مشهد مقدس شهر بهشت
اشعار مذهبی

صادق که بود عشق و قرار شیعه

گلواژه قدر و اعتبار شیعه

همواره بود مکتب انسان سازش

در بین مکاتب افتخار شیعه

**************************

صادق که از او جهان منّور باشد

نام و سخنش نشاط آوار باشد

فرمود که ای مردم آزاده،غضب

در نزد بشر کلید هر شر باشد

***************************

صادق که از او سینه طرب ناک شود

با نگهش گُنه ز دل پاک شود

حیف است که آن گهر علم و تقوا

ای اهل ولا در صدف خاک شود

*****************************

این نکته از امام صادق آن نیک سرشت

در دفتر رهروان توحید نوشت

از روز ازل شیعه ما را یزدان

از طینت آل پیمبر بسرشت

شاعر:حاج حسن مطهرنیا


موضوعات مرتبط: امام جعفر صادق(ع)
[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 20:47 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]

من کیستم حقیقت حق را خزانه ام
 بیرون ز مرز فکر و خیال و فسانه ام

بنیانگذار مذهب و مسندنشین علم
فیض مدام فلسفه عارفانه ام

سبط نبى و پور على، نجل فاطمه
 الگوى صبر و صلح حسن را نشانه ام

آئینه دار نهضت سرخ حسینى ام
 چون عابدین به نخل عبادت جوانه ام

بحرالعلوم باب من است و سخا و جود
 یک قطره اى بود ز یم بیکرانه ام

استاد فقه و فلسفه و منطق و اصول
 پرچم فراز علم به قاف زمانه ام

با این همه جلال در این جوّ قیرگون
 محصور کرده خصم ستم پیشه خانه ام

از یورش شبانه ابن الرّبیع پست
 آید به ناله سنگ ز سوز شبانه ام

لرزد به سان بید تن اهل بیت من
 تا مى کشد ز خانه برون وحشیانه ام

آن بى حیا سواره و من با تن ضعیف
 پاى پیاده در پى اسبش روانه ام

تندى کند که تند برو در بر امیر
 کندى اگر کنم بزند تازیانه ام

آنان که سوخته اند دَرِ خانه على
 آتش زدند از ره کین درب خانه ام

 (ژولیده اصفهانى)


ز هر طرف به کمان تیر غم زمانه گرفت
دل مرا که بسی بود خون، نشانه گرفت

چو جد خویش علی سالها به خانه نشاند
ز دیده ام همه شب اشک دانه دانه گرفت

هنوز خانه زهرا نرفته بود زیاد
که آتش از درو دیوار من زبانه گرفت

سپاه کفر به کاشانه ام حجوم آورد
مرا بزمزمه و ناله شبانه گرفت

زباغ فاطمه صیاد، مرغ سوخته را
دل شب آمد و در کنج آشیانه گرفت

سر برهنه و پای پیاده برد مرا
پی اذیت من بارها بهانه گرفت

هنوز خستگی راه بود در بدنم
که خصم تیغ به قتلم در آن میانه گرفت

هزار شکرکه زهر جفا نجاتم داد
مرا بموج غم از مردم زمانه گرفت
 
چه خوب اجر رسالت گرفت آل رسول
که گه بزهر جفا گه به تازیانه گرفت
 
گرفت تاسمت نوکری زما«میثم»
مقام سروری و جاودانه گرفت

(غلامرضا سازگار)

کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع
تا سحر می‌سوختم چون قلب زوار بقیع
کاش می‌شد مخفی از وهابیان سنگدل
می‌نهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع
قبه و قبر و رواق و خانه و گلدسته داشت
ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع
نیست حق گریه‌اش بر چار قبر بی‌چراغ
زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع
ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان
صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع
آب، خون و دانه اشک و ناله‌اش سوز جگر
هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع
گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور
شب که خلوت می‌شود زهراست، زوار بقیع
اینکه آثارش بوَد باقی میان دشمنان
دست حق بوده‌ست از اول نگهدار بقیع
گر به دقت بنگری بر این امامان غریب
می‌چکد پیوسته اشک از چشم خونبار بقیع
بس که آغوشش پر است از لاله‌های فاطمه
بوی جنت خیزد از دامان گلزار بقیع

غلامرضا سازگار

دلم هوای بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکی به دست می گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع

سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

سلام من به مزار معطّر صادق

که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

سلام من به ششم ماه فاطمیّ بقیع

سلام من به گل یاس هاشمیّ بقیع

ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد

هدف به تیر جسارت امام صادق شد

همانکه فاطمه را بین کوچه زد گویا

ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

امام پیر و کهن سال شیعه را کشتند

امان که روح سبکبال شیعه را کشتند

فضای شهر مدینه بیاد او تار است

هنوز سینه ی آن پیر عشق خونبار است

هنوز می کشد او را عدو به دنبالش

هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

هنوز تلخی کامش به حسرت شهدی است

هنوز چشم دلش بر رسیدن مهدی است

سید محمد میرهاشمی 


موضوعات مرتبط: امام جعفر صادق(ع)
[ یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ ] [ 20:44 ] [ مصطفی محمدزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

منتظران مشهدالرضا
لطفا در جهت پيشرفت كار نظر بدهيد و اگر شعر زيبايي داريد
خواهشمندم در قسمت نظرات قرار دهید تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد.
mostafa.1108@yahoo.com
اینستاگرام
mashhad.8
مصطفی محمدزاده
لینک دوستان
لینک های مفید
امکانات وب