)
بـه دل باشد مرا شوق لقای حضرت باقر (ع)
زعشقش جان من بر لب رسیده کس نمی دانـد
کـه نبود چاره ساز من سوای حضرت باقر (ع)

==================================

دلم پر مى ‏زند امشب براى حضرت باقر
که گویم شرحى از وصف و ثناى حضرت باقر
ندیده دیده ى گیتى به علم و دانش و تقوا
کسى را برتر و اعلم به جاى حضرت باقر

 

 


موضوعات مرتبط: امام باقر(ع)
[ دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ ] [ 22:11 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

« السلام عليك يا باقر العلوم (ع)  »

 

وصّی پنجم پیغمبر خدائی تو

خزانه کرم و جود ذوالعطائی تو

بسوی مقصد والای انبیاء، توحید

به ما سوای خداوند رهنمائی تو

تو باقری و شکافنده  علوم توئی

کتاب روشن و گویای کبریائی تو

نه شیعه را تو فقط مقتدا و سالاری

به انبیاء سلف نیز مقتدایی تو

صفای زمزم و بیت و صفائی و مروه

حقیقت حجر و کعبه و منائی تو

سلام ختم رسل را شنیدی از جابر

چرا که نور دو چشمان مصطفائی تو

نظیر دو گل گلزار مصطفی حسنین

سرور سینه زهرا و مرتضائی تو

به صولتی چو علی و به عصمتی زهرا

حسین هیبت و در علم مجتبائی تو

به وقت بندگی و موقع دعا چو پدر

اگرچه  روح عبودّیت و دعائی تو

سه ساله بودی و همراه سیّدالشهدا

شریک نهضت خونین کربالئی تو

====================

بين نماز ، وقت دعا گريه مي كني
با هر بهانه در همه جا گريه مي كني

در التهاب آهِ خودت آب مي شوي

مي سوزي و بدون صدا گريه مي كني

هر چند زهر قلب تو را پاره پاره كرد
اما به ياد كرب و بلا گريه مي كني

اصلاً خود تو كرب و بلاي مجسّمي
وقتي براي خون خدا گريه مي كني

آب خوش از گلوي تو پايين نمي رود
با ناله هاي وا عطشا گريه مي كني

با ياد روزهاي اسارت چه مي كشي ؟
هر شب بدون چون و چرا گريه مي كني

با ياد زلفِ خوني سرهای ني سوار
هر صبح با نسيم صبا گريه مي كني

هم پاي نيزه ها همه جا گريه كرده اي
هم با تمام مرثيه ها گريه مي كني

ديگر بس است « چشم ترت درد مي كند ! »  
از بس كه غرق اشك عزا گريه مي كني

يوسف رحيمي

=============================

هفتم ماه است و باید چشم ها گریه کنند
پا به پای روضه های هل اتی گریه کنند

این قبیله بی نیاز از روضه خوانی منند
که فقط کافی است گویم کربلا گریه کنند

با همین گریه است که یک چند روزی زنده اند
پس چه بهتر اینکه بگذاریم تا گریه کنند

حال که گریه کن مردی ندارد این غریب
لااقل زن­ها برایش در منا گریه کنند

هر زمانی که میان خانه روضه می گرفت
امرش این بود اهل خانه با صدا گریه کنند

با سکینه می نشیند "شیعتی" سر می دهد
آه جا دارد تمام آب ها گریه کنند

چشم او شام غریبان دیده بین شعله ها
عمه هایش در هجوم اشقیاء گریه کنند

یاد دارد کعب نی هایی که مانع می شدند
چشم های زخم آل مصطفی گریه کنند

در قفای ذوالجناح با عمه آمد قتلگاه 
انبیاء را دید با خیر النساء گریه کنند

عمه دردانه اش جان داد تا اهل حرم
یا شوند آزاد از زنجیر یا گریه کنند

یاد موی خاکی همبازی اش تا می­کند
دخترانش مو پریشان ای خدا گریه کنند
جواد حیدری

======================================================

سوغات ما از کربلا درد و محن بود
پژمردگيّ لاله هاي در چمن بود
من تشنگي در خيمه را احساس کردم
ياد از دو دست خوني عباس کردم
من کودکي بودم که آهم را شنيدند
ديدم سر جد غريبم را بريدند
من ديده ام در وقت تشييع جنازه
اسبان دشمن را که خورده نعل تازه
من با خبر هستم ز باغي پر شکوفه
خورشيد را بر نيزه ديدم بين کوفه
گر چه که من مسموم از زهر هشامم
من کُشته ي ويرانه اي در شهر شامم
ديدم که پر مي زند همسنگر من
در خاطرم شد زنده ياد مادر من

======================================

مانده داغی عظیم بر جگرت

عکس راسی به نیزه،در نظرت

سر بازار شام و بزم شراب
چه بلاهایی آمده به سرت!؟

هر شب جمعه خون دل خوردی
پای ذکر مصیبت پدرت

پای روضه به جای قطره ی اشک
خون و خونابه ریخت از بصرت

می توان دید عکس زینب را
بین قاب کبود چشم ترت

سوختی سرو باغ فاطمیون
زهر آتش زده به برگ وبرت

گر گرفته فضای حجره ی تان
تحت تاثیر آه شعله ورت

مهر و تسبیح کربلایت را
داده ای ارثیه به گل پسرت
وحید قاسمی

========================================

آسمان اشك غم از ديده ما بيرون كرد

 دل ما را ز غم و غصّه لبالب خون كرد

هر دلى رسته ز غم بود، به غم كرد دچار

 هر سرى لاف زد از عقل و خرد مجنون كرد

هر كه در دايره عشق و وفا گام نهاد

 چرخش از دايره عشق و وفا بيرون كرد

پنچمين حجت حق حضرت باقر كه خدا

 بهر او خلقت اين دايره گردون كرد

گشت مسموم جفا از اثر زهر وليد

 شيعيان را به جهان غمزده و محزون كرد

چه دهم شرح غمش را كه ندانم به خدا

 با دل خسته او زهر هلاهل چون كرد

گويم آن قدر كه تا بر سر زين جاى گرفت

آسمان زين فلك از غم او وارون كرد

قدر اين گوهر يكدانه ندانست فلك

كه غريبانه به زير لحدش مدفون كرد

مى رود اشگ غم از چشم ملايك «خسرو»

 شعر جانسوز تو چون چشم ملك جیحون کرد

. (محمّد خسرو نژاد)

 

 


موضوعات مرتبط: امام باقر(ع)
[ دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ ] [ 22:3 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

از روز ازل شور حسیني به سر افتاد
از داغ غمش سوختم و بال و پر افتاد
هر قلب شکسته تپشش ذکر حسين است
با ذکر حسين در دل عالم اثر افتاد
آنقدر من از کرببلا مست و خرابم
کز بدو تولد عطشش در جگر افتاد
صد پاره ز غم شد دل غرقابه به خونم
آن روز که در وادي عشقم گذر افتاد
آن لحظه که گلها ز عطش سوخته بودند
ديدم ز فرس خوني و زخمي قمر افتاد
يکباره سر و پاي وجودم همگي سوخت
آندم که حسين بر سر نعش پسر افتاد
جانسوزتر از آن همه دردي که کشيدم
ديدم سر شش ماهه چو گل، از شجر افتاد
يک خنجر غرقابه به خون ديدم و مُردم
آن لحظه که بر گودي مقتل نظر افتاد
گوئي که همه بال ملائک ز شرر سوخت
تا بر تن هر خيمه ز کينه شرر افتاد
اي واي که من آرزوي مرگ نمودم
آن لحظه که جان پدرم در خطر افتاد
افتاد ز بس روي زمين، عمه رقيه
صد خرمن آتش به دل و بر جگر افتاد
صد بار بميرم بِه از آن تا که ببينم
چشم پدرم بر سر و بر تشت زر افتاد
با اين همه دردي که نهان در دل من شد
ديگر شجر زندگيم از ثمر افتاد

=======================

اى زمین و آسمان سوگوار غربتت

آفتاب صبحدم، سنگ مزارغربتت

بر جبین فصل‏ها هر یک نشان داغ توست

اى گریبان خزان، چاک از بهارغربتت

یک بقیع اندوه و ماتم یک مدینه اشک وخون

سینه‏‎هامان یک به یک آیینه دار غربتت

پاک شد آیینه از زنگ، اى تماشایى‏‎ترین

شستشو دادیم دل را، باغبار غربتت

شب سیه پوش از غم و اندوه بى‎پایان توست

شرمگین خورشید، ازشب‎هاى تارغربتت

اى بقیعت عاشقان را کعبه عشق وامید

سینه چاکیم از غم تو، بى قرارغربتت

شهر یثرب داغدار خاطرات رنج توست

خم شده پشت مدینه زیربار غربتت

مى‎‏تپددل‎هاى عاشق در هواى نامتو

با غمى خو کرده هر یک در کنارغربتت

کاش مى‎‏شد روشناى تربت پاک تو بود

چلچراغ اشک ما در شام تارغربتت

دایره در دایره پژواکى از اندوه توست

هیچ داغى نیست بیرون از مدارغربتت

دامن اشکى فراهم داشتم یک سینه آه

ریختم در پاى تو کردم نثارغربتت

آشناى زخم دل‎ها،غربت معصوم توست

من دلى دارم پریشان، از تبارغربتت

کسی که طعم زبان عسل نمی فهمد

توهرچه هم بخوانی غزل ؛ نمی فهمد

حکایت نرود میخ اهنی درسنگ ؛

مگو به سنگ که ضرب المثل نمی فهمد

حدیث عاشقی به پایان نمی رسد اما…

دریغ و درد که این را اجل نمی فهمد

 


موضوعات مرتبط: امام باقر(ع)
[ دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ ] [ 21:58 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

السلام علیک یا ابا جعفر یا محمد بن علی ایها الباقر

یابن رسول الله

انا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله

 و قدمناک بین یدی حاجاتنا

یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله

 

گوهر آل رسولی

به جهان نور دو عینی
پسر کرب و بلائی
نوه‌ی پاک حسینی

===================

نه طاقت است زبان را به وصف غم‌هایش
نه قدرت است قلم را که تا کند مرقوم
بگو به امت اسلام، این سخن (میثم)
به مرگ حضرت باقر یتیم گشت علوم

=======================
کسی که بود شکافنده‌ی تمام علوم
هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم
سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله
وصّی پنجم تو کشته شد، ولی مظلوم

===========================
باقر علم جهان را تو ملقب باشی
تو به یادآور هر ناله‌ی زینب باشی
دل شیعه نگرانت
زهر کین برده توانت

======================

تو شفای دل زارت
همه جا فکر حسین است
به لبِ غرق به خونت
همه دم ذکر حسین است

============================

نظرت می رسد آن لحظه اسیرت کردند
سمّ  اسبان عدو یکسره زیرت کردند
عطش آمد به سراغت
علی اصغر شده داغت

============================
به غربت علی و خاندان او سوگند
امام ما ز جهان رفت با دلی مغموم
هماره قصه مظلومی‌اش به خاک بقیع
بود ز غربت قبرش برای ما معلوم

==========================
گهی به زخم زبان قلب حضرتش خستند
گهی به خانه‌اش از کینه خصم برد هجوم
بسان مادر و آباء رنج دیده‌ی خویش
همیشه بود ز حقّ و حقوق خود محروم

============================

ای خدای باقر !علم نیست آنچه در نزد مردمان است.

علم آن است که مظهرش باقر العلوم است.

ما را سنگریزه ای از سلسله جبال علوم باقری عنایت کن!

شهادت حضرت امام محمد باقر( ع) تسلیت باد

===============================

سالروز شهادت جانسوز نهال گلشن دین،

نور دیده زهرا، سپهر دانش و بینش،

امام محمد باقر(ع) تسلیت باد

 

 


موضوعات مرتبط: پیامک های مناسبتی
[ دوشنبه نهم آبان ۱۳۹۰ ] [ 21:43 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب